• By -

سازگاری اجتماعی افراد دارای نقص بینایی و عوامل موثر بر آن

در سنین نوجوونی، پذیرش در جمع دوستان رفاقت ها و روابط بین فردی با همسالان اهمیت خاصی داره، از دست دادن مهارت های اجتماعی بین فردی می تونه زمینه ساز مشکلات بسیار زیاد ای واسه نوجوانان باشه. هم اینکه تحقیقات درازمدت (کاگان و ماس[۳]، ۱۹۶۲، به نقل از احمدی زاده، ۱۳۷۴) نشون دهنده اون هستش که مشکل های روابط اجتماعی در سنین پایین به دوران بزرگسالی منتقل می شن.

مشکلات

از چند دهه پیش، یافته های خیلی از تحقیق ها نشون دهنده اینه که افراد دارای مشکل بینایی درصد بالایی از اختلاف های اجتماعی رو نشون میدن (کریگان[۴]، ۱۹۷۷، بامان[۵]، ۱۹۳۷؛ کیمارولی، ۲۰۰۶[۶]). چیزی که مسلمه مشکل مشکل بینایی به صورت مستقیم باعث ایجاد مشکلات عاطفی و رفتاری در میان نوجوانان گرفتار به مشکل بینایی نمی شه، بلکه اختلاف اجتماعی رو شدید شدن می کنه (آمرمن[۷]، ۱۹۸۹، ۱۹۸۷؛ وارن، ۱۹۹۴، وان هسلت ۱۹۸۳، لانفلد، ۱۹۸۱).

از بین مشکلات زیاد عاطفی در میان افراد دارای مشکل مشکل بینایی، اضطراب به عنوان بخش مهمی از اختلاف فردی و اجتماعی افراد گرفتار به مشکل مشکل بینایی به حساب میاد (بامان[۸]، ۱۹۷۳). بعضی از سطوح اضطراب در نوجوانان گرفتار به مشکل مشکل بینایی غیرقابل دوری می باشه چون که بر محدودیت های عملکردی مربوط به نابینایی متکی می باشه (آمرمن، وان هسلت، هرسن، ۱۹۸۶). نوجوانان نابینا و نیمه بینا بر محیط های اجتماعی و فیزیکی دور و بر خود کنترل محدودی دارن و به خاطر همین درصد بالایی از ناامیدی، افسردگی و اضطراب رو تجربه می کنن. تحقیقات خود گزارشی رابطه ی معنا داری میان مشکل بینایی و سطح اضطراب فرد نابینا رو گزارش نمی دهد و نشون می دهد که متغیرهای دیگری مثل سن بالا، هوش پایین و مونث بودن سطح اضطراب رو در نوجوانان گرفتار به مشکل مشکل بینایی رو افزایش می دهد (هاردی[۹]، ۱۹۶۸).

اضطراب

وان هسلت (۱۹۸۳) آزمایش جامعی از مهارت های اجتماعی نوجوانان پسر بینا و نابینای مادرزادی انجام داده ان. موقع انجام مصاحبه نوجوانان نابینا در مورد ی مهارت های اجتماعی و اجزای غیرکلامی مثل خندیدن، ژست بدن، وضعیت ایستادن و رفتارای کلیشه ای فرق زیادی با نوجوانان بینا از خود نشون ندادند. درزمان مصاحبه از نوجوانان گرفتار به مشکل بینایی سئوالات باز جواب کمتری نسبت به نوجوانان سالم پرسیده شده نوجوانان گرفتار به مشکل بینایی زمان طولانی تری رو در پاسخگویی از خود نشون داده و مشکلات سخنوری اونا هم بیشتر بود. در پرسشنامه رفتار کودک که بوسیله والدین پر شد. نوجوانان گرفتار به مشکلات بینایی در مقایسه به نوجوانان بینا در مورد سازگاری مدرسه ای و جذابیت جسمی نمرات کمتری به دست آوردن. هم اینکه اونا دارای رابطه محدودتر و مشکل وسواس فکری، رفتارای دشمنی آمیز و دپرس تر بودن. مشخص شد که نوجوانان گرفتار به مشکلات بینایی نسبت به نوجوانان بینا در اجزای غیرکلامی (مثل خندیدن) مهارت کمتری داشته و رفتارای کلیشه ای از خود نشون می دادن.

تحقیقات زیادی در مورد اثر درمان های روان شناختی (رفتار درمانی و درمان شناختی رفتاری بر سازگاری اجتماعی کودکان و نوجوانان عادی انجام شده و یافته های این بررسی ها نشون داده که مداخلات روان شناختی از جمله رفتار درمانی بر سازگاری اجتماعی افراد عادی به خصوص نوجوانان مؤثر هستن (دارلاک[۱۰] و همکاران، ۱۹۹۱، تواتیز[۱۱]، ۱۹۹۴، به نقل از سخندان توماج، ۱۳۸۰، اعرابی، ۱۳۸۰؛ صدیقی، ۱۳۸۰؛ مظاهری، ۱۳۸۲، درستی، ۱۳۸۳).

افراد دچار آسیب های دیداری (نابینا، کم بینا) گرایش دارن که در موقعیت های اجتماعی واکنشی رفتار کنن براساس اندازه آسیب دیداری، اونا ممکنه بدون فرصت و توانایی اکتساب مهارتهای اجتماعی از راه مشاهده ی رفتار بقیه در موقعیت های اجتماعی مثل بقیه باشن. افراد دچار آسیب های دیداری که مهارت های اجتماعی لازم رو هم به دست آورده ان هنوز ممکنه در کارکرد مناسب در مورد های بین فردی با مشکل مواجه باشن. این می تونه به وجود اومده توسط نشونه های شکست موقعیتی، از دست دادن بازخوردهای رو راست از تعاملات، رفتار ناجور افراد بینا و وجود نگاه های منفی در قبال افراد دچار آسیب های دیداری در جامعه باشه. افراد نابینا ممکنه براساس تعاملات منفی با افراد بینا، شناخت ها و احساسات معیوبی رو پیشرفت بدن که به کار گیری این مهارتهای اجتماعی اونا رو در شرایط زندگی واقعی دچار مشکل می کنه.

از نظر رشد اجتماعی و هیجانی و هم سازگاری اجتماعی، اصول و موضوعات مربوط به رشد اجتماعی و رشد هیجانی افراد نابینا مثل افراد بینا هستش. چیزی که موجب اختلاف نابینایان می شه فرق های هوشی اونا نیس بلکه عوامل دیگری مثل محیط های خانوادگی بد، وجود ناتوانایی های دیگه و عکس العمل ناسنجیده ی دور و بری ها می باشه (شریفی درآمد، ۱۳۷۹).

۲-۶-۶ عوامل مؤثر در سازگاری نابینایان

عواملی که در چگونگی توانایی و سازگاری نابینایان مؤثره:

عوامل زیادی در چگونگی توانایی ها و سازگاری های نابینایان و هم اینکه روش های آموزشی و باز پروری و توانبخشی اونا دخالت داره که اینجا به طور خلاصه به بعضی از اونا اشاره می کنیم:

۱- سن وقوع نابینایی

این که کودکان در چه سنی نابینا شده باشن بر توانایی ها و سازگاری های بعدی اون اثر فراوون می گذارن.

واسه بررسی اثرات نابینایی روی افراد جور واجور می تونیم اونا رو به دو دسته تقسیم کنیم.

الف- افراد نابینای مادرزادی و یا اونا که قبل از ۵ تا ۶ سالگی نابینا شده ان. معمولاً آدمایی که قبل از سنین ۵ تا ۶ سالگی بینایی خود رو از دست داده ان از نظر توانایی های کلی مثل کودکانی هستن که دچار نابینایی مادرزادی هستن. چون در چند سال اول زندگی از تجارب و حافظه چشمی خیلی بهره ای کسب نکرده و یا از دست کم حافظه چشمی بهره مند بوده ان.

این کودکان شناخت عینی از عالم بینایی ندارن و نمی تونن از یه بینش تخیلی به درد بخور بهره مند باشن و از اول تولد و یا از دوران بچگی خود رو با دنیای آدمایی که بینایی دارن تطبیق میدن و وسیله شناخت و کسب تجربه رو با بهره گرفتن از بقیه حواس خود اغاز می کنن. این گروه از افراد نابینا دچار شوک یا ضربه روانی نشده و در عالم نابینایی بزرگ می شن. به اون انس می گیرند و نداشتن دید موضوع خیلی مهمی براشون جلوه نمی کنه.

تجربه

ب) افراد نابینایی که بعد از ۵ تا ۶ سالگی بینایی خود رو از دست داده ان. دسته دوم آدمایی هستن که قبلا بینا بوده ان و جامعه افراد بینا رو شناخته ان و کم و بیش ان رو به خاطر می بیارن و از طرف خود و محیط و رنگ ها
و. . . شناخت عینی دارن که کمک مؤثری در به وجود آوردن یه سلسله بینش های تخیلی از مشاهدات قبلی در زمان بینایی به حساب می رود.

در خیلی از مواقع دوران بینایی خود رو به خاطر می اورند و تاسف اون دوران رو می خورند و در واقع افراد نابینایی هستن که سال ها بینایی رو تجربه کرده ان و حالا دقیقا درک میکنن که در اون زمان از چه موهبتی بهره مند بوده ان. وقوع نابینایی بعد از ۵ تا ۶ سالگی اثرات زیادی در سازگاری عاطفی اونا داره و در چگونگی برنامه ریزی آموزشی و توانبخشی هم به طور کامل مؤثره. مثلا وقتی که کودکی قبل از اون که به عللی نابینا شه از آموزش رسمی و خوندن تجاربی کسب کرده باشه با اینکه اصول کلی در مراحل خوندن شاید قابل انتقاله اما هیچ گونه وجوه مشترکی بین خوندن عادی و علائم بریل (خط برجسته که از آرایش و چگونگی قرارگرفتن یک تا ۶ نقطه به وجود می اید) وجود نداره. پس کودکی که قبلا خوندن فارسی رو آموخته بود باید اینک خوندن و نوشتن به روش جدید رو بیاموزد و کاملا معلومه که در این حال آمادگی ذهنی و برابری با روش جدید خوندن و نوشتن واسه کودکی که آموزش متفاوت داشته با کودکی که اینجور روش خوندن و نوشتن اولین تجربه آموزشی اونه فرق داره.

 

کودکی که قبلا یاد گرفته بود که چیجوری کتاب معمولی رو بخونه ممکنه در شروع یادگیری بریل از خود بی میلی و عکس العمل منفی نشون بده چون که هنوز خوب وجود ضعفه بینایی خود رو که تازه براو عارض شده نپذیرفته و نیاز به راهنمایی و مشاوره درست جهت سازگاری های عاطفی، هیجانی و اجتماعی داره. کسائی که در طول زندگی نابینا شده ان در خیلی از موارد قوه درک بیشتری از افراد نابینای مادر زادی دارن. از افراد نابینای زیادی که به عللی در سنین بالای یه سالگی بینایی خود رو از دست داده بودن سوال شد ترجیح می دادین که نابینای مادر زادی بودین؟ جواب های ارائه شده نشون دهنده این واقعیته که اونا از این که نابینای مادرزادی نبوده ان راضی هستن.

تحقیقات بسیاری نشون داده ان که اونا که عالم بینایی رو تجربه کرده ان و شناخت زیادی از ان داشته ان از نظر استعداد، قوه تفکر و یادگیری بهتر از افراد نابینای مادر زادی هستن و از دید درک رنگ و ظواهر طبیعت، مسائلی که به فضا و شناخت محیط و اشیا» رابطه پیدا می کنه، در طول زندگی نابینا شده ان آگاه تر، دقیق تر و واقعی تر از افراد نابینای مادر زادی هستن. کرول، محقق مسائل نابینایی براین عقیده س که دیر نابینا شده ها اکثرا عقاید و دیدگاه های خود رو درباره اشیا» و محیط دور و بر براساس معیارهای به طور کامل متفاوتی با افراد نابینای مادرزادی تو ذهن خود پرورش میدن. دیر نابینا شده ها از راه بینایی قبلی خود مجسم می کنن در حالی که افراد نابینای مادر زادی عقاید خود رو براساس بقیه حواس خود پرورش میدن. ولی این حواس محدودند و دقت کافی رو واسه کسب بعضی اطلاعات ندارن.

کودکانی که تونسته ان قبل از ابتلای به نابینایی دیدن بعضی از اشیا» رو تجربه کنن می تونیم تا اندازه ای برآن تجربه ها متکی باشن. هر چند واسه کودکانی که از زمان تولد نابینا هستن، شاید بعضی از مفاهیم رو با همون سرعت کودکانی که بعد از چند سال بینایی، نابینا شده ان به دست بیارن. بیشتر کارشناسان با این موافقن که کودکانی که از زمان تولد نابینا هستن در یادگیری خیلی از مفاهیم، دچار مشکل بیشتری می باشن.

نوجوون نابینا از دید سازگاری شخصیت دست کم در ۴ زمینه خشونت، رانده – پذیرش، مسائل جنسی و نگرانی از آینده، مشکلات بیشتری دارن و همه این مشکلات از مسائل اساسی نابیناییه. از دست دادن دید این مشکلات رو بر نوجوون تحمیل می کنه.

۲- چگونگی وقوع نابینایی

فردی که یهویی بینایی خود رو از دست می دهد با فردی که در اثر عوامل جور واجور کم کم بینایی خود رو از دست می دهد، از نظر سازگاری های عاطفی و هیجانی و اجتماعی و برابری با وضعیت جدید فرق داره. در واقع فردی که کم کم بینایی خود رو از دست می دهد معمولاً کم کم هم با شرایط جدید موافق می شه. بنابر این در نظر گرفتن این مسائل در سازگاری های اجتماعی افراد مؤثره.

۳- عوامل و چگونگی آسیب بینایی

بعضی از عوامل و شرایطی که دلیل نابینایی می شن مثل آب مشکی مادر زادی بعضی وقتا با دردهایی همراه س که فرد باید اونا رو متحمل شه. طبیعیه که اینجور شرایط در رفتارای عاطفی و اجتماعی و چگونگی سازگاری فرد بی تاثیر نخواد بود.

[۱]- Pellegrini

[۲]- Gesten

[۳]- Kagan & Mos

[۴]- Carrigan

[۵]- Bauman

[۶]- Cimarolli

[۷]- Ammerman

[۸]- Baman & Yoder

[۹]- Hardy

[۱۰]- Dardallac

[۱۱]- Thwaites​

Theme BCF By aThemeArt - Proudly powered by WordPress .
BACK TO TOP