• By -

دیدگاه ها : رویکرد روان شناختی – سلامت روانشناختی

لورنز پایه گذار شاخه گردار شناسی در رشته زیست شناسیه . کردار شناسی از دید کلمه ای به معنی خلق و منشه ، اما امروز به معنی مطالعه علمی رفتار حیواناته . آدم دارای سلامت روانشناختی از دیدگاه لورنز کسیه که بیشترین حد استفاده رو از عقل و خرد می کنه ، نسبت به تکانهای خشن اش اگاهی داره و اونا رو در جهت مورد قبول انسانی می بره و به بهترین شکل با بهره گرفتن از ساختار والایش خشم خود رو از این راه هنر ، علم و … به روش هایی به درد بخور تبدیل کنه .هم اینکه در مواقع تنش واسه کم کردن ان از راه های بی خطر واسه بیان پرخاشگریش استفاده می کنه . تلاش در گسترش روابط دوستانه با افراد و اجتماع داره . از معرفت و مزاح به عنوان دو مایه امید پیشرفت بهترین استفاده رو می جوید . به نظر لورنز اگه آدم از این روش ها بهره بگیره می تونه سایق خشونت خود رو در حد قابل تحملی کنترل کنه( حسینی،۱۳۹۰).

۹-دیدگاه مک دوگال

سلامت روان شناختی از دیدگاه مک دوگال باید بر سه نکته تاکید کنیم . اول اینکه مک دوگال و یونگ از دید باور به اهمیت اتحاد و وحدت واسه بلوغ شخصیت هم عقیده هستن. دوم مک دوگال بر خلاف فروید بلوغ روان شناختی رو به شکل وحدت و اتحاد تعریف می کنه نه افزایش آگاهی و هوشیاری . به نظر ایشون کل کل فعالیت روانی نیمه هشیار یه فرد سالم و روان نژند یه جوره و فرق این دو فقط اینه که فرد سالم تعداد اختلافات نیمه هشیار کمتری داره . سوم مک دوگال ضمن نبود توافق شدید با فروید ، سلامت روان شناختی و رشد شخصیت رو یکی می دونه . مک دوگال مدافع رسمی روان شناسی غایت نگره . ویژگیای رفتار هدف دار بنظر ایشون عبارتند از :

توافق

۱ – یه جور خود انگیختگی فعالیت ، یعنی فعالیتی که از درون ارگانیزم شروع شده باشه و نه به وجود اومده توسط نیروهای خارجی صرف باشه .

۲ – فعالیت هدف دار بطور جداگونه ادامه پیدا میکنه .

۳ – حرکتهای دائمی دارای تغییر راه هستن .

۴ – رفتار هدف دار به محض انکه تغییر خاصی رو بوجود اورد ، متوقف می شه .

۵ – رفتار هدف دار ارگانیزم رو واسه وضعیتی اماده می سازه که اون وضعیت به ایجاد عمل مورد نظر کمک کنه .

۶ – رفتار هدف دار موجب بهبودی فعالیت ارگانیزم در شرایط مشابه می شه .

۷ – افعالیت و رفتار عکس العمل کل ارگانیزمه ، یعنی فرایندهای تموم اجزای ارگانیزم طوری موافق می شن که پیگیری بهتر هدف طبیعی اون رو تشویق کنه .پس شخص دارای سلامت روان در نظریه غایت نگر مک دوگال ، کسیه آخر انگار ایده آل اخلاقی رو راست وفادار بمونه(رضایی،۱۳۸۵) .

 

۱۰-دیدگاه اسکینر

بی . اف . اسکینر استاد دانشگاه هاروارد از ۱۹۴۸ به بعد یکی از روانشناسان تجربی و صاحب نفوذ در سنت رفتار گرایی بوده . سلامت روانی و آدم سالم به نظر اسکینر برابر با رفتار منطبق با قوانین و قوانین جامعه س ، و اینجور انسانی وقتی با مشکل مواجه بشه از راه روش اصلاح رفتار واسه بهبودی و بهنجار کردن رفتار خود و اطرافیانش به طور متناوب استفاده می جوید تا وقتی که به قانون موردقبول اجتماع برسه . هم اینکه آدم باید آزاد بودن خودشو یه جور توهم بپندارد و بدونه که رفتار اون تابعی از محیطه و هر رفتار به وسیله محدودی از عوامل محیطی مشخص می شه . آدم سالم کسیه که از تاییدات اجتماعی بیشتری به خاطر رفتارای متناسب ، از محیط و اطرافیانش دریافت کنه . فرد سالم کسیه که بتونه با هر روشی بیشتر از اصول علمی استفاده کنه و به یافته های سودمندانه تری برسه و مفاهیم ذهنی مثل امیال هدفمندی ، غایت نگری و امثالهم رو کنار بزاره ( معصومی،۱۳۹۰).

سلامت روانی

۱۱-راه و روش روانکاوی

بنظر فروید بیشتر مردم به درجات جور واجور روان نژند هستن و سلامت روان شناختی یه ایده آله نه یه قانون آماری . به نظر فروید ویژگیای خاصی واسه سلامت روان شناختی ضرورت داره . اولین ویژگی خود آگاهیه .

به نظر فروید خود آگاهی واسه سلامت روان شناختی کفایت کننده نیس . میدونیم که زندگی اجتماعی بخودی خود متبع بالقوه غیر منطقی بودنه . فروید تقریباً ایده ای در مورد غیر منطقی بودن اعمال گروهی داشته . اون تموم جنبشهای سیاسی ، دموکراتیک یا استبدادی ، انقلابی یا ارتجاعی رو فاسد و مردود می دونه .

به نظر فروید آدم معمولی کسیه که مراحل رشد روان جنسی رو با موفقیت گذرانیده باشه و در هیچ کدوم از مراحل زیادتر از اندازه اثبات نشده باشه . به نظر اون کمتر انسانی معمولی هستش و هر فردی طوری از انحاء نا متعارفه . فروید از بخش روان شناسی آدم نا معمولی رو به دو گروه روان نژند و دیوونه تقسیم می کنه و هسته مرکزی مریضی روانی رو اضطراب می دونه . به نظر فروید نوع مکانیزمای دفاعی مورد استفاده افراد سالم روان نژند و دیوونه فرق داره . شخص سالم از مکانیزمای دفاعی یه جور دوستی ، پیش بینی ، شوخ طبعی ، والایش و سرکوب استفاده می کنه .

اضطراب

۱۲-دیدگاه یونگ

کلا نظریه یونگ در مورد روان نژندی از عقاید فروید و ادلر پیچیده تره ، کلا که ایشون عقاید انان رو تخریبی و تقلیلی می دونه . به نظر یونگ در بیشتر موارد دلیل روان نژندی « یه سو نگری » است . یه سو نگری به اشکال مختلفی روی میده که دو نوع از اونا اهمیت اختصاصی دارن . در مورد اول شخص در مورد اهدافی دچار مشغله فکری می شه که این اهداف واسه یه مرحله پایین تر از چرخه زندگی متناسب بودن . شخص جوونی که دچار وسوسه فکری مربوط به مشکلات دوران کودکی و خردسالیه ، نمی تونه به راه موثر از عهده خواسته های زندگی و رقابت اجتماعی بر آید . شخص میانسالی که هنوز به جایگاه اجتماعی و جنسیت علاقمنده هم به همین اندازه دچار پریشونی و گیجی شده ، چون این موضوعات نباید تا این اندازه در زندگی این شخص مهم باشن . مشکل دوم یه سو نگری ممکنه به صورت پیشرفت زیادتر از اندازه یه نگاه یا کارکرد اساسی و ریشه ای باشه که موجب شه شخص « نقاب » خودشو بی از حد جدی بگیره .

مشکلات

دوم و مهمتر اینکه یه سو نگری پروسه تفرد رو متوقف می سازه . هدف پایانی روانشناسی فروید و آدلر صلح فرد با خواسته های جامعه س . یونگ این مرحله رو اولین هدف اجباری در سلسله مراتب تفرد ، می دونه . به نظر ایشون تفرد بالاتر از صلح با جامعه س . تفرد به معنی تک شدن ، شبیه شدن و منحصر به فرد شدن عالی و غیر قابل مقایسه س. تفرد یعنی تولید و شکوفایی تمامیت بالقوه ذاتی فرد تفرد لازمه اینه که فرد به تمام و اتحاد برسه . بنابر این یونگ عقیده داره که تعداد خاصی از افراد هر جامعه نا کامل باقی می مونه . تفرد در آسونترین شکل ان عبارتست از تمییز کم کم «من» یا خود باخبر شدن از ناخودآگاهی . اما یونگ افزایش زیادتر از اندازه خود آگاهی رو به همون اندازه کم بودن اون آسیب گونه می دونه و از این دید وضعیت متعادل تری رو اتخاذ کرده . شخص پس از روبرو شدن با نقاب ، سایه و آینما یه مانع پایانی واسه «خود شدن» داره که همون وسئله معانی زندگیه . تلاش فرد واسه جستجوی حقیقت ازلی مشکل معنی زندگی رو حل می کنه . اینجور تلاشی به طور همزمان فرد رو از قدرت ناخودآگاه ارکی نسخای قدیمی آزاد می کنه و انرژی خلاق اونا رو تخلیه می کنه( نقش تبریزی،۱۳۸۹) .

به نظر یونگ سلامت روان شناختی و خود شناسی برابر هستن . تحقق خود با سه ملاک مشخص می شه : اول باید واپس زنی تخلیه شه ، تنشهای بین کنشها و نگرشهای ناخودآگاه و خود آگاه به آرامش مبدل شن تا فرد بتونه از راه معرفت خود به آرامش و صفای دورنی برسه . دوم فرد باید بیان ظاهری ناخودآگاه رو درک کنه . سوم شخس بتونه از راه ایمان شخصی به نماد یا اسطوره خصوصی خود شناسی نزدیک شه .

۱۳- دیدگاه موری

به نظر موری گذشته قبلی زندگی فرد به همون اندازه زمان حال و محیط اون مهمه . موری موضع روان شناختی انسانگرایانه و خوش بینانه ای داره . هم اینکه به نظر ایشون «من» سرکوبگر و کنترل کننده نیس . «من» موجب سازماندهی و اتحاد رفتار می شه و بخشی از سازماندهی اون هم واسه آسون کردن ظهور تکانهای «نهاد» است . به نظر موری «قدرتمندی من» از تعیین کننده های مهم سازگاری و سلامت روان شناختی فرده . هر چی فاصله بین من ایده آل و من برتر کمتر باشه ، سلامت روانشناختی و سازگاری فرد بیشتر میشه . هروقت که من برتر مسلط شه و من ایده آل سرکوب شه فرد به بهزیستی جامعه اش فکر میکنن .

هم اینکه موری عقیده داشت که آدم نیاز به «تخیل و خلاقیت » داره ، آدم تمایل به تجسم و ساختن داره و در صورت موفقیت در تجسم و آفرینش ، آدم سالم می مونه . تخیل و آفرینشگری قویترین حالات شخصیت هستن و فردی که اینا رو به منصفه بروز برسونه ، از دید روان شناختی سالمه . فرد سالم کسیه که در نیازهایش اختلاف و درگیری نداشته باشه . «پرس» نیروییه که به راه های جور واجور بهزیستی و سلامت آدم رو تحت تاثیر قرار میده . پرس در نظریه موری همون تعیین کننده های محیطی رفتاره . به نظر ایشون باید بین اهمیت وسایل محیط اون طور که به وسیله شخص درک و تفسیر می شه ( پرس بتا) و اون طور که در واقعیت وجود دارن (پرس آلفا) فرق قایل شیم . یکی از معیارهای سلامت روان شناختی در نظریه موری اینه که درک از محیط از نوع «آلفا» باشه نه «بتا» ( آزاد،۱۳۸۶).

به نظر موری تموم آدما با شدت و ضعف متفاوت دچار «عقیده » هستن . اما فقط عقدهای افراطی و شدید موجب بی نظمی و مریضی می شن . پس یکی دیگه از معیارهای شخصیت سالم و سلامت روان شناختی در نظریه موری اینه که شخص سالم از عقدهای «خوشه ای» (بقایای تجارب و خاطرات قبل از تولد مانند اضطراب از نبود پشتیبانی و بی همراهی …) عقده « مهر طلبی» (فعالیتای پشیمون و وابسته در اعمال کلامی و دهانی) خشونت کنترل شده (یا نیاز به تعریف و تعریف) و عقده «خشونت دهانی» (مانند فعالیتهای دهانی همراه با خشونت مثل گاز گرفتن موقع خشم ، تمایلات قوی خشن ، نگاه دوگانه در مورد مراجع قدرت ، منحرف کردن خشونت دهانی مانند دیدن محیط به صورت وسایل و افراد بداخلاق و ضربه زننده و لکنت زبون) عقده «رانده دهانی» ، (مانند انزجار و نفرت از فعالیتهای دهانی) ؛ « عقده رانده مقعدی » (مانند نیاز به خشونت ، نیاز به قدرت و استقلال یا جنسیت مقعدی) ، عقیده « نگهداری مقعدی » (مانند عکس العمل دفعای به دفع و تخلیه) ، عقده «میزراهی» (مانند شهوت میزراهی) ، عقده « ایکاروس » (مانند خود شیفتگی شدید) عقده «اختگی » (که بیشترً نتیجه تخیلات با استنای کودکانه س) مبریه .(خدا رحیمی ، ۱۳۸۹ )

۱۴-دیدگاه انسانگرایانه

 

گرودون آلپورت : به نظر آلپورت روان نژندی نتیجه « نقصان و کمبود سلامت روانی » است . . فرد روان نژند پر توقع ، سلطه جو ، حسود ، هیستریک و انفعالیه و دلش به حال خودش می سوزد ، اگرما ، کری کنشی و حتی فلج گرفتار شه و خود اساسی روان نژندی بدون کنترله(رضایی،۱۳۸۵) .

تا آخر جنگ جهانی دوم تعدادی تحقیق تجربی در مورد وجود ـ سلامت شخصی » انجام شده که این تحقیقات به یافته های تقریباً همخوانی دست پیدا کردن . آلپورت یافته های این تحقیقات رو به صورت شش ملاک در مورد پختگی و بلوغ روانی خلاصه کرده : اولین ملاک بلوغ روانی ، توانایی گسترش خویشتنه . کودکان ً خود محور هستن . اما چیزهای مورد علاقه افراد بالغ در خارج از خودشون ریشه داره و از جمله علاقه اونا به سلامتی و بهزیستی بقیه . دومین ملاک سلامت و بلوغ به چگونگی رابطه یا تعامل فرد با بقیه مربوط می شه . رابطه فرد بالغ با بقیه رو راست و صمیمیه ، مخصوصا با خاواده و دوستانش . سومین ملاک سلامت روان شناختی رو « امنیت عاطفی » می نامد . شخص بالغ می تونه محرومیتها و تحریکات ناچارا زندگانی رو بدون از دست دادن وقار و متانت تحمل کنه . این بدین معنی نیس که این افراد راحت و راحت ، خنده رو و خوشبین و ساده انگار هستن ، بر عکس این افراد طبق موقعیت خلقی هستن . چهارمین ملاک سلامت شخصی در نظریه آلپورت ، هوش کنشی یا عقل سلیمه . افکار و درک فرد بالغ کلا موثر و درسته . این مسئله پرسشی رو در مورد رابطه بین سلامت روانی و هوش بوجود می اورد . افراد بالغ معمولاً هوش بالای متوسط دارن ولی هر کسی که هوش بالای متوسط داشته باشه ً بالغ نیس . پنجمین ویزگی افراد بالغ « بصیرت نسبت به خودمون » است . هر کسی فکر میکنه که نسبت به خودش بصیرت و بینش داره اما در واقع اینجور نیس . آلپورت بصیرت به خودمون رو به این صورت تعریف می کنه . « … رابطه انچه که فرد فکر میکنه هست و اون چیزی که بقیه در مورد اون فکر می کنن(سیدمحمدی،۱۳۸۶) . مخصوصا روانشناسی که فرد رو مطالعه و بررسی می کنه …

آخرین ملاک آلپورت واسه سلامت و روان شناختی مثل یونگ و مک دوگال جهت مندیه که ترجمه اصلاح آلمانیه . جهت مندی یعنی اینکه زندگی فرد بالغ به طرف هدف یا اهداف انتخاب شده ای در حرکت باشه . هر فرد اهداف خاصی واسه زندگی داره که تلاش کلی اش مصروف رسیدن به اون می شه .  به نظر آلپورت جهت مندی نتیجه یه جور فلسفه کامل ساز در زندگیه که در تحت نظارت این فلسفه ارزشها ، اهداف و ایده های فرد سازماندهی می شن . به نظر آلپورت مهمترین فلسفه زندگی مذهبه(خدایی،۱۳۸۵) .

Theme BCF By aThemeArt - Proudly powered by WordPress .
BACK TO TOP