مقاله دانشگاهی – جایگاه قدرت نرم در اندیشه ی سیاسی امام علی علیه السلام- قسمت ۶

اگر یک راهبرد ارتباطاتی بر خلاف سمت و سوی سیاست باشد، نمیتواند موفقیتی ایجاد نماید. صدای «کرده»ها بلندتر از «گفته»ها است؛ دیپلماسی عمومیای که صرفاً تزئیناتی ظاهری برای اعمال قدرت سخت بهنظر میرسد، به احتمال زیاد نمیتواند موفق باشد(نای،۱۳۹۰،ص۱۷۳).
قدرتهای بزرگ، تلاش میکنند از فرهنگ و روایتی برای ایجاد قدرت نرم استفاده کنند که مزیت آنها را ترویج دهد، اما در صورتیکه کلمات و نمادها، با واقعیتهای داخلی همخوانی نداشته باشد، اینکار همیشه کار آسانی نیست(همان،ص۱۴۹).
راهبرد ارتباطی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در فرایند دیپلماسی عمومی، در تطبیق با عملکردهای سیاسی ایشان قرار داشت و همین امر موجب ترویج جذابیتهای حکومت ایشان فرای زمان و مکان شد؛ و اینها همه یعنی اینکه امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) ۱۴۰۰ سال پیش، اشاعهی اصول محوری دموکراسی اصیل را در دستور کار قرار داد و عملیاتی کرد؛ بهعبارتی دموکراسی اصیلی که در چهارده قرن پیش، مسلمانان طعم آنرا در حکومت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) چشیدهاند، هنوز هم اذهان و قلوب را مجذوب خود کرده است و جایی برای دموکراسی تجویزی و وارداتی با ماهیتی انحصاری و منفعتی باقی نمیگذارد.
عدالت اقتصادی، زیربنای عدالت اجتماعی
حقوق مدنی و سیاسی از جمله حقوق اساسی بشر است؛ اما آیا با وجود شکم گرسنه میتوان از این حقوق بهرهمند شد؟! اگر از بازماندگان فجایع عظیم انسانی سؤال کنیم، خواهند گفت که نگرانی اصلی آنان در بازداشتگاههای کار اجباری، از رنج و درد گرسنگی بوده است. البته گرسنگی دادن، نتیجهی سیاستهای غیر انسانی و نژادپرستانه است، و آنچه بهطور مستقیم، زندگی این افراد را تهدید میکرده، فقر و گرسنگی بوده است نه محرومیت از حقوق و آزادیهای مدنی. اعلامیهی جهانی حقوق بشر اشعار میدارد که وظیفهی دولتها برای حفظ کرامت ذاتی انسان، بسیار بیشتر از وظیفهی آنها برای پوشاندن ردای حقوق بر تن افراد است. پیش از هر چیزی، انسان به پوشاک، غذا، مسکن، آموزش، خدمات درمانی و اجتماعی و شغل مناسب با درآمد کافی نیاز دارد تا فراغت کافی برای زندگی در کنار خانوادهاش و کسب تجارب فرهنگی داشته باشد. وظیفهی حکومتها در فراهمکردن سطح زندگی متوسط برای شهروندان، در مواد ۲۴ و ۷ اعلامیهی جهانی حقوق بشر، بهعنوان حقوقی که برای حفظ کرامت و رشد شخصیت آزاد انسانی ضروری است، بیان شده است(رابرتسون،۱۳۸۳،ص۲۲۸).
اصول مطروحه در اعلامیهی جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ یعنی قرن بیستم، در مورد فراهم نمودن سطح زندگی متوسط برای شهروندان، توسط امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در چهارده قرن پیش، نه تنها مطرح شد بلکه به مقام تجربی رسید. این اصل، مهمترین دغدغهی مدیریتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بود و چه زیبا فرمودند که «فقر، مرگ بزرگ است»(نهجالبلاغه،حکمت۱۶۳،ص۴۷۵).
امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) تئوری عدالت اجتماعی را بر بنای عدالت اقتصادی قرار میدهند، و اولین گام در جهت اجرای راهبرد مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق را در زمینهی اقتصاد بر میدارند؛ فقر با گسستن زنجیرههای اتصال هرم طبقاتی جامعه، شکاف طبقاتی را موجب میشود و جامعه را به سمت نابودی سوق میدهد. عدالت اجتماعی جز بر بنای عدالت اقتصادی، هویت عینی نمییابد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در روز دوم خلافت خود، در مورد اموال فراوان بیتالمال که عثمان به بعضی از خویشاوندان خود بخشیده بود، فرمودند:
به خدا سوگند! بیتالمال تاراج شده را هر کجا که بیابم به صاحبان اصلی آن باز میگردانم، گرچه با آن ازدواج کرده، یا کنیزانی خریده باشند؛ زیرا در عدالت، گشایش برای عموم است، و آنکس که عدالت بر او گران آید، تحمل ستم برای او سختتر است(نهج البلاغه،خطبه۱۵،ص۳۹).
آنگاه فرمان داد، همهی سلاحهایی را که در خانهی عثمان پیدا شد، که بر ضد مسلمانان از آن استفاده شده بود، بگیرند و در بیتالمال نهند و همچنین مقرر فرمود شتران گزینهی زکات را که در منزلش بود تصرف کنند و شمشیر و ذره او را هم بگیرند. و مقرر فرمود هیچکس متعرض به سلاحهایی که در خانهی عثمان بوده و بر ضد مسلمانان از آن استفاده نشده است، نشود و از تصرف همهی اموال شخصی عثمان که در خانهاش و جاهای دیگر است خودداری شود. و دستور فرمود اموالی را که عثمان بهصورت پاداش و جایزه به یاران خود و هر کس دیگر داده است برگردانده شود. چون این خبر به عمروبن عاص رسید، برای معاویه نوشت هر چه باید انجام دهی، انجام بده که پسر ابیطالب همهی اموال را از تو جدا خواهد کرد، همانگونه که پوست عصا و چوبدستی را میکنند(ابن ابیالحدید،۱۳۷۵،ج۱،صص۱۳۶-۱۳۵ و ۱۳۷۸،ج۱،ص۲۷۰).
اولین اقدام مدیریتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، در نخستین روزهای حکومت ایشان، در زمینهی اجرای عدالت اقتصادی صورت گرفت. اگرچه عدالت اقتصادی و شاخصهای مرتبط با آن، جزء مؤلفههای مدیریت قدرت نرم است، اما اجرای عدالت اقتصادی نیازمند مدیریت قدرت هوشمند است. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، در راستای اجرای عدالت اقتصادی و حذف شکاف طبقاتی، ابزار تهدید در قدرت سخت را در دستور کار قرار دادند. حذف شکاف طبقاتی، نیازمند هدفمند کردن بودجههای دولت است؛ مدیریت قدرت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، هدفمند کردن بودجههای دولت در راستای حذف شکاف طبقاتی را نه در کاهش بودجههای حمایتی و رفاهی، که در عدالت اقتصادی اجرا میکند، و عدالت اقتصادی یعنی برگرداندن اموال غصب شدهی دولت به چرخهی اقتصاد جامعه؛ اموالی که غصب آن، اقلیت جامعه را به طبقهی پردرآمدترینها، و اکثریت جامعه را به طبقهی کمدرآمدترینها، سوق داد و زنجیرههای اتصال هرم طبقاتی را با ایجاد شکاف، از هم گسست. نای میگوید:
شکل متغیر توزیع درآمد کشور نیز مشکلی در اقتصاد آمریکا است. … و شکاف بین پردرآمدترینها و افراد با درآمد متوسط در طی دههی گذشته رشد یافته است. تغییرات تقاضای کار که از کارگران کمسوادتر فاصله میگیرد، مهمترین توجیه حقوق رو به کاهش است، مشکل جدای از اینکه مسئلهی عدالت باشد، این است که آیا نابرابری ممکن است منجر به واکنش سیاسیای شود که بهرهوری و نرخ بالای اقتصادی را که زیربنای قدرت نرم و سخت است، کاهش دهد یا خیر.
قدرت نرم تولیدی اقتصاد آمریکا، مسئلهی حل نشدهای است. بسیاری از افراد، موفقیت اقتصاد آمریکا در بازهی طولانی مدت را تحسین کردهاند، ولی حتی قبل از اینکه بحران اقتصادی، شهرت اقتصاد آمریکا را درهم بشکند، آنرا یک مدل محسوب نکردهاند. دولت در اقتصاد ایالات متحده، نقش کمرنگتری دارد، … مراقبت بهداشتی آمریکا هزینهبر و از نظر نابرابری بیسابقه و تک بوده است(نای،۱۳۹۰،صص۲۹۷-۲۹۶).
اگر مدیریت قدرت هوشمند در آمریکا، بدون توجه به حذف شکاف طبقاتی در نابرابریهای اقتصادی، دغدغهی تثبیت اقتصاد بیمار، به عنوان زیربنای قدرت سخت و نرم را دارد؛ مدیریت قدرت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، دغدغهی حذف شکاف طبقاتی در راستای برابری و مواسات در عدالت اقتصادی را در دستور کار قرار میدهد، دستور کاری که نیازمند مدیریت بخش اقتصادی توسط دولت است. مدیریت قدرت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، با هویت بخشی عینی به مؤلفهی عدالت اقتصادی، زیربنای قدرت سخت و نرم را در راستای اجرایی ساختن تئوری عدالت اجتماعی، به پشتوانهی اقتصاد سالم مستحکم میکند. اگرچه حذف شکاف طبقاتی و برقراری عدالت اقتصادی، نیازمند قرار دادن وزنهی عدالت در برابر طبقهی اقلیت پردرآمدترینها است و سنگینی وزنهی عدالت بر این طبقه گران میآید و منجر به دافعهی این افراد از مرکز قدرت، و واکنش تهاجمی آنان به مرکز میشود، اما سنگینی قدرت نرمی که از این محل کسب میشود شاخصهای گرایشی حقانیت، جذابیت، اعتبار، اعتماد، رضایتمندی، و … را فرای زمان و مکان، تثبیت میکند. ابن ابیالحدید به نقل از ابوجعفر اسکافی میگوید که امام علی(علیهالسلام) روز دوم خلافت به منبر رفت و خطاب به مردم فرمودند:
«… چون به خواست خدا فردا رسید، صبح زود پیش ما آیید که نزد ما اموالی است که باید میان شما تقسیم کنیم و نباید هیچکس از شما، چه عرب و چه عجم از آمدن خودداری کند، چه از کسانی باشند که مقرری میگیرند و چه نمیگیرند، همینقدر که مسلمان آزاد باشد، حاضر شود. این سخن را میگویم و برای خودم و شما آمرزش میخواهم». چون فردا فرا رسید، امام علی(علیهالسلام) صبح زود آمد و مردم هم برای گرفتن اموال آمدند. امام علی(علیهالسلام) به کاتب خود عبیداللهبن ابیرفیع فرمود: نخست از مهاجران شروع کن و آنان را بخواه و به هر مردی که حاضر شد سه دینار بده و سپس از انصار شروع کن و با آنان هم همانگونه رفتار کن و به هر یک از مردم که حاضر شود اعم از سرخ و سیاه همین گونه پرداخت کن. سهلبن حنیف گفت: ای امیرالمؤمنین، این مرد دیروز غلام من بود و امروز او را آزاد کردهام فرمود: به او هم همان مقدار که به تو میدهیم، میپردازیم و به هر یک از آندو، سه دینار داد و هیچکس را بر دیگری برتری نداد(ابن ابیالحدید، ۱۳۷۵،ج۳، صص۳۵۴ -۳۵۳ و۱۳۸۰،ج۷،صص۳۸-۳۷).
هدف کارویژهی مدیریتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، در برخورد با مفاسد اقتصادی، اجرای عدالت اجتماعی در برپایی حق است؛ پس حقوق ضایع نمیشود حتی حقوق مفسدان اقتصادی؛ اموال شخصی مفسدان اقتصادی و دارایی مردم، از تعرض در امان میماند، و امنیت اقتصادی برقرار میشود. عدالت و امنیت اقتصادی با رعایت عدالت اجتماعی اجرا میشود، آپارتاید و تبعیض نژادی از دامنهی عدالت و امنیت اقتصادی محو میشود و افراد جامعه در تساوی حقوق قرار میگیرند، و اینگونه عدالت اجتماعی، موجد امنیت اجتماعی است، امنیتی که محصول محو شکاف طبقاتی است. نای میگوید:
تخصیص یارانههای داخلی مربوط به کشاورزی برای حمایت از کشاورزان ثروتمند، در حالیکه ما دم از بازارهای آزاد برای کشورهای فقیر میزنیم، باعث تحریک انتقادهای دیگران میشود. در یک دموکراسی «سنگ» سیاستهای داخلی اغلب بسیار بزرگتر از آن است که «دم» سیاست خارجی بتواند آنرا حرکت دهد، اما وقتی ما رابطهی ایندو را نادیده میگیریم، این دورنگی آشکار، برای قدرت نرم ما هزینه خواهد داشت(نای،۱۳۸۹،ص۲۴۶).
سیاستهای ناعادلانهی اقتصادی آمریکا در سطح خرد و کلان، شکاف طبقاتی و شکاف توسعه را تشدید میکند و این هزینهای است که اگرچه آنگونه که نای میگوید قدرت نرم آمریکا متحمل میشود ولی در حقیقت، فشار و هزینهی این سیاستهای ناعادلانه را اکثریت مردم فقیر جهان، چه در کشور توسعه یافتهای مانند آمریکا و چه در کشورهای فقیر جهان سوم، متحمل میشوند. جان مرشایمر و استفن والت میگویند:
جمع کمکهای مستقیم آمریکا به اسرائیل تا سال ۲۰۰۳ بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار بوده است. اسرائیل سالیانه سه میلیارد دلار کمک خارجی مستقیم از آمریکا دریافت میکند که تقریباً یک پنجم کل بودجهی کمکهای خارجی آمریکا را شامل میشود. با معیار سرانه، آمریکا به هر اسرائیلی سالانه ۵۰۰ دلار سوبسید مستقیم میدهد. اهمیت این آهنگ ملایم کمک خارجی آنگاه روشن میشود که توجه داشته باشیم اسرائیل یک دولت صنعتی ثروتمند است و درآمد سرانهی آن با کرهی جنوبی و اسپانیا برابری میکند(مرشایمر و والت،۱۳۸۶،ص۱۴۰).
اگر مواد خام، منابع معدنی، و نیروی انسانی کشورهای فقیر جهان سوم که چرخهای تولیدات صنعتی کشورهای سلطهگر را به چرخش درآورد، به یغما نمیرفت و جهت بهرهبرداری عادلانه به صاحبان اصلی آن بازمیگشت، شکاف طبقاتی و شکاف توسعهی بینالمللی را شکل نمیداد، شکافی که محصول سودمحوری و انحصارگرایی اقتصادهای لیبرال دموکراسی است.
راهبرد امنیتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق است که پیامد عدالت اجتماعی را بهدنبال دارد. این راهبرد در آغازین روزهای حکومت امام علی(علیهالسلام) در سطح خرد و در پهنای وسیع حکومت اسلامی عملیاتی شد و الگویی برای اشاعه به سطح کلان در راستای جهانی سازی اسلام و با هدف دفاع از مظلومین و ستیز با ستمگران، ارائه داد. «جرج جرداق» نویسنده و ادیب معروف مسیحی میگوید:
چنانچه اسلام، انقلابی بر ضد جامعهی جامد جاهلیت بود، وجود علیابن ابیطالب(علیهالسلام) نیز انقلابی بر ضد گروهی بود که میخواستند از آن هدفهای پاک و نیکوی اجتماعی که اسلام به خاطر آنها بهپا خاسته بود، منحرف گردند، پس درواقع علی(علیهالسلام) پس از محمدابن عبدالله(صلیاللهعلیهوآله)، نماینده و سنبل این انقلاب، تعیینکنندهی اصول و قوانین آن، روشنسازندهی هدفهای آن، و کوشنده در راه بسط و عمومی ساختن آثار آن بود(جرداق،۱۳۷۹، ج۲،ص۹).
بازتاب عدالت اجتماعی در رفتار سیاسی امام علی(علیهالسلام)
جهانسازی اسلامی امام علی(علیهالسلام) با عدالت اجتماعی آغاز میشود و اندیشهی سیاسی متفکرین اسلامی، چه شیعه و چه سنی، در طول تاریخ با مفهوم عدالت اجتماعی جریان مییابد. در طول تاریخ نام علی(علیهالسلام) با عدالت قرین شده است(مولانا،۱۳۸۰،ص۱۹۶).
تفکیک عدالت اجتماعی از عدالت اقتصادی یا عدالت سیاسی و اداری در سخن امام علی(علیهالسلام) مشکل بهنظر میرسد زیرا عنوان عدالت اجتماعی، تمام این ابعاد را بهطور جامع در بردارد. از دیدگاه امام علی(علیهالسلام) «عدالت، زندگی است» و «عدل و داد نظام، فرمانروایی است»، دولت عادل از امور ثابت و پا برجاست. برای امام علی(علیهالسلام) «آزادگی از حیله و کینه پاک است» و «برای آزادمنشان پاداشی نیست مگر عزت و احترام»، حق، شمشیری است برنده، شمشیری علیه اهل باطل. برای حق، دوستی است و هر که با حق بجنگد گرفتار شود(همان،ص۲۰۶).
امام علی(علیهالسلام) با به رسمیت شناختن حقوق اقلیتهای سیاسی، چهرهای زیبا و درخشان از اسلام ارائه داد که نه تنها از زمان او بلکه از زمان ما نیز فراتر رفت؛ و این در حالی بود که آنحضرت در شرایط بسیار استثنایی توانست قانونی را اجرا کند که امروز در شرایط عادی اجرای آن بسی دشوار است. ایشان حقوق و آزادیهای کسانی را به رسمیت شناخت که نه تنها با او مخالف بودند بلکه علیه حکومت او توطئه میکردند و آنها کسانی بودند که در جنگ و داراییها با او شریک بودند. البته این حقوق و آزادیها تا وقتی معتبر بود که جهت نابودی سازمانهای حکومتی او دست به اسلحه نبرده بودند. امام علی(علیهالسلام) در برخورد با آنها، ایشان را به داوری بر اساس کتاب خدا فرامیخواند، یعنی بهترین قانونی که میان حضرت علی(علیهالسلام) و آنها مشترک فرض میشد. با ایشان نمیجنگید مگر هنگامیکه آنها جنگ را آغاز میکردند و او در موقعیتی قرار میگرفت که چارهای جز دفاع نداشت(طی،۱۳۸۰و۱۳۷۹،ص۲۰۹).
منشور عدالت اجتماعی در حکومت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، همانقدر که رفتار سیاسی امام علی(علیهالسلام) را در برابر اصول اخلاقی، انعطافناپذیر میساخت، همانقدر هم رفتار سیاسی ایشان را در برابر مردم و بهویژه مخالفین سیاسی انعطافپذیر میکرد. جایگاه عدالت اجتماعی در اندیشهی سیاسی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) با بررسی موضعگیریهای ایشان در برابر لابیگریهای خواص بیشتر نمایان میشود که در ادامه مورد بررسی قرار میگیرد.
فردای آنروز که امام علی(علیهالسلام) اموال را بین مردم بهطور مساوی تقسیم کرد، طلحه و زبیر و گروهی دیگر از قریش، به مسجد آمدند و ساعتی آهسته با یکدیگر سخن گفتند. آنگاه ولیدبن عقبهبن ابیمعیط به نمایندگی از آنان برخاست و پیش امام علی(علیهالسلام) آمد و گفت: اینک با تو بیعت میکنیم به شرط آنکه اموالی را که روزگار عثمان به ما رسیده است ببخشی و کشندگان عثمان را بکشی و اگر از تو بیمناک شویم تو را رها میکنیم و به شام( نزد معاویه) میرویم. امام علی(علیهالسلام) فرمود:
اما اینکه آنچه را بهدست آوردهاید، پرداخت آنرا از عهدهی شما بردارم، برای من حقی نیست که پرداخت حق خدا را از شما یا غیر شما بردارم. و اینکه کشندگان عثمان را بکشم، اگر امروز کشتن آنان بر من واجب باشد، دیروز آنان را میکشتم، و این حق برای شما محفوظ است که اگر از من بیمناک باشید امانتان دهم و اگر من از شما بیمناک باشم تبعیدتان کنم(ابن ابیالحدید،۱۳۷۵،ج۳، ص۳۵۵ و۱۳۸۰،ج۷،ص۳۹).
امام علی(علیهالسلام) حقوق اقلیتهای سیاسی را در اعلام مخالفت و حرکت، و نیز حقوق اقتصادی ایشان را بی کم و کاست به رسمیت شناخت. بهطوریکه نظامهای حکومتی معاصر در بهترین حالت نیز نمیتوانند به آن نزدیک شوند. نظامهای جدید تا زمانی به حقوق و آزادیهای مدنی احترام مینهند که نظام در معرض تهدید قرار نگرفته باشد. اما به هنگام تهدید شدن نظام، این آزادیها لغو میشود. احکام صادره از دادگاه قانون اساسی آلمان، مبتنی بر انحلال احزاب نئونازیسم و کمونیسم، بهترین دلیل بر این مدعا است(طی،۱۳۸۰و۱۳۷۹،ص۱۹۹).
گسترهی وسیع عدالت اجتماعی در اندیشهی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، آیینهی تمام نمای مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق است، بهعبارتی تئوری عدالت اجتماعی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بازتاب حقوق بشر در کلیت ابعاد آن است. عدالت اجتماعی موجبات برابری افراد در برخورداری عادلانه از حق را فراهم میکند و توازن حقوق را متعادل میسازد، تعادل توازن حقوق مانع از انحصار حق میشود و همین امر، لابیگریهای قدرت و ثروت را جهت انحصار حقوق شکل میدهد. انعطافناپذیری امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در امر عدالت اجتماعی موجب علنی شدن مخالفت برخی از خواص انحصارطلب شد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در برابر مخالفت طلحه و زبیر با اهداف و منافع ثابت حکومت، آنها را به مذاکره دعوت کرد. ابن ابیالحدید به نقل از ابوجعفر اسکافی میگوید که امام علی(علیهالسلام) خطاب به طلحه و زبیر فرمودند:
«شما را به خدا سوگند میدهم مگر چنین نبود که شما دو تن با کمال میل برای بیعت پیش من آمدید و مرا به حکومت فرا خواندید و حال آنکه من آنرا خوش نداشتم». گفتند: آری چنین بود. سپس فرمود: «شما بدون آنکه مجبور و در فشار باشید با من بیعت کردید و عهد بستید». گفتند: همینگونه است. فرمود: «پس چه چیزی شما را پس از آن به این حالیکه میبینم وادار کرده است»؟ گفتند: ما با تو بیعت کردیم به شرط آنکه کارها را بدون اطلاع و رأی ما تمام نکنی و در هر کار با ما رایزنی کنی و در آن بر ما استبداد نورزی و ما را بر دیگران چندان فضیلت است که میدانی و حال آنکه اموال را تقسیم و کارها را بدون اطلاع و رایزنی با ما انجام میدهی. فرمود: «همانا از اندک، خشم گرفتهاید و بسیار را وا نهادهاید. از خداوند آمرزش بخواهید تا شما را بیامرزد. اینک به من بگویید آیا من شما را از حقی که برای شما واجب شده باشد باز داشته و بر شما ستم روا داشتهام»؟ گفتند: پناه بر خدا، هرگز. فرمود: «آیا از این اموال چیزی را ویژهی خود قرار دادهام؟ گفتند: پناه بر خدا، هرگز. فرمود: «آیا کاری و حقی از یکی از مسلمانان تباه شده است که از انجام آن ناتوان شده یا بیاطلاع باشم»؟ گفتند: پناه بر خدا، هرگز. فرمود: «پس چهکاری از کارهای مرا ناخوش داشتید که مخالفت با مرا اندیشیدهاید»؟ گفتند: مخالفت تو با عمربن خطاب(خلیفه دوم) در چگونگی تقسیم اموال، که تو حق ما را همچون دیگران قرار دادی، و میان ما و کسانی که با ما سنجیده نمیشوند تساوی برقرار کردی. خداوند این اموال را در پناه شمشیرها و نیزههای ما و زحمت بسیار سواران و پیادگان ما فراهم فرمود؛ و نباید با کسانی که با کراهت به اسلام معتقد شدهاند یکسان باشیم. امام علی(علیهالسلام) در پاسخ فرمود:
اما آنچه در مورد مشورت با شما گفتید، به خدا سوگند مرا رغبتی به حکومت نبود و شما دو تن مرا به آن دعوت کردید، و سپس همگان، مرا به خلافت گماشتید و ترسیدم که اگر پیشنهاد شما را نپذیرم امت به اختلاف افتد؛ و چون حکومت به من رسید به کتاب خدا و سنت رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) نگریستم، و به هر چه آندو مرا دلالت کرد پرداختم و از آن پیروی کردم و به آرای شما و دیگران در آنمورد نیازی پیدا نکردم و بدیهی است اگر کاری پیشآید که حکم آن در کتاب خدا و سنت روشن نشده و نیازمند به مشورت باشد، بدون تردید با شما دو نفر مشورت خواهم کرد. اما در مورد اموال و این روش قسمت، من در آنمورد از خود حکم و عملی نکردهام، من و شما شاهد بودهایم که پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) همینگونه حکم و رفتار فرمود، وانگهی کتاب خدا در اینمورد گویاست و آن کتابی است که درنیاید آن را باطلی از پیش روی و از پشت سرش، فرو فرستادنی است از درستکاری ستوده؛ و این سخن که میگویید بهرهی ما از اموالی که خداوند در پناه شمشیرها و نیزههای ما به ما ارزانی فرموده است ما و دیگران را برابر قرار دادی، از دیرباز گروهی بر مسلمانان سبقت گرفته و اسلام را با شمشیرها و نیزههای خود یاری دادهاند و رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) در تقسیم اموال، آنانرا بر دیگران برتری نداده و آنانرا به سبب پیشگامی و سبقت بر دیگران برنگزیده است، و خداوند سبحان، پیشگامان و مجاهدان را روز قیامت پاداش عنایت خواهد فرمود. به خدا سوگند، برای شما و غیر شما پیش من چیزی جز همین نیست. خداوند دل ما و دل شما را به حق هدایت، و به ما و شما شکیبایی عنایت فرماید. سپس فرمود: خداوند رحمت کند مردی را که چون حقی ببیند بر انجام آن یاری دهد، و چون ستمی ببیند در دفع آن کوشا، و در قبال هر کس که با حق مخالفت میکند یاور حق باشد(ابن ابیالحدید،۱۳۷۵،ج۳، صص۳۵۸-۳۵۷ و۱۳۸۰،ج۷،صص۴۲-۴۰).
اگر امروز بود کمترین کاری که با طلحه و زبیر میکردند، این بود که آنها را به ماندن در مدینه وادار و از حرکتشان به سمت مکه جلوگیری میکردند. اما موضع حضرت علی(علیهالسلام) در برابر اهل کتاب، و در چارچوب اختیارات حاکم اسلامی، در کمترین مقدار، بیش از آن چیزی است که امروز رواج دارد. و این موضع بهگونهای بود که مبادی اسلام را نفی نکرد. موضع امام علی(علیهالسلام) در بالاترین حد ممکن و انسانی بود، و همهی اینها در سایهی ایمان حضرت علی(علیهالسلام) به وحدت اسلامی درست مبتنی بر احترام به عقیدهی اسلامی، بدون کم و کاست بود. این وحدت با تنوع سازگار است، و حضرت علی(علیهالسلام) در این وحدت، بنا به مسئولیتاش باب همهی آزادیها را باز گذاشته بود(طی،۱۳۸۰و۱۳۷۹،صص۲۱۰-۲۰۹).
اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، منافع ملی و جهانی اسلام را اشاعهی عدالت اجتماعی اعلام میکنند و جهت نیل به آن، راهبرد مدیریتی مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق را اجرا میکنند، در برابر محدودیتها و فشارهای سیاسی، تغییر موضع نمیدهند. لابیگریهای خواص جامعه، که حکم احزاب قدرتمند و مؤثر بر افکار عمومی در آن مقطع زمانی و مکانی را داشتند، بر ثبات سیاسی مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، مؤثر واقع نشد. انعطافناپذیری امام علی(علیهالسلام)، در ترویج عدالت اجتماعی، اگرچه با ریزش حمایتهای سیاسی احزاب، موقعیت سیاسی ایشان را متزلزل ساخت، اما بنیاد قدرت نرم علوی را به وسعت مکان و بلندای زمان استحکام بخشید. نای میگوید:
جورج دبلیو بوش با تعهد به یک سیاست خارجی واقعگرا قدم به دفتر ریاست جمهوری گذاشت که تمرکز آن بر قدرتهای بزرگی مانند روسیه و چین بود و از ملتسازی در کشورهای شکستخورده و کشورهای کمتر توسعهیافته اجتناب میکرد. اما در سپتامبر ۲۰۰۲، دولت یک استراتژی جدید امنیت ملی را اعلام کرد و همانطور که بوش گفت بر این اساس بود که «ما بیشتر از ناوگانها و ارتشها به وسیلهی فناوریهای فاجعه باری که در دست تعداد کمی از گروههای خرابکار است تهدید میشویم». بهجای درگیر شدن در رقابتهای استراتژیک، بوش اعلام کرد: «امروز، قدرتهای بزرگ دنیا خود را در یکطرف میبینند، اتحادی که علیه آشوبها و خشونتهای بهوجود آمده بهوسیلهی تروریستها تشکیل شده است». … واقعیت این است که آمریکا با شیوهای که وارد جنگ عراق شد، قدرت نرم خود را له کرد و بههمین خاطر پیامدهای جنگ عراق بسیار پرهزینهتر از حد مورد انتظار بود(نای،۱۳۸۹،صص۲۳۱-۲۲۹).
بوش در سخنان خود در چهار آوریل ۲۰۰۲ که در اوایل تجاوزات گستردهی اسرائیل به ساحل غربی ایراد شد، بهصراحت خواستار «شروع خروج اسرائیل از ساحل غربی» شده بود. وی طی حدود یک هفته بعد از آن نیز دو بار دیگر این نظر را با تأکید بیشتری اعلام کرد. اما سرانجام در برابر بسیج لابی طرفدار اسرائیل و متحدان آن در آمریکا ناچار به کنار ایستادن و نظاره کردن عملیات اسرائیل در اراضی اشغالی شد. این امر نشان داد که با توجه به ملاحضات مربوط به تعامل با کنگره و افکار عمومی، انتخابات، هزینههای انتخاباتی و … برای سیاستمداران آمریکایی بسیار دشوار است که بهنحوی مؤثر از اعمال اسرائیل، حتی اگر بر خلاف منافع ملی آمریکا باشد، فاصله بگیرند، بهگونهای که حتی یک رئیس جمهور در مواردی ملزم به انتخاب بین حفظ موقعیت سیاسی خود و حزب خود یا اعتبار خود و عدول از سیاست اعلام شده میشود. و این در حالی است که آمریکا بهخاطر اقدامات اسرائیل در بسیاری از کشورها مورد انتقاد قرار میگیرد و سرزنش میشود. بوش در سخنان خود در ۲۴ ژؤئن، برقراری صلح را مستلزم «رهبری فلسطینی نو و متفاوتی» دانست و حمایت آمریکا از تشکیل یک کشور فلسطینی را موکول به شکلگیری «رهبری جدید، نهادهای جدید، و ترتیبات جدید امنیتی با همسایگان» توسط مردم فلسطین کرد، وی افزود «امروزه رهبران فلسطینی با تروریسم مخالفت نمیکنند، بلکه آنرا تشویق میکنند». بعد از این سخنان، بسیاری بهدرستی یادآوری کردند که سخنان بوش قبل از اینکه بر مبنای واقعیات خاورمیانه استوار شده باشد ملاحضات سیاسی داخلی در آمریکا را مد نظر داشته است. نه تنها جذب لابی یهود و رأی دهندگان یهودی در آمریکا بلکه حفظ بخشهای مهمی از ائتلافی که بوش را به قدرت رساند، یعنی راست مسیحی و نومحافظهکاران، از مهمترین اهداف این سخنرانی بوده است(احمدی،۱۳۸۱،صص۹۸-۹۷).
آمریکا حتی در مواردیکه اقدامات اسرائیل با سیاستهای اعلامی آمریکا در تضاد بوده، به این رژیم در سرزمینهای اشغالی(نوار غزه و کرانه غربی) آزادی عمل وسیعی داده است. فراتر از آن، حداقل بخشی از استراتژی جاهطلبانهی دولت بوش برای تغییر خاورمیانه با آغاز اشغال عراق، برای ارتقای موقعیت استراتژیک اسرائیل است(مرشایمر و والت،۱۳۸۶،ص۱۴۲).
لابیگریها اگر کانالی جهت ارجاع منافع و علایق گروهها و احزاب متفاوت به سیاستمداران باشد، روندی مثبت است و میتواند موجب تقویت قدرت نرم کشور شود؛ اما اگر لابیگریها به کانالی جهت تحمیل منافع و علایق گروهها و احزابی خاص تبدیل شود، روندی منفی است و دیگر جایی برای مانور نتایج دلخواه قدرت نرم باقی نمیگذارد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) با به رسمیت شناختن حق آزادی بیان گروهها و احزاب مخالف، سیاست انعطافپذیری در برابر افراد را در دستورکار قرار داد، اما نسبت به اصول مندرج در اهداف و منافع ثابت حکومت اسلامی، همچنان انعطافناپذیر و اصولگرا بودند. برای نمونه در ذیل، موضعگیری امیرالمؤمنین در برابر تقاضاهای ناعادلانهی طلحه و زبیر مورد بررسی قرار میگیرد.
زبیر و طلحه چند روز پس از بیعت با امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) به حضورش آمدند و گفتند: ای امیرالمؤمنین خودت به خوبی دیدهای که در تمام مدت حکومت عثمان نسبت به ما چه جفا و ستمی معمول شد و رأی عثمان هم متوجه بنیامیه بود، و خداوند خلافت را پس از او به تو ارزانی فرمود، ما را به حکومت برخی از سرزمینها و یا به کاری از کارهای خود بگمار. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) به آندو گفت: اینک به آنچه خداوند برای شما قسمت فرموده است راضی باشید تا در اینباره بیندیشم و بدانید که من هیچیک از یاران خود را در امانت خویش سهیم و شریک نمیکنم مگر اینکه به دین و ایمانش راضی و خشنود باشم و اعتقاد او را بدانم. آن دو در حالیکه ناامید شده بودند از پیش امام علی(علیهالسلام) برگشتند(ابن ابیالحدید،۱۳۷۵،ج۱، ص۱۰۸ و۱۳۷۸،ج۱، ص۲۳۱).

این مطلب را هم بخوانید :  تحقیق - بررسی میزان تاثیر هوش سازمانی بر عملکرد سازمان با توجه به قابلیت ...

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir