پژوهش – جایگاه قدرت نرم در اندیشه ی سیاسی امام علی علیه السلام- قسمت …

سوگند به خدا! معاویه از من سیاستمدارتر نیست؛ اما معاویه حیلهگر و جنایتکار است؛ اگر نیرنگ ناپسند نبود؛ من زیرکترین افراد بودم؛ ولی هر نیرنگی گناه و هر گناهی نوعی کفر و انکار است. «روز رستاخیز در دست هر حیلهگری پرچمی است که با آن شناخته میشود». به خدا سوگند! من با فریبکاری غافلگیر نمیشوم و با سختگیری ناتوان نخواهم شد(نهج البلاغه، خطبه۲۰۰، ص۳۰۱).
مدیریت قدرت نرم، آنگاه که مؤلفهی «صداقت» را وارد سیاست کند، شاخص «اعتبار» در قدرت نرم، شکل میگیرد. اما مدیریت قدرتی که بر اصل منفعتطلبی بنا شده است، شاخص اعتبار را در خلأ صداقت، با تصویرسازی و داستانسرایی، جستوجو میکند و فقط پذیرای هویت ذهنی صداقت در شعارپردازیها و تصویرسازیهای نمادی است. نای میگوید:
در میان ویراستاران و سرنخدهندهها، اعتبار، منبع حیاتی و یک منبع مهم از قدرت نرم محسوب میگردد. آبرومندی حتی از گذشته نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند، و درگیریهای سیاسی بر سر ایجاد و نابودی اعتبار رخ میدهد. … سیاست نیز به مسابقهی اعتبارمندی رقابتی تبدیل شده است؛ … سیاست در عصر اطلاعات میتواند نهایتاً در مورد این باشد که داستان چه کسی برنده میشود. روایتها به سکهی رایج قدرت نرم تبدیل میشوند، و دولتها با یکدیگر و با سایر سازمانها رقابت میکنند تا اعتبار خود را افزایش داده و اعتبار حریفان را تضعیف نمایند. … ادعاهای اغراقآمیز در مورد سلاحهای کشتار جمعی صدام حسین و ارتباط او با القاعده، میتوانست به بسیج حمایت داخلی برای جنگ عراق کمک کند، اما برملا شدن این اغراق، ضربهی پرهزینهای به اعتبار انگلستان و آمریکا وارد آورد(نای،۱۳۹۰،صص۱۷۰-۱۶۹).
اگر مدیریت قدرت نرم، پشتوانهی شاخص اعتبار را به کاربرد مؤلفهی صداقت در سیاست، مستحکم کند، ریشههای ارزشی این اعتبار در بطن جامعه گسترانده میشود و نه تنها در برابر داستانهای تخریبی حریفان، تضعیف نمیشود و در برابر آشکار شدن حقایق، از دست نمیرود، بلکه گرفتار زندان زمان و مکان هم نمیشود و فرازمان و فرامکان پیش میرود.
سیاست آنگونه که نای میگوید در تبدیل به مسابقهی اعتبارمندی، تغییر کاربری نداده است، بلکه جهت بهرهبرداری از نیروهای اجتماعی در راستای اهداف، و مهار افکار عمومی از شورش و اعتصاب و انقلاب در برابر ظلم و ستم سیاسی، افزایش وظایف کاربری داده است و بر وسعت دامنهی مدیریت سیاسی افزوده است. سیاست عصر اطلاعات، همان سیاست اعصار گذشته است با این تفاوت که منفتطلبیها و انحصارگراییهای قدرت سیاسی را در پوشش ارزشهای اجتماعی پیش میبرد، و سیاست همچنان در فقدان ماهیت ارزشی یکهتازی میکند.
انسجام روحیهی ملی در الگوسازی رهبران
پدر خانواده تحمل نمیکند که سیر غذا بخورد و غذایی انبار کند، ولی خانواده و فرزندانش گرسنه بمانند؛ یا در سرمای زمستان، چند تنپوش روی هم بپوشد و یا در اتاقی گرم از فرط گرما پنجرهها را باز کند در حالیکه خانوادهاش در مکانی دیگر از سرما بر خود بلرزند. در نظام سیاسی حقمحور و مبتنی بر اصول اخلاقی و انسانی که اندیشهی سیاسی اسلام تصویر میکند، حاکمان و رهبران جامعه از سویی، از نظر عطوفت و بزرگواری، به مثابهی پدر مردم و شهروندان هستند و از سوی دیگر در اوج اخلاق و شرافت انسانی قرار دارند. بنابراین قبول نمیکنند که از زندگی مادی و امکاناتی بهرهمند باشند که عموم مردم از آن بیبهرهاند، و اگر از نظر معنویت و تهذیب نفس، در مراتب بالایی قرار داشته باشند، فراتر از این میروند و با پیشه ساختن زندگی زاهدانه همانند فقیرترین مردم جامعه زندگی خواهند کرد، چنانکه حضرت علی(علیهالسلام) اینگونه بود(علیخانی، ۱۳۷۹،ص۲۸۴).
ایده و روش مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در الگوسازی رهبران، نه تنها انسجام روحیهی ملی در حمایت از سیاستهای دولت را بهدنبال دارد بلکه موجب ارتقای روحیهی ملی در برخورد با محدودیتهای تحمیلی نظام نیز میشود. امام علی(علیهالسلام) خطاب به عثمان بن حنیف انصاری فرماندار بصره، میفرمایند:
آگاه باش! هر پیروی را امامی است که از او پیروی میکند و از نور دانش او روشنی میگیرد. آگاه باش! امام شما از دنیای خود به دو جامهی فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است، بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید، اما با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی، مرا یاری دهید. پس سوگند به خدا! من از دنیای شما طلا و نقرهای نیندوخته، و از غنیمتهای آن چیزی ذخیره نکردهام؛ بر دو جامهی کهنهام جامهای نیفزودم، و از زمین دنیا حتی یک وجب در اختیار نگرفتم و دنیای شما در چشم من از دانهی تلخ درخت بلوط ناچیزتر است!
آری! از آنچه آسمان بر آن سایه افکنده، فدک در دست ما بود که مردمی بر آن بخل ورزیده، و مردمی دیگر سخاوتمندانه از آن چشم پوشیدند، و بهترین داور خداست. مرا با فدک و غیر فدک چهکار؟ در حالیکه جایگاه فردای آدمی گور است، که در تاریکی آن، آثار انسان نابود و اخبارش پنهان میگردد، گودالی که هر چه بر وسعت آن بیفزایند، و دستهای گورکن فراخش نماید، سنگ و کلوخ آنرا پر کرده، و خاک انباشته رخنههایش را مسدود کند. من نفس خود را با پرهیزکاری میپرورانم، تا در روز قیامت که هراسناکترین روزهاست در أمان، و در لغزشگاههای آن ثابتقدم باشم.
من اگر میخواستم میتوانستم از عسل پاک، و از مغز گندم، و بافتههای ابریشم، برای خود غذا و لباس فراهم آورم، اما هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد، و حرص و طمع مرا وادارد که طعامهای لذیذ برگزینم، در حالیکه در «حجاز» یا «یمامه» کسی باشد که به قرص نانی نرسد، و یا هرگز شکمی سیر نخورد، یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکمهایی که از گرسنگی به پشت چسبیده، و جگرهای سوخته وجود داشته باشد، یا چنان باشم که شاعر گفت: «این درد تو را بس که شب را با شکم سیر بخوابی و در اطراف تو شکمهایی گرسنه و به پشت چسبیده باشند».
آیا به همین رضایت دهم که مرا امیرالمؤمنین خوانند و در تلخیهای روزگار با مردم شریک نباشم و در سختیهای زندگی الگوی آنان نگردم؟ آفریده نشدهام که غذاهای لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد، چونان حیوان پرواری که تمام همت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلاش چریدن و پر کردن شکم بوده، و از آیندهی خود بیخبر است. آیا مرا بیهوده آفریدند؟ آیا مرا به بازی گرفتهاند؟ آیا ریسمان گمراهی در دست گیرم و یا در راه سرگردانی قدم بگذارم؟ گویا میشنوم که شخصی از شما میگوید: «اگر غذای فرزند ابیطالب همین است، پس سستی او را فراگرفته و از نبرد با همآوردان و شجاعان باز مانده است».
آگاه باشید! درختان بیابانی، چوبشان سختتر، و درختان کنارهی جویبار پوستشان نازکتر است. درختان بیابانی که با باران سیراب میشوند آتش چوبشان شعلهورتر و پر دوامتر است. من و رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) چونان روشنایی یک چراغایم، یا چون آرنج به یک بازو پیوستهایم. … به خدا سوگند! سوگندی که تنها ارادهی خدا در آن است، چنان نفس خود را به ریاضت وادارم که به یک قرص نان، هرگاه بیابم شاد شود، و به نمک به جای نان خورش قناعت کند، و آنقدر از چشمها اشک ریزم که چونان چشمهای خشک درآید، و اشک چشمام پایان پذیرد.
آیا سزاوار است که چرندگان، فراوان بخورند و راحت بخوابند، و گلهی گوسفندان پس از چرا کردن به آغل رو کنند، و علی نیز(همانند آنان) از زاد و توشهی خود بخورد و استراحت کند؟ چشماش روشن باد! که پس از سالیان دراز، چهار پایان رها شده، و گلههای گوسفندان را الگو قرار دهد!!
خوشا به حال آنکس که مسؤلیتهای واجب را در پیشگاه خدا به انجام رسانده، و در راه خدا هر گونه سختی و تلخی را به جان خریده، و به شب زندهداری پرداخته است، و اگر خواب بر او چیره شده بر روی زمین خوابیده، و کف دست را بالین خود قرار داده و در گروهی است که ترس از معاد، خواب را از چشماناش ربوده، و پهلو از بسترها گرفته، و لبهایشان به یاد پروردگار در حرکت و با استغفار طولانی گناهان را زدودهاند؛ «آنان حزب خداوند هستند و همانا حزب خدا رستگار است»(نهجالبلاغه،نامه۴۵، صص۳۹۷-۳۹۵).
ساختار هرم طبقاتی جامعه، ناگزیر منجر به فاصلهی طبقاتی است. تفاوت جایگاههای اجتماعی افراد موجب اختلاف عقاید و افکار میشود که در صورت عدم مدیریت، پروسهی شکاف افکار عمومی را شکل میدهد و موجبات تضعیف روحیهی ملی را فراهم میکند. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) علاوه بر اینکه فرایند شکاف افکار عمومی را در الگوسازی قدرت، پیشگیری میکنند زمینههای انسجام روحیهی ملی را نیز در راستای حمایت از سیاستهای دولت مدیریت میکنند. الگوی سادهزیستی در رأس هرم طبقاتی علاوه بر ایجاد جذابیت، با آموزش قناعت در فقر، و تواضع در توانگری، موجبات انسجام و همبستگی افکار عمومی را در کل ساختار هرم طبقاتی جامعه فراهم میکند. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، با ارائهی الگوی عملی سادهزیستی قدرت در پرهیز از تجملگرایی و ثروتاندوزی، مقاومت افکار عمومی داخلی در برابر تحریم و تهدید و تجاوز خارجی را آموزش دادند. افکار عمومی با گرایش به جذابیت رهبر و الگو قرار دادن سادهزیستی، در برابر مؤلفههای ورودی قدرت سخت خارجی، مقاومت میکنند و پذیرای اضافه بار تحمیلی به نظام نیستند. مورگنتا میگوید:
هر بخشی از جمعیت که احساس کند دائماً از حقوق خود و مشارکت کامل در حیات ملی محروم است، معمولاً روحیهی ملی نازلتری دارد، و حس «وطن دوستی» آن کمتر از کسانی است که از چنین عدم قابلیتی رنج نمیبرند. همین مسأله احتمالاً در مورد کسانی که خواستههای حیاتی آنان متفاوت از سیاستهای دائمی است که اکثریت یا حکومت تعقیب میکنند، صادق است. هنگامیکه مخالفتهای عمیقی میان مردم شکاف میاندازد، حمایت مردمی که میتوان آنرا به نفع یک سیاست خارجی بسیج کرد، همیشه بیثبات خواهد بود، و اگر موفقیت یا شکست سیاست خارجی تأثیر مستقیمی در مسألهی کشاکش داخلی داشته باشد، این حمایت عملاً محدود خواهد بود. … هر کشوری که تقسیمات طبقاتی عمیق و انعطافناپذیری داشته باشد، روحیهی ملی آن در موقعیت شکنندهای قرار میگیرد. … بدون روحیهی ملی، قدرت ملی یا چیزی جز نیروی مادی نیست یا در غیر اینصورت توان بالقوهای است که بیهوده در انتظار فعلیت یافتن است. در عین حال تنها وسیلهی ارتقای روحیهی ملی که با برنامهریزی قبلی معمول میگردد بهبود کیفیت کار حکومت است و سایر عوامل تصادفی هستند(مورگنتا،۱۳۸۹،صص۲۴۶-۲۴۲).
مدیریت قدرت نرم امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) با پیشینهسازی پرهیزکاری و تواضع، قدرت مادی را در تبدیل به رفتار قدرت، به اقتدار معنوی تغییر دادند. اقتدار معنوی رهبران علاوه بر مشروعیت حکومت، ثبات حمایت ملی از سیاستهای حکومت را نیز تضمین میکند. احساس محرومیت اقشار مختلف جامعه، در مشارکت و الگوسازی رهبران، قابل هضم است. تواضع و سادهزیستی رهبران، حد فاصل تقسیمات طبقاتی قرار میگیرد و موجبات انسجام زنجیرههای هرم طبقاتی به سمت اهداف حکومت فراهم میشود. نای میگوید:
برای ایجاد اعتبار داشتن در قرنی که در آن قدرت در حال تسری از دولتها به بازیگران غیردولتی است، تلاش دولتها برای القای قدرت نرم، نیازمند پذیرفتن این مسأله است که قدرت در عصر اطلاعات، سرشت سلسله مراتبی کمتری داشته، و شبکههای اجتماعی، اهمیت بیشتری یافتهاند. موفقیت در یک جهان شبکهای، نیازمند آن است که رهبران بر اساس جذب و مشارکت فکر کنند و نه فرماندهی. رهبران باید خود را در یک حلقه تصور کنند و نه بر قلهی یک کوه، و این بدان معنی است که ارتباطات دوسویه اثربخشتر از فرامین هستند(نای،۱۳۹۰،صص۱۶۶-۱۶۵).
مؤلفهی سادهزیستی در مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، الگوسازی ایشان را در تمام حلقههای طبقاتی جامعه امکانپذیر میکند. امام علی(علیهالسلام)، سکاندار بلاد اسلامی، با رعایت تواضع در قدرت، به عناصر خیرخواهی، قابلیت، و کاریزما در قدرت نرم، هویت عینی میبخشند، و ریشههای ارزشی قدرت سیاسی را وارد حوزهی اجتماعی میکنند؛ اجتماع در برخورد با این عناصر، شاخص جذابیت قدرت نرم را نمایان میکند و روحیهی ملی در حمایت از اهداف و منافع ثابت حکومت، منسجم میشود. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند:
خداوند بر پیشوایان حق واجب کرده که خود را با مردم ناتوان همسو کنند، تا فقر و نداری، تنگدست را به هیجان نیاورد، و به طغیان نکشاند(نهجالبلاغه،خطبه ۲۰۹،ص۳۰۷).
قدرت در اندیشهی سیاسی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، در ارتباط با خداوند شکل میگیرد و مصداق این آیهی شریف است که میفرماید: «یا داوودُ إنا جَعَلناکَ خلیفَهً فِی الأرضِ فَاحکُم بَینَ الناسِ بِالحَقِ وَ لا تَتَبِع الهَوَی فَیُضِلَکَ عَن سَبیلِ الله»[۸](قرآن، سوره ص، آیه۲۶). و انسان خلیفهالله بر روی زمین، سزاوار فاصله گرفتن از محوریت خدا نیست، محوریتی که رعایت حق را میطلبد، و اولین حق، حق طاعت پروردگار بر بندگان است، پس رهبر بهعنوان اولین تابع حقوق، در راستای اجرای حق، وجوب تعادل با ناتوانترین افراد جامعه را در دستور کار قرار میدهد تا آغازی باشد جهت نیل به اهداف عدالتگستری در مدیریت قدرت.
الگوسازی و سادهزیستی رهبران در حکومت اسلامی، از رابطهی بین حق و تکلیف نشأت میگیرد و بخشی از مسئولیتهای رهبر در نظام اسلامی است. بر این اساس، تواضع رهبران علاوه بر اینکه عامل اتصال اقلیت رأس هرم طبقاتی جامعه به اکثریت دامنهی هرم طبقاتی است مهمترین عامل مدیریت انسجام و ارتقای روحیهی ملی در حمایت از اهداف ثابت حکومت نیز میباشد.
ارزشهای سیاسی در حکومت اسلامی
حکومت حدود پنج سالهی امیرمؤمنان(علیهالسلام) که تداوم حکومت پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) در شرایطی متفاوت و بس دشوار میباشد، الگو و اسوهی تمامنمای حکومت مردمسالاری دینی محسوب میگردد. بر پایهی چنین نظریهای حکومت حضرت علی(علیهالسلام) دموکراتترین و مردمیترین حکومت جهانی بهشمار میآید. در حکومت امام علی(علیهالسلام) مردم از قدر و منزلت و جایگاه رفیعی برخوردارند و نقش تعیین کنندهای را ایفا مینمایند. از اینرو است که با عدم استقبال مردم، صحنهی حکومت و قدرت سیاسی را ترک میکند و با خواست و ارادهی مردم، زمام امور را بهدست میگیرد و هیچگاه خود را به اجبار و اکراه بر مردم تحمیل نمینماید. زمامداری امیرمؤمنان(علیهالسلام) با مشارکت گسترده و اصرار و اشتیاق بینظیر مردم در شکل بیعت همگانی و رأی اکثریت و آزادانه، آنهم در ملأ عام و در مسجد و توأم با انتخابی آگاهانه و با درایت و بعد از اتمام حجت شکل میگیرد(محسنی،۱۳۸۴،صص۱۳۱-۱۳۰).
تبلور کامل ارزشهای سیاسی در حکومت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، که نماد کامل حکومت اسلامی است، در اهداف و سیاستهای داخلی و خارجی ایشان نمایان است. مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) علاوه بر اینکه ایدهی دموکراسی و مردمسالاری دینی را در اسلام پایهگذاری کرد منافع ملی و جهانی اسلام را نیز بر اساس ارزشهای عام جهانشمول در اصول مشارکت جهانی چارچوببندی کرد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند:
روز بیعت، فراوانی مردم چون یالهای پر پشت کفتار بود، از هر طرف مرا احاطه کردند، تا آنکه نزدیک بود حسن(علیهالسلام) و حسین(علیهالسلام) لگدمال گردند، و ردای من از دو طرف پاره شد. مردم چون گلههای انبوه گوسفند مرا در میان گرفتند. اما آنگاه که بهپا خاستم و حکومت را بهدست گرفتم، جمعی پیمان شکستند[۹] و گروهی از اطاعت من سر باز زده از دین خارج شدند[۱۰] و برخی از اطاعت حق سر بر تافتند،[۱۱] گویا نشنیده بودند سخن خدای سبحان را که میفرماید: «سرای آخرت را برای کسانی برگزیدم که خواهان سرکشی و فساد در زمین نباشند و آینده از آن پرهیزکاران است». آری! به خدا آن را خوب شنیده و حفظ کرده بودند، اما دنیا در دیدهی آنها زیبا نمود، و زیور آن چشمهاشان را خیره کرد.
سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر حضور فراوان بیعتکنندگان نبود، و یاران حجت را بر من تمام نمیکردند، و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکمبارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان، سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته، رهایش میساختم، و آخر خلافت را با کاسهی اول آن سیراب میکردم. آنگاه میدیدید که دنیای شما نزد من از آب بینی بزغالهای بیارزشتر است(نهجالبلاغه، خطبه۳،ص۳۱).
ماهیت ارزشی کاربرد قدرت در اسلام که در راستای تحقق عدالت اجتماعی است، مشروعیت و جذابیت حکومت اسلامی را فارغ از هرگونه تصویرسازی و سخنپراکنی نمایان میکند. مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بعد ذهنی ارزشهای سیاسی در اهداف و منافع ملی و جهانی حکومت اسلامی را به بعد عینی آن در رفتار قدرت، متصل کرد و با عملیاتی ساختن تئوری عدالت اجتماعی، ایدهی تحقق صلح و امنیت جهانی را ارائه داد. نای میگوید:
ارزشهایی که یک حکومت از آنها پشتیبانی میکند بهشدت بر عملکرد دیگران اثرگذار است. این ارزشها میتواند در داخل کشور نمودهایی مانند دموکراسی و در مؤسسات بینالمللی مانند همکاری با دیگر دولتها و در سیاست خارجی مانند صلح و حقوق بشر داشته باشد. دولتها با نفوذ الگوهای خود در جوامع میتوانند باعث جاذبه و یا دافعه شوند(نای،۱۳۸۹،ص۵۶).
حکومت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، در مشروعیت آرای عمومی شکل گرفت، اگرچه مشروعیت حضور بیعتکنندگان، برهانی بر پذیرش حکومت بود، اما تنها دلیل پذیرش حکومت نبود؛ آنچه اهمیت پذیرش حکومت را در نظر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، برجسته میکرد، آرمانهای متعالی اسلام در اهداف کوتاه مدت و بلند مدت، و در سطح داخلی و جهانی است؛ این آرمانها ظلمستیزی و دفاع از مظلوم است. ماهیت ارزشی و عامالمنفعهی این آرمانها، قابلیت به اشتراکگذاری آنها را در سطح جهانی فراهم میکند. استراتژی ظلمستیزی و دفاع از مظلوم، با محدودیت عملکردهای متجاوزانه و طغیانگرانه در سطح نظام بینالملل، ماهیت آنارشیک نظام بینالملل را به سمت ثبات و امنیت، متحول میکند. مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، رفتار قدرت در اهداف راهبرد امنیتی مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق، را در تطبیق با این آرمانها قرار میدهند بهطوریکه خروجیهای قدرت سیاسی بازتاب عدالت اجتماعی است. بازتاب رفتار قدرت در سطح اجتماع، شاخصهای حقانیت، جذابیت، اعتبار، اعتماد، و … را نمایان میکند. نای میگوید:
یک راهبرد بزرگ، با تضمین بقا شروع میشود، ولی پس از آن باید بر فراهم آوردن کالاهای عمومی متمرکز شود. نظم بینالمللی تا حد زیادی یک کالای عمومی جهانی است؛ چیزی که همه میتوانند مصرف کنند، بدون اینکه در دسترس بودنش برای دیگران کم شود. … اگر ایالات متحده منافع ملی خود را بر حسب کالاهایی تعریف کند که منافع دیگران را نیز در بر میگیرد، ممکن است منجر به ساخت روایتی شود که احتمال بهدستآوری حمایت گستردهی مورد نیاز برای دستیابی به اهدافش در آن بیشتر باشد، بهخصوص حالا که ایالات متحده با ظهور بازیگران کشوری و غیر کشوری روبهروست و بهدنبال هماهنگ کردن اقدامات در شبکهها است. … یک روایت کالای عمومی جهانی برای قرن حاضر، توسعهی بینالمللی را نیز در بر میگیرد. بخش عمدهای از اکثریت فقیر جهان، در منجلاب حلقههای شوم بیماری، فقر و بیثباتی سیاسی دستوپا میزنند. کمکرسانی برخی اوقات مفید است، ولی در راه توسعه اصلاً کفایت نمیکند؛ … ولی دروننگری و دغدغهی قدرت نرم نیز به ما گوشزد میکند که باید توسعه را در الویت قرار دهیم(نای،۱۳۹۰،صص۳۲۹-۳۲۷).
دغدغهای که آمریکا در قرن بیست و یکم برای تعیین الویتهای قدرت نرم دارد، هزار و چهارصد سال پیش توسط مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، الویتبندی شد و در دستور کار قرار گرفت. اگر هدف آمریکا از به اشتراکگذاری سیاستهای جهانی، تأمین صلح و ثبات در راستای منفعتطلبی و انحصارگرایی ابرقدرتی درجهان است، هدف امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، از به اشتراکگذاری سیاستهای جهانی، تأمین صلح و ثبات در راستای برپایی حقوق و اجرای عدالت اجتماعی در جهان است؛ و اینگونه است که امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند: «و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکمبارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان، سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته، رهایش میساختم، و آخر خلافت را با کاسهی اول آن سیراب میکردم»؛ و این یعنی حذف منفعتمحوری و انحصارگرایی از سیاست. بخش عمدهای از اکثریت فقیر جهان، که به گفتهی نای، در منجلاب حلقههای شوم بیماری، فقر و بیثباتی سیاسی دستوپا میزنند، نیازمند عدالتگستری در برپایی حقوق هستند نه واژهپردازی در توسعهگستری. آنچه موجب محو شکاف توسعه میشود حذف منفعتطلبیها و انحصارگراییهای سیاسی در راستای مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق است.
راهبرد ارتباطی در فرایند دیپلماسی عمومی
فرمایشات امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) که بازتاب راهبرد ارتباطی ایشان است بهصورت عام و کلی بیان شده است و مختص زمان و مکان خاصی نیست. مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در فرایند دیپلماسی عمومی بهگونهای است که شعاع و دامنهی راهبرد ارتباطی ایشان را فرای زمان و مکان جهت میدهد و گرایش و الگوپذیری مخاطبان را در مکانها و زمانهای مختلف موجب میشود. برای نمونه، اولین سخنرانی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) پس از بیعت مردم مدینه با ایشان، در سال ۳۵ هجری مورد بررسی قرار میگیرد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در این راهبرد ارتباطی علاوه بر بیان شاخصهای حکومت دموکراسی یا مردمسالاری، فرایند تعامل مردم با مسئولین را نیز اطلاعرسانی میکنند. امام علی(علیهالسلام) میفرمایند:
آنچه میگویم بهعهده میگیرم و خود به آن پایبندم. کسی که عبرتها برای او آشکار شود، و از عذاب آن پند گیرد، تقوا و خویشتنداری او را از سقوط در شبهات نگه میدارد. آگاه باشید تیره روزیها و آزمایشها، همانند زمان بعثت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) بار دیگر به شما روی آورد. سوگند به خدایی که پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) را به حق مبعوث کرد، سخت آزمایش میشوید، چون دانهای که در غربال ریزند، یا غذایی که در دیگ گذارند! بههم خواهید ریخت، زیر و رو خواهید شد، تا آنکه پایین به بالا، و بالا به پایین رود؛ آنان که سابقهای در اسلام داشتند، و تا کنون منزوی بودند، بر سر کار میآیند، و آنها که به ناحق، پیشی گرفتند عقب زده خواهند شد.
به خدا سوگند! کلمهای از حق را نپوشاندم؛ هیچگاه دروغی نگفتهام؛ از روز نخست، به این مقام خلافت و چنین روزی خبر داده شدم. آگاه باشید! همانا گناهان چون مرکبهای بد رفتارند که سواران خود را عنان رها شده در آتش دوزخ میاندازند. آگاه باشید! همانا تقوا، چونان مرکبهای فرمانبرداری است که سواران خود را، عنان بر دست، وارد بهشت جاویدان میکنند. حق و باطل همیشه در پیکارند، و برای هر کدام طرفدارانی است. اگر باطل پیروز شود جای شگفتی نیست، از دیرباز چنین بوده، و اگر طرفداران حق اندکاند، چه بسا روزی فراوان گردند و پیروز شوند، اما کمتر اتفاق میافتد که چیز رفته باز گردد.
آنکس که بهشت و دوزخ را پیش روی خود دارد، در تلاش است. برخی از مردم به سرعت به سوی حق پیش میروند، که اهل نجاتاند؛ و بعضی به کندی میروند و امیدوارند؛ و دیگری کوتاهی میکند و در آتش جهنم گرفتار است. چپ و راست گمراهی، و راه میانه، جادهی مستقیم الهی است که قرآن و آثار نبوت، آن را سفارش میکند، و گذرگاه، سنت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) است و سرانجام، بازگشت همه بدان سو میباشد. ادعا کنندهی باطل نابود شد، و دروغگو زیان کرد، هر کس با حق درافتاد هلاک گردید. نادانی انسان همین بس که قدر خویش نشناسد. آنچه بر اساس تقوی پایه گذاری شود، نابود نگردد. کشتزاری که با تقوی آبیاری شود، تشنگی ندارد. مردم! به خانههای خود روی آورید، مسایل میان خود را اصلاح کنید، توبه و بازگشت پس از زشتیها میسر است. جز پروردگار خود، دیگری را ستایش نکنید و جز خویشتن خویش، دیگری را سرزنش ننمایید(نهج البلاغه،خطبه۱۶،صص۴۱-۳۹).
اینکه امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در اولین روز حکومت، برنامهها و سیاستهای دولت را اطلاعرسانی میکنند یعنی لزوم تداوم تعامل مسئولین با مردم در حکومت دموکراسی، حکومت مردمسالاری یا دموکراسی صرف مشارکت مردم در رأی دادن نیست بلکه مردم باید در تعامل با مسئولین، در جریان اهداف و برنامههای دولت قرار گیرند؛ اینکه امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند آنچه میگویم بهعهده میگیرم و خود به آن پایبندم، یعنی لزوم تطبیق سیاستهای اعلانی با سیاستهای اعمالی؛ اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) از تقوا و خویشتنداری بهعنوان سپر مقاومت در برابر شبهات یاد میکنند یعنی لزوم پیروی از ارزشها و پرهیز از ضدارزشها و ممانعت از رسوخ عوامل تفرقه در وحدت ملت؛ اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) از هجوم آزمایشها و تیرهروزیها سخن میگویند یعنی لزوم تغییرات بنیادین در ارکان حکومتی جهت تطبیق ماهیت حکومت با ساختار آن؛ وقتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند آنانکه به ناحق پیشی گرفته بودند عقب زده خواهند شد یعنی لزوم چینش عادلانه و رعایت شایستهسالاری در پیکرهی حکومت دموکراتیک؛ سوگند یاد کردن امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) مبنی بر نپوشاندن کلمهای از حق، یعنی لزوم حقمحوری مسئولین و پرهیز از سیاستهای عوامفریبانه؛ اینکه امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند طرفداران جبههی حق اندکند یعنی ملاک گزینش در بلوکبندیها و اتحادها، کیفیت عملکرد باشد نه کمیت اعضا؛ اطلاعرسانی از مرزبندی جبههی حق و باطل یعنی لزوم توجه به ماهیت احزاب و پرهیز از افراط و تفریط؛ اگر امیرالمؤمنین میفرمایند مسایل میان خودتان را اصلاح کنید یعنی پرهیز از مداخلات خارجی در مسایل داخلی و لزوم وحدتگرایی؛ اینکه امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند جز پروردگار خود دیگری را ستایش نکنید یعنی لزوم پاسخگویی مسئولین در برابر مردم، زیرا تملق و ستایش دولتمردان مانع از پیشرفت کیفی امور کشور میشود؛ و اینکه میفرمایند جز خویشتن خویش دیگری را سرزنش ننمایید یعنی لزوم نظارت مردم بر سیستم حکومتی، زیرا ظلم و ستم دولتمردان در فضای سکوت مردم شکل میگیرد. نای میگوید:

این مطلب را هم بخوانید :  جایگاه قدرت نرم در اندیشه ی سیاسی امام علی علیه السلام- قسمت ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.