متن کامل – جایگاه قدرت نرم در اندیشه ی سیاسی امام علی علیه السلام- قسمت ۳

حزم و دوراندیشی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در حفاظت از بقای امت اسلامی، موجب شد تا ایشان از امتیازات کوتاهمدت سیاسی به نفع منافع ثابت کشور هزینهفایده کنند و با پذیرفتن انزوای سیاسی، مانع از ایجاد هرگونه شکاف و تفرقهی داخلی شوند. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) جهت بقای حکومت اسلامی، راهبرد بلند مدت وحدتگرایی را ضمیمهی اهداف ملی و جهانی اسلام در تئوری اشاعهی عدالت اجتماعی میکنند، یعنی قاعدهی بقا بهعنوان تنها مجوز هنجارشکنی نظام بینالملل، در اسلام نمادی از صلح و امنیت است. اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) از صلح و امنیت ملی و جهانی سخن میگوید، تحت هر شرایطی رفتارهای سیاسی را بر محوریت اصول اخلاقی تطبیق میدهد. مورگنتا میگوید:
حمایت مردمی، پیششرط نظارت رییس جمهور بر سیاست خارجی است. بهوجود آوردن افکار عمومی که حامی او میباشد، حتی به بهای فدا کردن برخی عناصر سیاست خارجی، وظیفهای است که یک رییس جمهور تنها به بهای پذیرش خطر از دست دادن سمتاش، و همراه با آن، از بین رفتن امکان تعقیب هر نوع سیاست خارجی، از انجام آن سر باز میزند. … حکومتی که با این معضل در انتخاب میان یک سیاست خارجی خوب و سیاست خارجی بدی که افکار عمومی خواهان آن است، مواجه میشود، باید از دو اشتباه دوری کند. این حکومت باید در مقابل وسوسهی آنچه سیاست خارجی خوب تلقی مینماید، در قربانگاه افکار عمومی مقاومت کند، از رهبری صرف نظر نماید و امتیازات کوتاه مدت سیاسی را با حفظ منافع ثابت کشور مبادله کند(مورگنتا،۱۳۸۹،صص۲۶۱-۲۶۰).
راهبرد بلند مدت سیاستهای داخلی و خارجی اسلام بر مبنای اشاعهی عدالت اجتماعی، و در راستای تعقیب سیاست صلح و امنیت ملی و جهانی قرار دارد. این راهبرد جز در بقای حکومت اسلامی قابل حصول نیست، و بقای حکومت اسلامی جز در وحدت امت اسلامی دوام نیابد. دوراندیشی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) جهت نیل به اهداف جهانی سازی اسلام، سیاست مدارا با رقبای سیاسی داخلی را شکل داد. ایشان از امتیازات کوتاه مدت سیاسی به نفع منافع ثابت کشور هزینهفایده کردند و علاوه بر کنارهگیری از سمت رسمی خویش، از تشکیل قطببندیهای مخالف، ممانعت بهعمل آوردند. نای میگوید:
همهی کشورها در سیاست خارجی، منافع ملی خود را تعقیب میکنند، اما در تعقیب منافع ملی، باید مشخص کنیم که منافع ملی را چهقدر وسیع یا محدود تعریف میکنیم. گذشته از اینها، قدرت نرم، بسیج دیگران به همکاری بدون استفاده از تهدید یا تطمیع است. از آنجایی که این بیشتر به جذابیت وابسته است تا اعمال زور یا پرداخت رشوه، بخشی از قدرت نرم به این بستگی دارد که چگونه اهدافمان را چارچوببندی میکنیم. سیاستهایی که بر پایهی تعاریف گسترده و دوراندیشانه از منافع ملی باشد برای دیگران جذابتر است نسبت به سیاستهایی که محدودتر و فاقد دوراندیشی هستند. به همین نحو، سیاستهایی که ارزشهای مهمی را ارائه میکنند، در صورتیکه این ارزشها مشترک هم باشند احتمال جذابیتشان بیشتر است(نای،۱۳۸۹،ص۱۲۵).
وسعت دامنهی سیاستهای داخلی و خارجی اسلام، ارتقای سطح کیفی و کمی صلح و امنیت جهانی را شامل میشود که قابلیت به اشتراکگذاری در سطح عام را دارد. پیامد سرمایهگذاریهای سیاسی در راستای نیل به اهداف صلح و امنیت ملی و جهانی، نه در تجاوز و تهاجم قدرت سیاسی به اصول آزادی صلح و امنیت اجتماعی، که در حذف امتیازات کوتاهمدت قدرت سیاسی به نفع انسجام قدرت اجتماعی است.
ارزشهای سیاسی در تعلیق راهبرد عدالت اجتماعی
به دلایل مختلف عقلی، نقلی، و سیاسیاجتماعی، امام علی(علیهالسلام) بعد از رسول گرامی اسلام(صلیاللهعلیهوآله) بهعنوان حاکم و رهبر جامعه باید قدرت را بهدست میگرفت، ولی برای مدت طولانی و چند دورهی حکومت، از حق خود چشم پوشید و از اهرمهایی که میتوانست استفاده کند، استفاده نکرد. حضرت علی(علیهالسلام) یکی از مهمترین دلایل این امر را پیشگیری از بروز خشونت و خونریزی در جامعه ذکر میکند(علیخانی،۱۳۸۰،ص۵۲).
چون مهاجران بر بیعت با ابوبکر اجتماعی کردند، ابوسفیان آمد و میگفت: به خدا سوگند خروش و هیاهویی میبینم که چیزی جز خون آنرا خاموش نمیکند، ای فرزندان عبد مناف، به چه مناسبت ابوبکر عهدهدار فرمانروایی بر شما باشد، شأن خلافت نیست که در کوچکترین خاندان قریش باشد. سپس به امام علی(علیهالسلام) گفت: «دست بگشای تا با تو بیعت کنم و به خدا سوگند اگر بخواهی مدینه را برای جنگ با ابوبکر، انباشته از سواران و پیادگان میکنم». امام علی(علیهالسلام) از اینکار به شدت روی برگرداند و تقاضای ابوسفیان را رد کرد(ابن ابیالحدید،۱۳۷۵،ج۱،صص ۱۰۴-۱۰۳ و۱۳۷۸،ج۱،ص۲۲۱).
ابوسفیان در کنار خانهای که امام علی(علیهالسلام) در آن حضور داشتند، ایستاد و این ابیات را سرود: «ای بنیهاشم، مردم را در حق خود به طمع میندازید. حکومت فقط باید برای شما و میان شما باشد و کسی جز ابوالحسن علی(علیهالسلام) شایسته و سزاوار آن نیست…». امام علی(علیهالسلام) به ابوسفیان فرمود: «همانا کاری را اراده کردهای که ما اهل آن نیستیم و همانا پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) با من عهدی فرموده است و ما همگان بر همان عهد پایداریم»(همان،۱۳۷۵،ج۳،صص۱۵۵-۱۵۴ و۱۳۷۹،ج۶،صص ۱۸-۱۷).
پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) ولایت و زمامداری پس از خود را حق مسلم حضرت علی(علیهالسلام) میدانست، معالوصف به جهت تعلق آن به مردم، به امیرالمؤمنان(علیهالسلام) توصیه مینماید تنها در صورتیکه مردم راغب و راضی به رهبری آنحضرت بودند و به اجماع نظر رسیدند زمام امورشان را بهدست گیرد و برای دستیابی به حکومت مطلوب و آرمانی، یعنی جمع مشروعیت و مقبولیت، به هیچوجه از ابزار زور و اجبار علیه مردم، که در این حکومت ذینفع هستند، استفاده ننماید(محسنی، ۱۳۸۴،ص۱۳۸).
هر چند حکومت مشروعیت خود را از خدا میگیرد ولی امام علی(علیهالسلام) در کنار مشروعیت الهی، مقبولیت مردمی را نیز شرط حکومت دانسته است. از دیدگاه ایشان، باید قبلاً شرایط فکری، روحی، اعتقادی، اخلاقی و فرهنگی در مردم فراهم شود تا به میل خود، خواهان حق و حکومت الهی باشند در این مورد نمیتوان بر شمشیر تکیه کرد(اسکندری،۱۳۸۰،ص۱۰۲).
امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) با ارائهی تئوری توازن حقوق در راهبرد اشاعهی عدالت اجتماعی، چشمانداز صلح و امنیت جهانی را در سیاستهای بلند مدت اسلام از درون به بیرون مد نظر قرار میدهند و این در حالی است که جامعهی عرب در آن مقطع زمانی، به لحاظ عدم رشد عقلانیت، پذیرای سیستم دموکراتیزهگرایی نیست. در سیستم قبیلهمحور ارزشهای ازلی بر ارزشهای مدنی ارجحیت دارد. مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) راهبرد تئوری عدالت اجتماعی را نه از مسیر زور و شمشیر که از مسیر صلح و امنیت به مرحلهی اجرا میگذارند تا پیامدهای رفتار سیاسی مطابق با اهداف حکومت باشد. تجویز ارزشهای مدنی به جوامع بدوی با قدرت سخت، نه تنها رفتار سیاسی را در تناقض با اهداف سیاسی قرار میدهد بلکه با ناتوانی در تغییر ماهیت ارزشهای ازلی، چارچوبی نمادین را بر ساختار جامعه حاکم میکند که سیر تکاملی جامعه را به سمت بیثباتی سیاسی سوق میدهد، پس امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) جهت اجرای راهبرد عدالت اجتماعی در سطح خرد با حذف امتیازات کوتاه مدت سیاسی و انصراف از حکومت، پروژهی عدالت اجتماعی در سطح کلان را به حالت تعلیق درمیآورند تا زمان لازم جهت رشد افکار عمومی فراهم شود، بهعبارتی با توجه به مقتضیات زمان، پذیرش حکومت توسط امام علی(علیهالسلام) در آن مقطع زمانی و مکانی، خلاف جهت ایدهی عدالت اجتماعی بود. میلسن میگوید:
میتوان ادعا کرد که جنگهای پیشگیرانه و مداخلهها، رژیمهای اقتدارگرا را آزاد میکند و پیششرطهای لازم فراوانی را برای آزادی و دموکراسی بهمنظور ریشه گرفتن و شکوفا شدن ایجاد میکند. … با نگاهی به عراق امروز و ملامتانگیزی موقعیت آمریکا در افکار عمومی خاورمیانه، استدلال مخالفان بسیار محتملتر بهنظر میرسد، یعنی آن فخر فروشی قدرت سخت به آسانی نیمرخ ناقص دیپلماسی عمومی را تیره میکند. با افشای تصاویری از خشونت و شکنجهی اعمال شده توسط سربازان آمریکایی بر بازداشت شدگان زندان ابوغریب در ژوئن سال ۲۰۰۴ تصویر لکهدار شدهی آمریکا به پستترین وضع خود میرسد. بنابراین فقط میتوان یک نتیجه گرفت یعنی اینکه شما نمیتوانید آنها را با دست چپتان خرد کنید و با دست راستتان نوازش کنید. اگر قصد جنگیدن دارید بایستی دموکراسی را به تعلیق درآورید، زیرا اگر شما به ملتی حمله میکنید، آن حمله، همهی چیزی است که در آنجا نسبت به آن ملت وجود دارد(میلسن و دیگران،۱۳۸۷،صص۱۲۸-۱۲۷).
دولتی که قصد اشاعهی دموکراسی و حقوق بشر را دارد باید سیاستهای ناعادلانه را از قدرت سخت حذف کند و یا همانطور که میلسن میگوید اگر قصد جنگ دارد باید دموکراسی را به تعلیق درآورد؛ بهعبارتی سیاستهای اعلانی باید در تطبیق سیاستهای اعمالی قرار گیرد. به گفتهی نای، «دموکراسی را نمیتوان به زور به ملتها تحمیل کرد»(نای،۱۳۸۹،ص۲۱۳). سیاستهایی که آزادیخواهی و دموکراسی را بهعنوان پوششی نرم بر تجاوز سخت قرار میدهند با توسعهی امواج انزجار عمومی، مراحل افول بقای قدرت را سرعت میبخشند. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) اشاعهی راهبرد عدالت اجتماعی را به تعلیق درمیآورند تا علاوه بر رعایت عدالت اجتماعی، زمینههای رشد افکار عمومی نیز فراهم شود و با رعایت حق آزادی انتخاب، عدالت از مسیر دموکراسی و مردم سالاری تجویز شود هر چند که شرایط قدرت سخت جهت تصاحب حکومت و اجرای راهبرد مدیریتی محیا بود، اما هرگونه اقدام از ناحیهی قدرت سخت موجب زوال قدرت نرم میشد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند:
آنگاه که همه از ترس سست شده، کنار کشیدند، من قیام کردم، و آنهنگام که همه خود را پنهان کردند، من آشکارا به میدان آمدم، و آنزمان که همه لب فرو بستند، من سخن گفتم، و آنوقت که همه باز ایستادند من با راهنمایی نور خدا به راه افتادم. در مقام حرف و شعار صدایم از همه آهستهتر بود اما در عمل برتر و پیشتاز بودم. زمام امور را بهدست گرفتم و جلوتر از همه پرواز کردم، و پاداش سبقت در فضیلتها را بردم. همانند کوهی که تندبادها آنرا به حرکت در نمیآورد، و طوفانها آن را از جای برنمیکند، کسی نمیتوانست عیبی در من بیابد، و سخنچینی جای عیبجویی در من نمییافت. ذلیلترین افراد نزد من عزیز است تا حق او را باز گردانم، و نیرومند در نظر من پست و ناتوان است تا حق را از او باز ستانم.
در برابر خواستههای خدا راضی، و تسلیم فرمان او هستم، آیا میپندارید من به رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) دروغی روا دارم؟ به خدا سوگند من نخستین کسی هستم که او را تصدیق کردم، و هرگز اول کسی نخواهم بود که او را تکذیب کنم. در کار خود اندیشیدم؛ دیدم پیش از بیعت، پیمان اطاعت و پیروی از سفارش رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) را بر عهده دارم؛ که از من برای دیگری پیمان گرفت(نهجالبلاغه،خطبه۳۷،ص۶۳).
مفهوم عدالت اجتماعی امروزی در غرب بر حق افراد و حق دولتها تکیه میکند و منظور از دولتها، دولت ملی یا نظام «دولت- ملت» چند قرن اخیر است. خیانت به حق افراد و حق دولت بالاترین خیانتها در غرب بوده و بزرگترین جرایم را در بردارد. در اسلام حقوق مردم، احترام فوقالعادهای دارد و خیانت در حقوق عمومی، بالاخص خیانت به جامعه و امت، بزرگترین خیانتها میباشد. عدالت اجتماعی در اسلام فوقالعاده مقدس، و حقوق افراد فقط در این دایره قابل درک است. بهعبارت دیگر، اگر سازمان اجتماعی و مقررات و قوانین اجتماعی موزون و متعادل نباشد، اخلاق شخصی و حقوق افراد، موزون نخواهد بود. وحدت اسلامی در مرکزیت این عدالت اجتماعی قرار دارد(مولانا،۱۳۸۰،صص۲۰۵-۲۰۴).
ارتقاء قدرت نرم در سیاست تعامل امام علی(علیهالسلام)
پس از وفات پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) مشکلات بسیاری بر دین نوپا هجوم آورد که غفلت از آنها میتوانست اساس اسلام و جامعهی اسلامی را با خطر مواجه سازد. امام علی(علیهالسلام) در این برههی حساس تاریخی بیشتر در تلاش بود تا وظیفهی الهی و انسانی خود را در قالب مشاوره و همکاریهای گوناگون فکری برای حفظ دین و ثبات جامعهی اسلامی به انجام رساند(دانش، ۱۳۸۴،ص۹۶).
ذیحق بودن امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در امر خلافت، موجبات انزوای سیاسی ایشان را در راستای حفظ انسجام حکومت اسلامی فراهم کرد. اما انزوای سیاسی در شرایط سازش با خلفا، اگرچه گامی در جهت حفظ وحدت اسلامی بود اما تحکیم پایههای منشور اقتدار و قدرت اسلامی، طالب سیاست تعامل با خلفا بود. ذیحق بودن شخصی در امتیازات کوتاه مدت سیاسی، شرایط ذینفع بودن عمومی را در نیل به اهداف ثابت کشور فراهم نمیکند. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند:
پس از یاد خدا و درود! خداوند سبحان محمد(صلیاللهعلیهوآله) را فرستاد تا بیمدهندهی جهانیان، و گواه پیامبران پیش از خود باشد. آنگاه که پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) به سوی خدا رفت، مسلمانان پس از وی در کار حکومت درگیر شدند. سوگند به خدا! نه در فکرم میگذشت و نه در خاطرم میآمد که عرب، خلافت را پس از رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) از اهل بیت او بگرداند، یا مرا پس از وی از عهدهدار شدن حکومت بازدارند، تنها چیزی که نگرانم کرد شتافتن مردم به سوی فلان شخص بود که با او بیعت کردند.
من دست باز کشیدم، تا آنجا که دیدم گروهی از اسلام بازگشته، میخواهند دین محمد(صلیاللهعلیهوآله) را نابود سازند، پس ترسیدم که اگر اسلام و طرفدارانش را یاری نکنم، رخنهای در آن بینم یا شاهد نابودی آن باشم، که مصیبت آن بر من سختتر از رها کردن حکومت بر شماست، که کالای چند روزهی دنیاست و بهزودی ایام آن میگذرد چنانکه سراب ناپدید شود، یا چونان پارههای ابر که زود پراکنده میگردد. پس در میان آن آشوب و غوغا بهپاخاستم تا آنکه باطل از میان رفت و دین استقرار یافته، آرام شد(نهجالبلاغه، نامه۶۲،ص۴۲۷).
انزوای سیاسی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در سیاست تعامل با خلفا، علاوه بر ارتقای سطح کیفی وجوه مختلف قدرت در اسلام، زمینههای رشد افکار عمومی را در راستای تطبیق با اهداف بنیادین حکومت اسلامی فراهم کرد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در سیاست تعامل با خلفا، علاوه بر اینکه در بعد نهادهای اجتماعی و در زمینههای نظامی، اقتصادی، و قضایی نقش مشاور و وزیر را به عهده داشتند در بعد نهادهای معنوی نیز نقش محوری در ارتقای سطح علمی جامعه را ایفا کردند که البته در این زمینه بعد از پایان دوران انزوای سیاسی و آغاز حکومت نیز همچنان فعالیتهای مؤثر و محوری را مدیریت کردند. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند:
من برای واداشتن شما به راههای حق، که در میان جادههای گمراه کننده بود، بهپا خاستم در حالیکه سرگردان بودید و راهنمایی نداشتید. تشنه کام هر چه زمین را میکندید قطرهی آبی نمییافتید، امروز زبان بسته را به سخن میآورم. دور باد رأی کسی که با من مخالفت کند! از روزی که حق به من نشان داده شد، هرگز در آن شک و تردید نکردم! کنارهگیری من چونان حضرت موسی(علیهالسلام) برابر ساحران است که بر خویش بیمناک نبود؛ ترس او برای این بود که مبادا جاهلان پیروز شده و دولت گمراهان حاکم گردد. امروز ما و شما بر سر دو راهی حق و باطل قرار داریم؛ آنکس که به وجود آب اطمینان دارد تشنه نمیماند(نهجالبلاغه،خطبه۴،ص۳۳).
موضوعات و مسایلی را که امام علی(علیهالسلام) در آثار خود بدان پرداختهاند، از گسترهی وسیعی برخوردار است. متأسفانه تا کنون دامنهی تحقیقات محققان همهی این موضوعات و مسایل را در برنگرفته و تنها بخشهایی اندک از مسایل را مورد توجه قرار داده است. بخشی از موضوعاتی را که امام علی(علیهالسلام) در مورد آنها به تأملات و تحلیلهای نظری دست زدهاند از این قبیل هستند: خداوند و صفات او، انسان، مرگ، حیات، اخلاق، روابط انسانها، تعلیم و تربیت، رابطه انسان و خدا، دین، جامعه، تاریخ، دنیا، حکومت، حقوق، جنگ، صلح، نبوت، زمان، مکان، علیت، معرفت، و …(امید،۱۳۷۹،ص۱۵).
مناطقی که در قرون دوم به بعد بهعنوان مراکز علمی اسلامی شناخته شدند در قرن اول توسط امام علی(علیهالسلام) و شاگردان وی بهخصوص ابن عباس و ابن مسعود واجد ظرفیت علمی شده و افرادی در این بلاد تربیت شدهاند که دارای ذوق و بهرهی علمی بودهاند و همین دانشمندان هستند که در قرن دوم و بعد از آن بهعنوان مراجع و اساتید علوم دینی، منشأ رواج دانش در این مناطق گشتهاند. البته روشن است که منظور از این نسبت علمی در قرون بعد به امام علی(علیهالسلام) این نیست که لزوماً دانشمندان در این دورهها و بلاد، امامت امام علی(علیهالسلام) را پذیرفتهاند یا بدون تصرف در دانش و رأی و نظر شخصی به وحی ملتزم بودهاند، بلکه مراد این است که شکلگیری جریان علم و دانش و نضج فرهنگ و ادبیات علمی در این بلاد بدون توجه به تأثیر و پایهگذاریهای امام علی(علیهالسلام) و شاگردانش توجیه و تبیین تاریخی ندارد(ابطحی و دیگران،۱۳۹۲،ص۲۳).
در اسلام توصیههای فراوانی به یادگیری علم و دانش شده است تا حدی که علم و دانش بهعنوان یک ارزش، در جامعهی اسلامی مطرح است. ارزش دانشآموزی بسیار فراتر از ثروتاندوزی است. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) به کمیلبنزیاد میفرمایند:
ای کمیل! دانش بهتر از مال است، زیرا علم، نگهبان تو است، و مال را تو باید نگهبان باشی؛ مال با بخشش کاستی پذیرد اما علم با بخشش فزونی گیرد؛ و مقام و شخصیتی که با مال بهدست آمده با نابودی مال، نابود میگردد. ای کمیلبنزیاد! شناخت علم راستین آیینی است که بهخاطر آن پاداش داده میشود، و انسان در دوران زندگی، با آن خدا را اطاعت میکند، و پس از مرگ، نام نیکو به یادگار گذارد. دانش، فرمانروا، و مال فرمانبر است. ای کمیل! ثروتاندوزان بیتقوا مردهاند، گرچه به ظاهر زندهاند، اما دانشمندان تا دنیا برقرار است زندهاند، بدنهایشان گرچه در زمین پنهان، اما یاد آنها همیشه در دلها زنده است(نهجالبلاغه،حکمت۱۴۷،ص۴۷۱).
سرمایهگذاریهای امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در زمینههای علمی، علاوه بر استحکام پایههای منشور قدرت و اقتدار حکومت اسلامی، موجبات نشر آثار و عقاید اسلامی را در سراسر جهان فراهم نمود. امام علی(علیهالسلام) در مدت بیستوپنج سال انزوای سیاسی، سخاوتمندانه سیاست تعامل با خلفا را در راستای نیل به اهداف حکومت در پیش گرفتند. ایشان با مدیریت مجالس مباحثه و مناظرات علمی با دانشمندان ادیان و مذاهب گوناگون از ممالک مختلف، جذابیتهای علمی و فرهنگی اسلام سیاسی و نیز مشروعیت اهداف حکومت را در سطح کلان اشاعه دادند. نای میگوید:
مبادلات علمی و دانشگاهی نیز نقش مهمی را در افزایش قدرت نرم آمریکا ایفا میکند. … بهدلیل اینکه مبادلات علمی بر نخبگان جامعه تأثیر میگذارد لذا یک یا دو تماس مهم، ممکن است تأثیرات سیاسی زیادی داشته باشد. برای مثال الکساندر یاخلف تحت تأثیر بسیار زیاد استاد علوم سیاسی دوران تحصیلش در دانشگاه کلمبیا در سال ۱۹۵۸، یعنی دیوید ترومن قرار داشت. وی سرانجام رییس یکی از نهادهای مهم و یکی از روشنفکران کلیدی در زمان رهبری مخائیل گورباچف شد. الگ کالوگین از همشاگردان وی، و یکی از مقامات بلند پایهی کا گ ب، گفته بود که «با نگاهی به گذشته و قبل از سال ۱۹۹۷ میتوان دریافت که مبادلات(دانشگاهی) برای اتحاد جماهیر شوروی همانند اسب تروا بود. این مبادلات نقش بزرگی را در فرسایش سیستم شوروی ایفا کردند. … و در طول سالها مردم را بیشتر و بیشتر آلوده میکردند». جذابیت و قدرت نرمی که از تماسهای فرهنگی میان نخبگان بهوجود میآمد، سهم مهمی را در اهداف سیاسی آمریکا ایفا میکرد(نای،۱۳۸۹،صص۱۰۴-۱۰۲).
جذابیت و قدرت نرمی که از تماسهای فرهنگی میان نخبگان، مد نظر نای است، در راستای منافع انحصاری و سودمحور آمریکا قرار دارد؛ اما جذابیت و قدرت نرمی که از محل تماسهای فرهنگی میان نخبگان ممالک و مذاهب گوناگون با امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) حاصل شد در راستای منافع عام بشردوستانه قرار داشت. برای مثال، امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) مردم را بهصورت عام و کلی خطاب قرار میدهند و میفرمایند:
از خدا بترسید، و تقوا پیشه کنید، زیرا شما در پیشگاه خداوند، مسئول بندگان خدا، شهرها، زمینها و حیوانات هستید. خدا را اطاعت کنید و از فرمان خدا سر باز نزنید، اگر خیری دیدید برگزینید و اگر شر و بدی دیدید از آن دوری کنید(نهجالبلاغه،خطبه۱۶۷،ص۲۲۹).
اینکه امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند تقوا پیشه کنید یعنی از انحصارگرایی و منفعتطلبی بپرهیزید؛ اگر از مسئولیت در برابر بندگان خدا سخن میگویند یعنی لزوم رعایت حقوق بشر، حمایت از زنان و کودکان و افراد ناتوان، اهمیت سلامت و بهداشت انسانها، لزوم پیشگیری از بیماریهای مسری، و لزوم مقابله با فقر و گرسنگی؛ اگر از مسئولیت در برابر شهرها سخن میگویند یعنی لزوم توسعهی اجتماعیاقتصادی در شهرها؛ اگر از مسئولیت در برابر زمینها و حیوانات سخن میگویند یعنی لزوم حفاظت از پایداری زیست محیطی؛ اگر از گزینش خیر سخن میگویند یعنی لزوم برقراری صلح و امنیت جهانی؛ اگر از پرهیز از شر و بدی سخن میگویند یعنی نفی هر گونه تهاجم و تجاوز؛ و اینها همه، با یک مشارکت جهانی از سطح خرد شروع و به سطح کلان گسترش مییابد. دغدغههای جهانی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) که در چهارده قرن گذشته به مقام تجربی رسید و در پهنای وسیع حکومت اسلامی عملیاتی شد، در نیمهی دوم قرن بیستم، در نشستهای بینالمللی مطرح شد و در ابتدای قرن بیستویکم تحت عنوان «اهداف توسعهی هزاره» به تصویب مجمع عمومی رسید، اما همانند بسیاری از طرحهای بشر دوستانهی دیگر، در کانال لابیگریها محو شد و به مرحلهی اجرا نرسید.
دوراندیشیهای مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در سیاست تعامل با خلفا، پایههای ارتقای قدرت نرم اسلام را به گونهای مستحکم نمود که اکنون بعد از گذشت هزار و چهارصد سال، هنوز هم اسلام سیاسی اصیل از مشروعیت و جذابیت اندیشهی سیاسی امام علی(علیهالسلام) بهرهمند میشود، بهگونهای که این جذابیتها حتی در آثار دانشمندان و نویسندگان اروپایی، بهوضوح قابل رؤیت است.
گابریل آنگیری، مستشرق فرانسوی، برجستگیهای امام علی(علیهالسلام) را بسیار زیبا تبیین و توصیف میکند و مینویسد:
در زمینهی قضایی علی(علیهالسلام) عهد جدیدی افتتاح نمود. در عهد خلفای سهگانه او در تمام مسایل بغرنج و پیچیده مورد استشاره و استفتاد قرار میگرفت. هر مسئلهی پیچیدهای که روی مینمود افکار عمومی با عبارتیکه بهصورت ضربالمثل در آمده بود، حل آنرا از تدبیر امام علی(علیهالسلام) میخواست، چارهی این مشکل را فقط از ابوالحسن باید خواست. هنگامیکه علی(علیهالسلام) به خلافت رسید با وجود تمام گرفتاریهای نظامی و سیاسی، همچنان تصدی عالیهی امور دادگستری را برای خود حفظ نمود. به تصفیهی دادگاهها اقدام ورزیده و حقوق قضاوت را تثبیت نمود و نخستین محکمهی شرع را بنیاد نهاد. قضاوتهای متعددی از خلیفهی چهارم به یادگار مانده که جای آن دارد آنها را در شمار محاکمات بزرگ تاریخ قرار داد. علی(علیهالسلام) نخستین کسی بود که بر ضد اصلی که از دیر زمانی معمول به قوانین اروپایی است، یعنی حبس در مقابل بدهکاری، به مخالفت برخاست. پیش از علی(علیهالسلام) قانون مدونی وجود نداشت. قاضی میبایستی از روی آیات قرآن و بر طبق رسوم و سنن، حکم صادر کند، ولی در زمان علی(علیهالسلام) علم فقه و تقریباً قانون مدونی بهوجود آمد. در حقوق جزا، علی(علیهالسلام) در شرق نخستین کسی بود که در محاکمات، شهود را از هم جدا کرده و از هر یک جداگانه شهادت میگرفت. تا آنوقت شهود به اتفاق یکدیگر ادای شهادت میکردند و میتوانستند اظهارات خود را با اظهارات همدستانشان تطبیق نمایند. … علی(علیهالسلام) که خطیبی زبردست و نویسندهای توانا و قاضی عالیقدری بهشمار میرود، در صف مؤسسین و واضعین مکتبها مقام دارد و مکاتبی که او تأسیس نموده از لحاظ صراحت و روشنی و استحکام منطق و برهان و همچنین از لحاظ تمایل بارز آنها به ترقی و تجدد، امتیاز دارد(احمدیندوشن،۱۳۹۰،صص۵۴-۵۳).
لامنس، مستشرق معروف بلژیکی در وصف امام علی(علیهالسلام) چنین مینویسد:
برای عظمت علی(علیهالسلام) همین بس که تمام اخبار و تواریخ علمی اسلامی از او سرچشمه میگیرد. او حافظه و قوهی شگفتانگیزی داشته است. همهی علما و دانشمندان، اخبار احادیث خود را برای وثوق و اعتبار به او میرسانند. علمای اسلام از موافق و مخالف، از دوست و دشمن، مفتخرند که گفتار خود را به علی(علیهالسلام) مستند دارند، چون گفتار او حجیت قطعی داشت و او باب مدینهی علم بود و با روح کلی پیوستگی تام داشت(همان،ص۵۴).
امام علی(علیهالسلام) در جهان بشریت چنان تحول علمی ایجاد کرده است که شعاع تأثیرات آن، روز به روز، رو به فزونی گذاشته، تا جاییکه هر قدر دانش گسترده و چراغ علم در جهان فروزانتر میشود، عظمت علمی آنحضرت نیز بیشتر جلوهگر میشود. امروز بشریت پس از چهارده قرن پیشرفت حیرتانگیز علمی، در مقابل رتبهی والای علمی و شئون فکری حضرت علی(علیهالسلام) قد خم میکند و حالت تواضع بهخود میگیرد(مصطفوینیا و فرخیان،۱۳۸۹،صص۱۹۵-۱۹۴).

این مطلب را هم بخوانید :  دسته بندی علمی - پژوهشی : بررسی میزان تاثیر هوش سازمانی بر عملکرد سازمان با توجه به قابلیت های ...

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.