دسته بندی علمی – پژوهشی : جایگاه قدرت نرم در اندیشه ی سیاسی امام علی علیه السلام- قسمت ۲

تئوری قدرت نرم نای، در جذابیت لیبرالیسم شکل گرفت، و با گذر از مرحلهی رشد واقعگرایی، به بلوغ قدرت هوشمند رسید. نای در دو کتاب «آیندهی قدرت» و «قدرت نرم ابزارهای موفقیت در سیاست بینالملل» در اینمورد میگوید:
موفقیت آمریکا بستگی خواهد داشت به توسعهی یک درک عمیقتر از قدرت نرم و ایجاد تعادل بین قدرت سخت و نرم در سیاست خارجی. این یک قدرت هوشمند خواهد بود(نای،۱۳۸۹،ص۲۵۱).
برخی تحلیلگران فکر میکنند که اصطلاح مزبور، مختص ایالات متحده است؛ منتقدین اعتراض دارند که این اصطلاح، مثل «عشق سخت» است، تنها یک شعار است که مسائل نامطبوع را در پوششی رنگ و لعابدار میپوشاند؛ اما گرچه اصطلاح «قدرت هوشمند» شعارگونه است اما میتوان آنرا برای تحلیل به کار برد و ضمناً به هیچ وجه محدود به ایالات متحده نیست(همان،۱۳۹۰،صص۳۱۳-۳۱۲).
در سند قدرت هوشمند آمریکایی، قدرت هوشمند بهمعنای ایجاد راهبردی منسجم، منابع اساسی و جعبه ابزاری برای رسیدن به اهداف آمریکا با استفاده از هر دو قدرت سخت و نرم است. این رویکرد بر ضرورت وجود ارتش قوی تأکید میکند، ولی همچنین توجه زیادی به ائتلافها، همکاری و نهادها در تمام سطوح دارد تا نفوذ آمریکا را گسترش دهد و به اقدامهای آن مشروعیت بخشد. بدین گونه اگر قدرت سخت، متوجه ایجاد تبعیت از راه اعمال «تنبیه» و «تشویق» است و ناشی از «جباریت» هدفمند میباشد؛ قدرت نرم، مبنی بر ایجاد تبعیت از راه نمایش «حقانیت» ناشی از جذابیت است؛ قدرت هوشمند، به ایجاد تبعیت از طریق ترکیب ماهرانهی «جباریت و حقانیت» ناشی از «رضایت» میاندیشد. به بیان دیگر، قدرت نرم، قدرت سخت را در اختیار میگیرد و کوشش دارد با کاربرد ماهرانهی آن در صحنهی عمل، اعمال قدرت سخت را به واسطهی قدرت نرم «حقانیت» بخشد(مطهرنیا،۱۳۸۹،ص۱۲).
کاربرد قدرت نرم در گفتمان اسلامی
ویژگیهای بیان شده برای قدرت نرم، حکایت از کاربرد آن در حوزهی مطالعات اسلامی دارد، بدینمعنا که شاخصهای بیان شده برای قدرت در گفتمان اسلامی، بهگونهای هستند که با مؤلفههای قدرت نرم، همخوانی داشته و به گفتمان قدرت نرم این امکان را میدهد تا در بیان ظرافتهای نظریهی اسلامی، قدرت فعال بوده و بهصورت مؤثر حاضر شود. با اینحال باید توجه داشت که الگوی پیشنهادی در گفتمان غربی، به دلیل مبنای سکولاریستی و وجود اختلافات بنیادی، نمیتواند منطبق با الگوی پیشنهادی اسلام باشد. در واقع، نقطه مقابل سکولاریسم، اصالت دین است. در حالیکه سکولاریسم، دین را امری حاشیهای میداند، ولی اسلام معتقد است که هیچ موضوعی از دایرهی ارزشهای دینی و حلال و حرام دین خارج نیست. در حقیقت، امروزه لیبرالیسم بهعنوان یک نظام ایدئولوژیک، اجتماعی و سیاسی با سلطهی سرمایهداری و تکنوکراسی و اعراض از هدایت آسمانی، در مقابل ایدئولوژی و جهان بینی دینی با معنویتگرایی و پیروی از وحی و هدایت آسمانی جبهه گرفته است. در این چارچوب، یک نکتهی بسیار برجسته وجود دارد و آن جبههگیری اصالت فرد در مقابل اصالت خدا است و همین تفاوت، نقطه شروع شکاف میان این دو گفتمان را شکل داده و منشأ سایر اختلافات قرار میگیرد(افتخاری و بیگی،۱۳۸۹،صص۱۵۳-۱۵۲).
بنابراین هنگامیکه همهی قدرتها از آن خداست و منشأ الهی و آسمانی دارد، پس مؤلفههای تشکیل دهندهی قدرت نیز باید صبغهی الهی و آسمانی داشته باشند؛ بهعبارت دیگر، صرف مؤلفههای مادی قدرت، بدون درنظر گرفتن جنبههای الهی و آسمانی، از دیدگاه اسلام مطلوب نیست، علاوه بر اینکه دین اسلام بر مبنای فطرت شکل گرفته است و جنبههای غریزی وجذاب مادی و منافع ظاهری قدرت، اصالت ندارد، لذا بحث از فطرت به این نکته میرسد که باید به اعماق قلوب راه یافت و در آنها نفوذ کرد تا جذب شوند. درنتیجه خاستگاه قدرت نرم در اسلام، الهی و ماوراء بشری است. بر این اساس، باید ارکان، ابعاد و شاخصهای تشکیل دهندهی قدرت نیز اموری باشند که در آن جنبههای الهی و آسمانی لحاظ گردد، مثلاً وقتی از فرهنگ ایثار و شهادت صحبت میشود، هیچ چیز جز در نظر گرفتن جنبههای غیر بشری(الهی) نمیتواند آنرا توجیه کند. همچنین وقتی از دخالت اخلاق، صداقت، و عدالت، در قدرت و سیاست بحث میگردد، هیچ منبعی جز آموزههای اسلام ندارد(پور احمدی و جعفریپناه،۱۳۹۱،صص۱۴۱-۱۴۰).
اهمیت توانمندی قدرت نرم، بیشتر به منابع آن بستگی دارد، اما بر خلاف نظریهی نای، این منابع در دنیای مادیگرای غرب، بسیار اندک و روبنایی است، ولی در عین حال در جهانی شدن که منشأ قدرت، عوامل غیر مادی و بهطور عمده، ریشه در اعتقادات و باورهای الهی و دینی دارد، میتواند قدرتهای سخت افزاری را تحتالشعاع قرار داده و بر آنها چیره شود. بهعبارت دیگر، گفتمان اسلامی به تولید گونهای سالم از «قدرت نرم» در قیاس با گفتمان لیبرالیستی منتهی میشود و دلیل این امر، تعریف یک مرجع عالیتر برای اعتبار محوریت انسان، به نام «الله» است که در گفتمان غربی، مورد غفلت واقع شده است(افتخاری و بیگی،۱۳۸۹،ص۱۵۳).
قدرت نرم در جامعهی اسلامی، ماهیت دینی دارد و در چارچوب شرع فهمیده میشود، وگرنه آن قدرت مشروعیت ندارد، از اینرو، قدرت نرم در حوزهی سیاست و دین، اقتضائاتی دارد که عبارت است از: توحید، خدامحوری، عدالت، احکام شریعت، اخلاق، کرامت انسانی، و … که همگی بر قدرت نرم حاکماند و به گونهای مشروعیت آن را تأیید میکنند(پوراحمدی و جعفریپناه،۱۳۹۱، ص۱۴۱).
جمعبندی
قدرت نرم، قدرتی برخاسته از بطن اجتماع است، اجتماعی که در اعتصابها، شورشها، و انقلابها، قدرت سیاسی در حوزهی سختافزاری را مغلوب فوران قدرت خود کرد، و اینگونه بود که قدرت سیاسی به اهمیت قدرت اجتماعی پی برد، و رفتهرفته به پیوند قدرت در حوزهی سیاسی و حوزهی اجتماعی اندیشید، پیوندی که مقاومت قدرت را به اوج میرساند. پیوند رسمی نیروهای سختافزاری و نرمافزاری قدرت، در کالبد حوزهی سیاسی و اجتماعی، منجر به ورود گفتمان قدرت نرم در حوزهی مطالعات روابط بینالملل شد.
آزادی، حقوق بشر، انصاف، عدالت، و … مؤلفههای مدیریت قدرت نرم هستند. بازتاب این مؤلفهها در سطح اجتماع، شاخصهای قدرت نرم مثل جذابیت، حقانیت، مقبولیت، مشروعیت، اعتبار، و … را نمایان میکند. اصطلاحات و واژگان کاربردی در مؤلفههای مدیریتی قدرت نرم و شاخصهای آن در اسلام و غرب یکسان است؛ آنچه موجب تمایز قدرت نرم اسلامی از قدرت نرم غربی میشود اهداف مدیریت قدرت نرم است که در ارتباط با محوریت خداوند در اندیشهی اسلامی و محوریت فرد در اندیشهی غربی شکل میگیرد و عملکردهای متناسب با آن را شکل میدهد؛ بر این اساس مدیریت قدرت در چارچوب منفعتطلبی و انحصارگرایی، در مقابل مدیریت قدرت در چارچوب حق و تکلیف شکل میگیرد که منجر به نمایان شدن شاخصهای قدرت نرم در فضای جذابیت ذهنی تصویرسازی، و فضای جذابیت عینی عملگرایی است.
فصل ۳
مدیریت قدرت نرم
در انزوای سیاسی امام علی(علیهالسلام)
مقدمه
مدیریت قدرت نرم، کاربرد ارزشهای عام جهانشمول در قدرت سیاسی است، بهگونهای که رفتار قدرت در تمامی ابعاد آن( نظامی، اقتصادی، اجتماعی، توسعه و فنآوری)، آیینهی تمام نمای ارزشها باشد. مؤلفههایی همچون دعوت، تبلیغ، نفوذ، تکریم انسانیت، صداقت، عملگرایی، تواضع، ایثار، انصاف، و … مؤلفههای مدیریت قدرت نرم هستند، بهرهبرداری صحیح از این مؤلفهها، حقانیت، جذابیت، مشروعیت، مقبولیت، اعتبار، اعتماد، و سایر شاخصهای قدرت نرم را در سطح اجتماع نمایان میکند.
امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بعد از رحلت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله)، با توجه به شرایط مکانی و زمانی، مدت بیستوپنج سال را در انزوای سیاسی گذراندند، و این در حالی است که شاخصهای قدرت نرم در سیاست انزوای ایشان بعد از گذشت هزار و چهارصد سال، هنوز هم نمایان است؛ حقانیت، جذابیت، مشروعیت، مقبولیت، رضایت، اعتبار، و اعتماد نسبت به سیاست انزوای امام علی(علیهالسلام) در گلوگاه تاریخ حبس نشد و فرای زمان و مکان در حرکت است. لذا بررسی مؤلفههای مدیریت قدرت نرم در انزوای سیاسی امام علی(علیهالسلام) ضرورت مییابد؛ اما با توجه به اینکه منابع قدرت نرم در ارتباط با حوزهی اجتماعی به رفتار قدرت تبدیل میشوند و حضور قدرت نرم در حوزهی سیاسی به معنای تطبیق اهداف سیاسی با هنجارها و ارزشهای اجتماعی است، لذا قبل از پرداختن به موضوع اصلی، اهداف سیاسی حکومت اسلامی از دیدگاه امام علی(علیهالسلام) مورد بررسی قرار میگیرد.
قدرت نرم در اهداف حکومت اسلامی
در حالیکه در طول تاریخ، افراد به انگیزهی توسعهی قدرت و ثروت، دست به جنایات هولناکی زده و با خونریزیهای بسیار و زیر پا گذاشتن حقوق انسانها، خود را بر گردن مردم سوار کردهاند و اساس حکومتشان به تهدید و ایجاد هراس در دل مردم، و استکبار و خودمحوری بوده است و از تملقگویی و ستایش بیاساس دیگران لذت میبردند و خود را محور و سرچشمهی هر قانونی میدیدند و همه را به اطاعت از خواستهها و هواهای نفسانی خود فرا میخواندند؛ امام علی(علیهالسلام) به شکل زیبایی انگیزهی مقدس و الهی خود را در نظر بیان میکنند و در عمل و حکومت خود به آن پایبند است. انگیزهی آن حضرت در حکومت یک انگیزهی صد در صد انسانی و الهی است(اسکندری،۱۳۸۰،ص۱۰۱).
اصول اخلاقی بهعنوان یک اصل لایتغیر در اهداف حکومت اسلامی پذیرفته شده است که این امر موجب برجستهشدن وجه نرمافزاری در اهداف حکومت اسلامی است. بازتاب رفتار سیاسی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در تطبیق با اهداف حکومت، مهمترین سند گویای فلسفهی قدرت در حکومت اسلامی است. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند:
ای مردم رنگارنگ، و دلهای پریشان و پراکنده، که بدنهایشان حاضر و عقلهایشان از آنها غایب و دور است! من شما را به سوی حق میکشانم، اما چونان بزغالههایی که از غرش شیر فرار کنند میگریزید! هیهات که با شما بتوانم تاریکی را از چهرهی عدالت بزدایم، و کجیها را که در راه حق راه یافته، راست نمایم.
خدایا تو میدانی که جنگ و درگیری ما، برای بهدست آوردن قدرت و حکومت و دنیا و ثروت نبود، بلکه میخواستیم نشانههای حق و دین تو را به جایگاه خویش بازگردانیم، و در سرزمینهای تو اصلاح را ظاهر کنیم، تا بندگان ستمدیدهات در امن و امان زندگی کنند، و قوانین و مقررات فراموش شدهی تو بار دیگر اجرا گردد.
خدایا! من نخستین کسی هستم که به تو روی آورد، و دعوت تو را شنید و اجابت کرد؛ در نماز، کسی از من جز رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) پیشی نگرفت؛ همانا شما دانستید که سزاوار نیست بخیل بر ناموس و جان و غنیمتها و احکام مسلمین، ولایت و رهبری یابد، و امامت مسلمین را عهدهدار شود، تا در اموال آنها حریص گردد؛ و نادان نیز لیاقت رهبری ندارد تا با نادانی خود مسلمانان را به گمراهی کشاند؛ و ستمکار نیز نمیتواند رهبر مردم باشد، که با ستم حق مردم را غصب و عطاهای آنان را قطع کند؛ و نه کسی که در تقسیم بیتالمال عدالت ندارد، زیرا در اموال و ثروت آنان حیفومیل میکند و گروهی را بر گروهی مقدم میدارد؛ و رشوهخوار در قضاوت نمیتواند امام باشد، زیرا برای داوری با رشوهگرفتن، حقوق مردم را پایمال، و حق را به صاحبان آن نمیرساند؛ و آن کس که سنت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) را ضایع میکند، لیاقت رهبری ندارد، زیرا که امت اسلامی را به هلاکت میکشاند(نهجالبلاغه،خطبه۱۳۱،ص۱۷۵).
با توجه به فرمایشات امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) هدف غایی حکومت اسلامی، توازن حقوق در راستای اشاعهی عدالت اجتماعی است که این هدف، تأمین کنندهی منافع ملی و جهانی اسلام در راستای برقراری صلح و امنیت جهانی است. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در راستای نیل به اهداف، ایدئولوژی ظلم ستیزی و دفاع از مظلوم را در دستور کار قرار میدهند که این ایدئولوژی در راهبرد مدیریتی مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق قابل تحقق است.
امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) شخصیت رهبران را در بروندادهای سیاسی مؤثر قلمداد میکنند لذا شخصیت رهبران باید مطابق با اهداف سیاست باشد. اگر هدف سیاسی برپایی حقوق و اجرای عدالت است شخصیت رهبر باید نماد حقمحوری و عدالتگستری باشد در غیر اینصورت جایگاه قدرت، محل انشعاب ظلم و ستم و ناحقی میشود و ماهیت ارزشی اهداف در جایگاه گفتاری و ذهنی راکد میماند. پیامدهای رفتار سیاسی در اسلام عصارهای از اصول عقیدتیسیاسی است و همین امر موجب تطبیق روش و محتوای سیاستها با پیامهای ارزشی میشود. مورگنتا میگوید:
فرد ممکن است بگوید، «بگذار عدالت، حتی به بهای هلاکت جهانیان اجرا شود»، اما دولت حق ندارد به نام کسانی که تحت حمایت آن هستند چنین چیزی را عنوان کند. فرد و دولت، هر دو، باید در مورد رفتار سیاسی بر اساس مبانی عام اخلاقی(مانند آزادی) داوری کنند. مع هذا، با وجودیکه فرد از نظر اخلاقی این حق را دارد که در دفاع از این مبانی اخلاقی، جان خود را فدا کند، دولت حق ندارد اجازه دهد قباحت اخلاقی عملی چون تجاوز به حریم آزادی، راه رفتار سیاسی موفق را که خود ملهم از اصل بقای ملی است، سد کند. اخلاق سیاسی بدون دوراندیشی و حزم(یعنی بدون توجه به پیامدهای سیاسی رفتار ظاهراً اخلاقی) وجود ندارد. بنابراین واقعگرایی در سیاست، حزم و دوراندیشی یعنی سنجش پیامدهای رفتارهای مختلف سیاسی را برترین فضیلت میداند(مورگنتا، ۱۳۸۹،ص۱۹).
حزم و دوراندیشی رفتار سیاسی برترین فضیلت است اما توجیه تجاوز به حریم آزادی در قاعدهی بقا، کوتهاندیشی سیاسی است. قاعدهی بقا در فقدان اصول اخلاقی، به مسیر فنای امپراتوریهای روم و هخامنشیان و یا اتریش و عثمانی ختم میشود. دولت حق ندارد جهانیان را فدای بقای انحصارگرایی و منفعتمحوری خود کند. قاعدهی بقای دولت، با پشتوانهی وحدت ملت استمرار مییابد، و وحدت ملت در عدالتگستری دولت بازتولید میشود. نای میگوید:
اما فقدان یک اخلاق جنگی غالب در دموکراسیهای مدرن نشان میدهد که استفاده از زور نیازمند توجیه اخلاقی استادانه برای تضمین حمایت عمومی است؛ مگر اینکه پای بقای حکومت در میان باشد(نای،۱۳۸۹،ص۶۳).
نای حتی توجیه استادانهی استفاده از زور را از قاعدهی بقا مستثنی میکند و قاعدهی بقا را بر هنر تصنعی لفاظیها و تصویرسازیهای قدرت نرم الویت میدهد، یعنی توسل به حاکمیت قوانین جنگل در عصر اطلاعات با مجوز قاعدهی بقا نهادینه است.
چشماندازهای ملی و جهانی اسلام که دارای بار ارزشی عام هستند و بر مبنای اصول اخلاقی و بشردوستانه استوار است، ثابت و لایتغیر است؛ بهگونهای که حتی اصل خودیاری و بقا، مجوز هنجارشکنی در ناحقی و بیعدالتی نیست. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) ایدهی بقای حکومت اسلامی را نه در هنجارشکنیها و تجاوز و تهاجمهای اصل خودیاری، که در حقمحوری و عدالتگستریهای اصل وحدتگرایی ارائه میدهند، اصلی که ماهیت آنارشیک نظام بینالملل را به سمت نظم و امنیت سوق میدهد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند:
پس آنگاه که در زندگی گذشتگان مطالعه و اندیشه میکنید، عهدهدار چیزی باشید که عامل عزت آنان بود، و دشمنان را از سر راهشان برداشت، و سلامت و عافیت زندگی آنان را فراهم کرد، و نعمتهای فراوان را در اختیارشان گذاشت، و کرامت و شخصیت به آنان بخشید، که از تفرقه و جدایی اجتناب کردند، و بر وحدت و همدلی همت گماشتند، و یکدیگر را به وحدت واداشته، به آن سفارش کردند. و از کارهایی که پشت آنها را شکست، و قدرت آنها را در هم کوبید، چون کینهتوزی با یکدیگر، پر کردن دلها از بخل و حسد، به یکدیگر پشت کردن و از هم بریدن، و دست از یاری هم کشیدن بپرهیزید. … پس اندیشه کنید که چگونه بودند آنگاه که وحدت اجتماعی داشتند، خواستههای آنان یکی، قلبهای آنان یکسان، و دستهای آنان مددکار یکدیگر، شمشیرها یاری کننده، نگاهها به یکسو دوخته، و ارادهها واحد و همسو بود! آیا در آنحال مالک و سرپرست سراسر زمین نبودند و رهبر و پیشوای همهی دنیا نشدند؟ پس به پایان کار آنها نیز بنگرید! در آنهنگام که به تفرقه و پراکندگی روی آوردند، و مهربانی و دوستی آنان از بین رفت، و سخنها و دلهایشان گوناگون شد، از هم جدا شدند، به حزبها و گروهها پیوستند، خداوند لباس کرامت خود را از تنشان بیرون آورد، و نعمتهای فراوان شیرین را از آنها گرفت، و داستان آنها در میان شما عبرتانگیز باقی ماند. از حالات زندگی فرزندان اسماعیل پیامبر، و فرزندان اسحاق پیامبر، و فرزندان اسراییل عبرت گیرید. راستی چقدر حالات ملتها با هم یکسان، و در صفات و رفتارشان با یکدیگر همانند است(نهجالبلاغه، خطبه۱۹۲،ص۲۸۱).
عدالتگستری و وحدتگرایی بهعنوان پایههای اقتدار و قدرت حکومت اسلامی، لازم و ملزوم یکدیگرند. عدالت گسترده نمیشود جز در وحدت، و وحدت دوام نیابد جز در عدالت. بر این اساس بنیاد و اصول اهداف حکومتی اسلام در سطح ملی و جهانی، بر بنای قدرت نرم استوار شده است، بهگونهای که یکی از اهداف مهم رسالت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) انسجام وحدت عقیدتی در بین مذاهب گوناگون است. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند:
خدا پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) را پس از یک دوران طولانی که دیگر پیامبران(علیهمالسلام) نبودند، فرستاد. زمانیکه میان طرفداران مذاهب گوناگون نزاع درگرفته و راه اختلاف میپیمودند. پس او را در پی پیامبران فرستاد و وحی را با فرستادن پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) ختم فرمود(نهجالبلاغه،خطبه۱۳۳،ص۱۷۷).
وحدت بهعنوان یکی از دو عامل منشور اقتدار و قدرت در اسلام از طریق ادارهی عدالت اجتماعی امکانپذیر میباشد. بهطور کلی دو طریقه در اجرای عدالت اجتماعی در نظام اسلامی وجود دارد: معنوی و اجتماعی. سازمانها و نهادها و مؤسسات معنوی اسلام، مسئولیت آموزش و پرورش و اصلاح معنوی و اخلاقی افراد جامعه را عهدهدار هستند و این خود عملکرد و کارکرد نهادهای اجتماعی نظام را تسهیل میکند. نهادهای اجتماعی بهعنوان قوای مجریه، مقننه، و قضاییه، مفهوم عدالت اجتماعی را بر مبنای اسلامی پیاده میکنند(مولانا،۱۳۸۰،ص۱۹۹).
هزینه فایده در ارزشهای سیاسی
در زمان حیات پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) جامعهی نوبنیاد اسلامی هر لحظه از ناحیهی روم، ایران و منافقان تهدید میشد. بعد از رحلت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله)، امت اسلامی بر سر مسألهی خلافت و رهبری دچار اختلاف شدید شدند. اسلام در چنین وضعی هر لحظه از ناحیهی دشمنان خارجی و داخلی تهدید میشد. امام علی(علیهالسلام) که خود را در این مسأله صاحب حق میدانست برای حفظ مصالح جامعهی اسلامی از حق مسلم خود دست برداشت و در برابر وضعیت پدید آمده سکوت اختیار کرد(دانش،۱۳۸۴،صص۹۲-۹۰).
هنگامیکه پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) رحلت فرمود و امام علی(علیهالسلام) به غسل و دفن آن حضرت مشغول بود، با ابوبکر به خلافت بیعت شد. در این هنگام زبیر و ابوسفیان و گروهی از مهاجران، با عباس و امام علی(علیهالسلام) برای تبادل نظر و گفتوگو، خلوت کردند. آنان سخنانی گفتند که لازمهی آن تهییج و قیام مردم بود. امام علی(علیهالسلام) فرمود:
صبر اصل بردباری است، و پرهیزگاری دین است، و محمد(صلیاللهعلیهوآله) حجت است، و راه، راست و مستقیم است(ابن ابیالحدید،۱۳۷۵،ج۱،صص۱۰۱-۱۰۰ و۱۳۷۸،ج۱،صص۲۱۹-۲۱۸). ای مردم! امواج فتنهها را با کشتیهای نجات، در هم بشکنید، و از راه اختلاف و پراکندگی بپرهیزید، و تاجهای فخر و برتریجویی را بر زمین نهید. رستگار شد آنکس که با یاران به پاخاست، یا کنارهگیری نمود و مردم را آسوده گذاشت. اینگونه زمامداری، چون آبی بد مزه و لقمهای گلوگیر است، و آنکس که میوه را کال و نارس بچیند، مانند کشاورزی است که در زمین شخص دیگری بکارد. در شرایطی قرار دارم که اگر سخن بگویم، میگویند بر حکومت حریص است، و اگر خاموش باشم، میگویند: از مرگ ترسید!! هرگز! من و ترس از مرگ؟! پس از آن همه جنگها و حوادث ناگوار؟! سوگند به خدا! انس و علاقهی فرزند ابیطالب به مرگ در راه خدا، از علاقهی طفل به پستان مادر بیشتر است! اینکه سکوت برگزیدم از علوم و حوادث پنهانی آگاهی دارم که اگر باز گویم مضطرب میگردید، چون لرزیدن ریسمان در چاههای عمیق(نهجالبلاغه،خطبه۵،ص۳۳).

این مطلب را هم بخوانید :  جستجوی مقالات فارسی - بررسی میزان تاثیر هوش سازمانی بر عملکرد سازمان با توجه به قابلیت ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.