سالیوان و سوبیل[۶۴۴] (۱۹۹۵ ) رابطه بین انتظارات جوانان و سطوح باورهای ارتباطی مرتبط با نوع ارتباط آن ها و رضایت آن ها از روابط زناشویی را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که عدم رضایت از زندگی فعلی با سطوح باورهای ارتباطی و انتظارات آن ها از رضایت در آینده رابطه دارد.
استین[۶۴۵](۲۰۰۳) در پژوهشی بر روی زوجین نشان داد که زوج درمانی آدلری در تغییر باورهای ناکارآمد زوجین در خصوص ازدواج موثر است.
ساکولسکی[۶۴۶] و هنریک[۶۴۷] (۱۹۹۹) دریافتند که هم برای زنان و هم برای مردان متغیرهای میان فردی عشق پرشور، عشق دوستانه ریال عشق نوع دوستانه با رضایت زناشویی همبستگی مثبت دارد.
بررسی های موریسن[۶۴۸] (۲۰۰۰) نیز نشان می دهد ارتباط میان فردی همراه با سطح توجه و علاقه بالا به کیفیت روابط زناشویی ارتباط مثبت دارد.
کب، دراویل و برادبوری[۶۴۹] (۲۰۰۱) نیز در پژوهشی در مورد ۱۷۲ زوج نشان داد که چگونه ادراکات مثبت درباره علاقه مندی همسر باعث بوجود آمدن امنیت عاطفی و رفتارهای حمایتی و رضایت زناشویی می شود. در این پژوهش میزان رضایت زناشویی در ۶ ماه اول ازدواج و یک سال بعد اندازه گیری شد . نتایج پژوهش نشان داد هنگامیکه همسران احساس امنیت عاطفی می نمایند عملکرد ارتباطی آنان تقویت شده و رضایت زناشویی آنان افزایش می یابد.
با توجه به عوامل اجتماعی، فرهنگی و انتظارات نقشی، موقعیت های اجتماعی– اقتصادی بالا، زندگی کردن در مناطق روستایی، بهداشت روانی خوب، عدم طلاق والدین زوج، عدم حاملگی پیش از ازدواج و ازدواج پس از سن ۳۰ سالگی، همگی به عنوان فرهنگی، منبع اقتصادی مرتبط با موقعیت اجتماعی– اقتصادی بالا، منابع روانشناختی مربوط به رسش و الگوی ثبات زناشویی والدین غیر مطلقه، توضیحات متداول تر ارائه شده برای ارتباطات میان این عوامل و ثبات ارتباطی می باشند( کار[۶۵۰] ، ۲۰۰۰).
در یک بررسی بر روی ویژگی های زوج هایی که بیش از ۴۵ سال از ازدواجشان گذشته بود، این زوج ها رضایت زناشویی را به موارد زیر اسناد داده اند : آن ها الف) با کسی ازدواج کرده بودند که دوست داشتند. ب) به این فرد و همچنین ازدواج متعهد بودند. ج ) حس شوخ طبعی داشتند و قادر به دستیابی به توافق بودند (رزن-گراندن، مایرز و هاتی، ۲۰۰۴).
در پژوهشی که پاینز[۶۵۱](۱۹۹۶) انجام داد در آن هجده جنبه از رابطه زناشویی بررسی شد . نتیجه نشان داد که متغیر نگرش(باور) مثبت نسبت به زندگی زناشویی به تنهایی۵۰ / ۰ پراکنش را در متغیرهای وابسته دلزدگی زناشویی شامل می شود.
همچنین بورسینگ دریافته بود که بین باورهای ارتباطی ارتباطی و عدم زضایت از زندگی زناشویی ارتباط وجود دارد (استارکت و بورسیک[۶۵۲]، ۲۰۰۳).
هوستون، نیهیوس، اسمیت (۲۰۰۱) در مطالعه ای طولی و چالش برانگیز که مدت ۱۳ سال به طول انجامید با مطالعه ۱۶۸ زوج به بررسی ریشه های اولیه نارضایتی زناشویی و طلاق در همسران پرداختند. محققین بیان می دارند که در اوایل ازدواج یک شادی و مثبت نگری در زوجین وجود دارد که پس از مدتی در اثر عدم توافق و برجسته شدن نکات منفی، غم و ناراحتی رشد و توسعه پیدا می کند. زوجینی که بتوانند پویایی و روابط عاشقانه اوایل زندگی را تا حدودی حفظ نمایند متأهل باقی می مانند. اما همسرانی که امیدشان برای بهبود روابط را از دست می دهند پس از مدتی در به تعویق انداختن طلاق از یکدیگر جدا می شوند.
میشل[۶۵۳] (۱۹۹۱) نیز در پژوهشی که در سه کشور آمریکا، فرانسه و روسیه به منظور بررسی عوامل موثر بر رضایت زناشویی انجام داد به این نتیجه رسید که ۷۰% تا ۹۰% زنان احترام متقابل را مهم ترین مسئله رضایتمندی می دانند.
رفیعی بندری(۱۳۸۴) طی مطالعه ای با عنوان تاثیر آموزش شناختی– رفتاری بر میزان رضایت زناشویی زوجین مورد بررسی قرار داد و نتایج تحقیق نشان داد که آموزش شناختی– رفتاری موجب افزایش رضایت زناشویی زوجین می گردد و معلوم شد که جنسیت زوجین تاثیری بر میزان اثر بخش بودن آموزش ندارد.
سلامت، زمانی و الهیاری(۱۳۸۶) در پژوهشی به منظور بررسی تاثیر آموزش روش تحلیل رفتار متقابل در رضایت زناشویی۲۴ زوج که شیوه تصادفی انتخاب شده و در دو گروه آزمایشی و کنترل مورد کاربندی قرار گرفته بودند نشان دادند که در مقایسه پیش آزمون و پس آزمون، این روش در رضایت زناشویی همسران، موثر است.
در پژوهش ترکان، کلانتری، مولوی(۱۳۸۵) با هدف بررسی اثربخشی گروه درمانی به شیوه تحلیل تبادلی بر رضایت زناشویی زوج ها انجام گرفت. بر اساس نتایج بدست آمده، رضایت زناشویی مردان، زنان و بطور کلی زوج های گروه آزمایشی به طور معناداری نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون و پی گیری افزایش نشان داد.
مرادی، شفیع آبادی و سودانی(۱۳۸۷) در تحقیقی به منظور بررسی اثربخشی آموزش های ارتباط موثر بر رضایت زناشویی مادران دانش آموزان دوره ابتدایی به این نتیجه رسیدند که آموزش های ارتباط موثر باعث افزایش رضایت زناشویی شد.
ازخوش و عسکری(۱۳۸۶) در پژوهشی دریافتند که بین باورهای ارتباطی و نارضایتی زناشویی ارتباط مثبت معناداری وجود دارد.
در تحقیقی یونسی و بهرامی(۱۳۸۸) با هدف پیش بینی رضایت زناشویی از طریق تفکر قطعی نگر در ۳۰۰ زوج تهرانی انجام دادند. نتایج رابطه منفی بین تفکر قطعی نگر و رضایت زناشویی را نشان دادند.
حسینی(۱۳۸۲) ضمن تحقیقی تاثیر درمان شناختی – رفتاری به شیوه گروهی بر افزایش رضایتمندی زنان را مورد بررسی قرار داد. طی این تحقیق مشخص شد که درمان شناختی – رفتاری رضامندی زناشویی را افزایش می دهد.
در مطالعه ای با هدف بررسی رابطه بین داشتن معنا در زندگی و رضامندی زناشویی در بین مراجعان به مراکز مشاوره در مقایسه با جمعیت عادی در شهر تهران، ۹۰ زوج مورد بررسی قرار گرفتند و یافته های تحقیق حاکی از وجود رابطه معنادار در زندگی و رضامندی از زندگی زناشویی بود. همچنین میزان معنا در زندگی زوجینی که از زندگی زناشویی خود راضی بودند به مراکز مراجعه نکرده بودند بیشتر از میزان معنا در زندگی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره که از زندگی خود راضی نبودند بود(گواهی جهان، ۱۳۸۴).
محققان به بررسی اثربخشی زوج درمانی کوتاه مدت خود نظم بخشی بر افزایش رضایت زناشویی مراجعان پرداختند سپس نتایج نشان داد که زوج درمانی کوتاه مدت خود نظم بخشی بر افزایش رضایت زناشویی، سازگاری با شخصیت همسر، ارتباط، حل تعارض، رضامندی از اوقات فراغت، بهبود رابطه جنسی و رابطه با خویشاوندان و دوستان موثر می باشد، اما جنسیت آزمودنی ها تاثیری بر میزان اثربخشی درمان خود نظم بخشی ندارد(جانباز فریدونی، تبریزی، نوابی نژاد، ۱۳۸۷).
قربانعلی پور، فراهانی، برجعلی و مقدس(۱۳۸۷) نشان دادند که آموزش تغییر سبک زندگی به شیوه گروهی موجب افزایش رضایت زناشویی در زوجین می شود.
تحقیقی با هدف مقایسه روان درمانی گروهی مبتنی بر نظریه انتخاب و درمان انگیزشی نظام مند در جهت افزایش رضایت زناشویی انجام گرفت و یافته های این پژوهش نشان داد که هر دو روش درمانی به طور یکسان موجب افزایش میزان رضایت زناشویی شدند(حسینی غفاری، قنبری هاشم آبادی و آقامحمدیان شعرباف؛ ۱۳۸۷).
مقایسه اثربخشی مداخلات مبتنی بر نظریه الیس به دو روش مشاوره گروهی رو در رو و اینترنتی در افزایش رضایت زناشویی که به بررسی ۳ گروه (۲آزمایشی و ۱ کنترل) پرداخت حاکی از این مسئله بود که رضایت زناشویی در هر دو گروه آزمایشی به میزان معنی داری بالاتر از گروه کنترل بود . همچنین مشاوره گروهی رو در رو در بهبود مولفه های مدیریت مالی، اوقات فراغت و موضوعات شخصیتی موثرتر از مشاوره گروهی اینترنتی بود(پویامنش، احدی، مظاهری، دلاور، ۱۳۸۷).
جمع بندی :
با توجه به پیشینه پژوهش، با هدف بررسی تاثیر آموزش گروهی انسانگرایی بر باورهای غیرمنطقی،رضایت زناشویی و شادکامی در زوجین مراجعه کننده به فرهنگسرا ها و مراکز مشاوره از این رویکرد درمانی در جهت اهداف و فرضیه های یاد شده می پردازیم.
فصل سوم مواد و روشها
۳-۱- مقدمه
در این فصل روش پژوهش، جامعه آماری، ابزار پژوهش، روش تجزیه و تحلیل داده ها، محدودیت های پژوهش و سرفصل جلسات آموزشی ارائه شده است.
۳-۲- طرح کلی پژوهش
طرح پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی به صورت طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل می باشد که از سه گروه آزمودنی تشکیل شده است. در طرح مورد نظر آزمودنی ها از بین مراجعین به مراکز مشاوره و فرهنگسراهای شهر اصفهان و بر اساس نمره پیش آزمون، انتخاب و بصورت تصادفی در گروه های مختلف گمارده شده اند.
جدول (۳-۱) دیاگرام طرح پژوهش

گروه نحوه گمارش پیش آزمون متغیر مستقل پس آزمون
آزمایش ۱

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است
Tags: