جستجوی مقالات فارسی – بررسی میزان تاثیر هوش سازمانی بر عملکرد سازمان با توجه به قابلیت …

بر اساس آنچه که در بالا ذکر شد، متوجه اهمیت توجه به هوش رقابتی میشویم که رقبا و محیط رقابتی را از همه ابعاد مورد بررسی قرار میدهد.
۵-۲ مزیت رقابتی
مفهوم مزیت رقابتی در ارتباط با واژگان زیر قابل تعریف است.
رقابتپذیری: فرآیندی که هر نهادی میکوشد تا از این طریق بهتر از دیگری عمل کرده و از وی پیشی گیرد. کسب توانمندیهای رقابتی در جهان امروز به یکی از چالشهای اساسی کشورهای مختلف در سطح بینالمللی تبدیل شده است.
ضریب رقابتی: تمایز در ویژگیها یا ابعاد هر شرکتی است که آن را قادر به ارائه خدمات بهتر از رقبا برای مشتریان میکند.
مزیت رقابتی: میزان جذابیت پیشنهادهای شرکت در مقایسه با رقبا برای مشتریان است. به طورکلی مولفههای مفهوم مزیت رقابتی شامل موارد زیر است:
ارزش آفرینی، بازراگرایی، رضایت مشتری، شناخت توان بالقوه، حرکت دادن توان بالفعل، انگیزهسازی، مهارتسازی، قیمت مناسب، پاسخگویی و نوآوری. مزیت رقابتی شامل مجموعه عوامل یا توانمندیهایی است که همواره شرکت به نشان دادن عملکردی بهتر از رقبا قادر می
سازد(بارگیوس و دیگران[۸۵]،۱۹۹۹).
در طول دهه ۱۹۸۰ محققان و صنعتگران موجه شدند که عملکرد برتر یک سازمان نمیتواند از طریق استراتژیهای عمومی یا ویژگیهای سازمان تحقق یابد. بر این اساس تاکید محققان به سوی شناسایی منابع مزیت رقابتی سوق پیدا کرد. مزیت رقابتی عامل یا ترکیبی از عوامل است که در یک محیط رقابتی سازمان را موفقتر از سایر سازمانها مینماید و رقبا نمیتوانند به راحتی از آن تقلید کنند. محققان بین مزیت رقابتی کوتاه مدت و بلندمدت تمایز قائل میشوند. منابعی که برای مزیت رقابتی شناسایی شدهاند عبارتند از: منابع و قابلیتهای سازمان، کیفیت، برتری در اجرای استراتژی، زمان، نوآوری و خلاقیت.
با افزایش رقابت در بسیاری از محیطهای رقابتی، منابع جدیدی برای مزیت رقابتی شناسایی شدهاند. این منابع شامل تمرکز بر قابلیتهای کیفیت، سرعت و چرخه عمر سریع، درجه بالای نوآوری و خلاقیت میباشد. بسیاری از محققان امروزه استدلال میکنند که تنها منبع مزیت رقابتی پایدار، توانایی سازمان در یادگیری است( فیئر و چهاراقی[۸۶]، ۱۹۹۵).
۱-۵-۲ منشأ مزیت رقابتی
ارزیابی مزیت رقابتی یکی از وظایف مدیران و سازمان دهندگان شرکت است. کارکردها و عملیات شرکت شامل وظایف متعددی میباشد: حفظ ونگهداری، تولید محصولات جدید،تقاضای مشتریان از نیروی فروش و تصوری که از شرکت در اذهان ایجاد شده است که هر کدام از این فعالیت ها برای مشتریان ایجاد ارزش میکند و سپس ارزش ایجاد شده به وسیله قیمتی که مشتری برای به دست آوردن کالا و خدمت موردنیاز حاضر است بپردازد، اندازه گیری میشود.در این بین شرکتی سودآور است که این ارزش بیشتر از هزینه کل باشد.
برای به دست آوردن مزیت رقابتی در بین رقبا، شرکت باید مشتریانش را با ارزش مشابه رقبا ولی با کارایی بیشتر در تولید (رهبری هزینه) و یا فعالیتهای تخصصی پیشرفته که ارزش نهایی بیشتر و قیمت خرید بالاتر را امکان پذیر میکند( تفکیک و تمایز) ارائه دهد(پاسمارد و برین کلینر[۸۷]، ۲۰۰۰).
۲-۵-۲ ایجاد و حفظ مزیت رقابتی
مزیت رقابتی در شرکتی که روش کاراتر و جدیدتری را نسبت به رقبا برای ورود به صنعت کشف میکند، ایجاد میشود. مزیت رقابتی را از طریق روشهای زیر میتوان به دست آورد:
۱-تکنولوژی جدید
۲-تعدیل و اصلاح تقاضا و یا تقاضای جدید
۳- ایجاد بخش جدید
۴- تغییر در هزینه ویا قابلیت دسترسی
۵- تغییر در قوانین) پاسمارد و برین کلینر، ۲۰۰۰ (
اگرچه ایجاد مزیت رقابتی کار سختی است ولی حفظ ونگهداری آن کار سخت تری است. حفظ مزیت رقابتی بستگی به سه عامل دارد:
۱-به منابع مزیت بستگی دارد: بین مزیتها یک سلسله مراتبی وجود دارد که یا باعث کاهش هزینه های نیروی کار میشود و یا افزایش هزینه را به دلیل به دست آوردن تکنولوژی خاصی که نیازمند کسب مهارت سطح بالاتری است، ایجاد میکند.
۲- تعیین تعداد منابع مزیت رقابتی (بیشتر وبهتر)
۳- سومین عامل حفظ ونگهداری مزیت رقابتی به تداوم تلاش برای نوین و به روز کردن و تکمیل آن کالا یا خدمت مرتبط میشود چراکه هر مزیت رقابتی واقعا در معرض این است که کپی برداری شود ) پاسمارد و برین کلینر، ۲۰۰۰ (.
در شرایطی که شرکتها در بازارهای پویا رقابت میکنند،ممکن است مزایای رقابتی را به دست آورند اما بعد از مدتی به خاطر پویایی های درونی و تغییراتی که در محیط بیرونی ایجاد می
شودآن مزایا تحلیل رود و کاهش یابد (اونی و دیگران[۸۸]۱۹۹۹، لهرر[۸۹]۲۰۰۱،کاسپر [۹۰]۱۹۹۴). مزیت رقابتی ممکن است با عکس العمل کوتاه مدت عملکرد شرکت در بازار در شرایط زمانی خاص به صورت مزیت ایجاد شود و ارزیابی مزیت رقابتی شرکتها نیز معمولا بر اساس ارزایابی های کوتاه مدت صورت میگیرد.
پورتر[۹۱](۱۹۸۵) در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که شرکتها در طولانی مدت با توجه به این اینکه رقبایشان در شرایط کنونی و آینده چهانجام خواهند داد قادر خواهند بود یک موقعیت قابل دفاع در صنعت برای خود ایجاد کنند و این یک تعیین کننده اصلی از موفقیت آنها میباشد. به عقیده او شرکتها با استفاده از استراتژیهای عمومی میتوانند با به دست آوردن مزیت رقابتی یک موقعیت دفاعی برای خود ایجاد کنند که این استراتژیها شامل : ۱- رهبری هزینه ،۲- تمایز و تفکیک ،۳- تمرکز، میباشد . پورتر بحث میکند در صورتی که شرکتها به صورت انطباقی استراتژیهای رهبری هزینه ،تفکیک و تمایز، و تمرکز را در کسب وکارشان را مورد توجه و استفاده قرار دهند ، میتوانند مزیت رقابتی قابل ملاحظهو پیوستهای در برابر رقبایشان به دست آورند.
با استراتژی رهبری هزینه ، شرکتها روی کاهش هزینه از طریق کارایی عملیاتی تمرکز می
کنند.برای مثال ممکن است با بهرهبرداری از تجهیزات موجود و یادگیری در رابطه با اینکه چگونه هزینه را از طریق خودکار کردن، مدرن سازی، استفاده از ظرفیت یا صرفه جویی در مقیاس کاهش دهنده، وظایف و فعالیتهای سازمانی را انجام دهند. با توجه وتاکید به کارآیی ، کنترل وبرنامهریزی میتوان عناصر اصلی استراتژی رهبری هزینه را عملی ساخت، و معمولا استراتژی رهبری هزینه شامل بکارگیری منحنی تجربه، و تولید انبوه میباشد که میتوان از طریق آنها هزینه هر واحد تولید را کاهش داد.
هامرسن و دیگران[۹۲] (۲۰۰۰) بیان میدارند که منابع وقابلیتهای داخلی شامل مهارت و انواع دانش، پرسنل، سرمایه، تولید تجهیزات، ساختمانها، عملیات،قابلیتهای بازاریابی، و دیگر منابع شرکت میباشد که در صورتی به خوبی هدایت شوند و در جای مناسب مورد استفاده قرار گیرند، می تواند منجر به کسب مزیت رقابتی شوند.
دو رویکرد در بررسی مزیت رقابتی وجود دارد که شامل:۱- رویکرد مبتنی بر منابع شرکت
۲- رویکرد بازار محور.
۳-۵-۲ رویکرد مبتنی بر منابع شرکت
هدف اصلی در این رویکرد تاکید بر مزیتهای رقابتی ناشی از عناصر شرکت میباشد. منابع واحدهای پایهای تجزیه و تحلیل بوده و شامل همه نهادههای فرایند بازرگانی میباشد. منابعی نظیر منابع مالی، تکنولوژیکی، انسانی و سازمانی بستری را برای ایجاد صلاحیت فراهم میآورند که این امر ایجاد مزیت رقابتی را امکانپذیر میکند(جاتنر و وهلی[۹۳]، ۱۹۹۴).
این رویکرد به منابع داخلی شرکت به عنوان منابع بالقوه مزیت رقابتی تاکید دارد. بررسی و تحلیل محیط خارجی برای کشف فرصتها و تهدیدات به تنهایی نمیتواند منجر به برتری رقابتی شرکت شود. مدیران استراتژیک باید به داخل سازمان نیز توجه کنند تا بتوانند عوامل استراتژیک داخلی یعنی قوتها و ضعفها را شناسایی کنند. گرانت بر این باور بود که مزیت رقابتی پایدار یک شرکت توسط منابع آن شرکت تعیین میشود( هانگر و ویلن ترجمه دکتر اعرابی و ایزدی،۱۳۸۱). طرفداران این رویکرد منابع و قابلیتهای شرکت را منبع اصلی مزیت رقابتی به حساب میآورند. آدها استدلال میکنند که استراتژیها باید به جای بررسی صرف در محیط خارجی بر روی منابع داخلی که در آنها بهترین است سرمایهگذاری کنند(فیر و چاهارباقی[۹۴]،۱۹۹۵).
منابع شرکت شامل انواع توانمندیهای داراییها، فرایندهای سازمانی، اطلاعات و دانش… است که شرکتها آنها را طوری کنترل میکنندکه استراتژیهای ارزشآفرینی را توسعه داده و اجرا نمایند.
۴-۵-۲ رویکرد بازار محور
به منظور به دست آوردن مزیت رقابتی پایدار، ادبیات بازارابی پیشنهاد میکنند که سازمانها باید مشتریگرا، بازارگرا، نوآور و کارآفرین بوده و نیز گرایش به یادگیری داشته باشند. مزیتهای گرایش به بازار، کارآفرینی و گرایش به یادگیری برای بسیاری از سازماندر بسیاری از کشورها مستند شده است. براساس نظریه” مزیت- منبع”گرایش به بازار منبع مهمی در به دست آوردن مزیت رقابتی و حتی مزیت رقابتی پایدار است.
دشپاندو و بستر اشاره میکنند که سازمانها، موسسات فکری[۹۵] هستند. در صورتی که سازمانها گرایش به بازار و محیط داشته باشند، بواسطه این ارتباط اطلاعات، دانش و تجربهای از محیط و بازار کسب میکنند که میتوانند در فعالیتهای خود به کار گیرند. بنابراین سازمانهای بازارگرا سازمانهایی هستند که همواره گرایش به یادگیری و تجربه اندوزی دارند و برای افزایش میزان یادگیری باید همواره بازارگرا باشند. گرایش به بازار همچنین با خلاقیت، نوآوری و در واقع کارآفرینی در ارتباط است چراکه اگر سازمان بازاگرا باشد همواره با محیط در ارتباط بوده و از نیازهای مشتریان آگاه میشود و این آگاهی زمینه ایدههای جدید را برای آنها فراهم میکند که میتواند با خلاقیات کارکنان خود ایدهها را عملی کرد و دست به نوآوری و کارآفرینی بزند. بنابراین سازمانهایی که گرایش به بازار دارند میتوانند کاآفرین نیز باشند. با توجه به اینکه گرایش به بازار درک بهتری از مشتریان، رقبا، محیط و همچنین سطح رضایت مشتری به سازمان می دهد، این گرایش میتواند باعث بهبود عملکرد سازمان نیز بشود(لی و همکاران[۹۶]، ۲۰۰۳).
پائول ترنر[۹۷](۲۰۰۴) بیان میدارد که دونوع مزیت رقابتی تشخیص دادهشده: اول، جایی که روش های مورد استفاده هزینههای کمتری را در تولید ایجاد میکند و در رابطه با عملیات و فعالیت هایی است که ارائه قیمتهای کمتر با مزایای برابر به مشتریان را امکانپذیر میکند؛ دوم، جایی که فراهم کردن مزایای منحصر به فرد و متمایزی که قیمت بالاتر را توجیه میکنند و می توان آنها رابرای ایجاد مزیت رقابتی به کار برد.
تشخیص و ارزیابی مزیت رقابتی بر اساس یک جریان اطلاعاتی از منابع داخلی و خارجی انجام میگیرد. اسچامپتر[۹۸](۱۹۸۲) و ماهانی[۹۹](۱۹۹۵) و پرسون[۱۰۰] (۱۹۵۹) در تحقیقات خود نشان دادند که قابلیتها و فرایندهای مرتبط شده با نوآوری نقش بااهمیتی در تجدید و نوسازی و رقابت جویی ایفا میکنند. ادبیات نوآوری به صورت عمده به عنوان ضروریات تطبیقی دوگانه از تجدید منابع بر اساس ترکیب مجدد منابع موجود و منابع تجدیدی از طریق اینکه شرکت منابع وعوامل جدیدی از تولید را ایجاد می کنند، تاکید شده است.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.