قوانین راهنمایی و رانندگی هم به نسبت متوسطی کاهش مییابد. همچنین، با بالا رفتن اثرپذیری مجازاتهای رسمی به نسبت متوسطی بازدارندگی قوانین بالا میرود.
همچنین، هر چه قدر پایگاه فرد بالاتر و بیشتر به خانواده و نهادهای اجتماعی وابستگی داشته باشد به همان اندازه سطح بازدارندگی قوانین راهنمایی و رانندگی برای وی بالاتر میرود.
یافتهها نشان میدهند که هر چه کنترل اجتماعی و آگاهی از قوانین بیشتر باشد، بازدارندگی قوانین هم بیشتر میشود. همچنین، هر چه قدر ناکامی افراد بیشتر باشد، به همان اندازه سطح بازدارندگی قوانین راهنمایی و رانندگی پایینتر میآید.
نتایج نشان از آن دارد که فشار ساختاری- اجتماعی دارای رابطه ضعیف و معکوس، آگاهی از قوانین دارای رابطه مستقیم و متوسط و پایگاه اقتصادی- اجتماعی دارای رابطه مستقیم و ضعیفی با متغیر وابسته اثرپذیری مجازاتهای رسمی هستند. به این معنی هر چه قدر فشار ساختاری- اجتماعی برای افراد بیشتر شود، به همان میزان از اثرپذیری مجازاتهای رسمی کاسته میشود. همچنین، هر چه قدر آگاهی از قوانین و پایگاه اقتصادی- اجتماعی رانندگان بالاتر باشد اثرپذیری هم بیشتر میشود. بایستی عنوان داشت که پایگاه اقتصادی- اجتماعی با متغیر وابستگی فرد به خانواده و نهادهای اجتماعی و متغیر کنترلهای اجتماعی دارای رابطه معناداری ندارد. اما، پایگاه اقتصادی- اجتماعی با ناکامی منزلتی رابطه دارد. به این معنی که هر چه قدر پایگاه اقتصادی- اجتماعی رانندگان بالاتر باشد، به همان اندازه آنها ا ناکامی منزلتی کمتری رنج میبرند.
در مرحله بعدی؛ با استفاده از رگرسیون چند متغیره، از پنج فرضیه مختلف آزمون گرفته شد.
فرضیه اول مبنی بر اینکه آگاهی از قوانین راهنمایی و رانندگی در تعامل با اثرپذیری مجازات های رسمی، سطح بازدارندگی قوانین راهنمایی و رانندگی را تحت تاثیر قرار می دهد، مورد تایید قرار می‌گیرد.
فرضیه دوم مبنی بر اینکه هر چه قدر پایگاه اقتصادی- اجتماعی رانندگان پایینتر باشد، ناکامی منزلتی آنها بیشتر بوده، بازدارندگی قوانین راهنمایی و رانندگی در بین آنها کمتر میشود، مورد تایید قرار میگیرد.
فرضیه سوم مبنی بر اینکه هر چه قدر پایگاه اقتصادی- اجتماعی رانندگان بالاتر باشد، کنترلهای اجتماعی آنها بیشتر بوده، بازدارندگی قوانین راهنمایی و رانندگی در بین آنها بیشتر میشود، مورد تایید قرار نمیگیرد.
فرضیه چهارم مبنی بر اینکه انتظار میرود هر چه قدر وابستگی فرد به خانواده و نهادهای اجتماعی بیشتر باشد، خود کنترلی رانندگان بیشتر شده، بازدارندگی قوانین نیز بیشتر میشود، مورد تایید قرار میگیرد.
در نهایت؛ فرضیه پنجم مبنی بر اینکه هر چه قدر رانندگان فشارهای اجتماعی بیشتری را دریافت نمایند، تاثیر مجازاتهای رسمی کاهش یافته، سطح بازدارندگی قوانین نیز پایینتر میآید، مورد تایید قرار گرفت.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

عکس مرتبط با اقتصاد

 

۵-۳) بحث و نتیجه گیری

 

ﺑﺎزدارﻧﺪﮔﻲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻜﻲ از ﻗﺪﻳﻤﻲﺗﺮﻳﻦ و ﭘﺮﻃﺮﻓﺪارﺗﺮﻳﻦ ﻧﻈﺮﻳـﻪﻫـﺎی ﺗـﻮﺟﻴﻬﻲ ﻣﺠـﺎزات همواره در ﻛﺎﻧﻮن ﺗﻮﺟﻪ ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮان ﻋﺮصه ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻛﻴﻔﺮی ﻗﺮار داﺷﺘﻪ اﺳﺖ، که در این پژوهش نیز مورد نظر است. یقیناً پی بردن به عواملی که موجبات قانونگرایی را در جامعه فراهم میآورند، میتواند به مسولان کمک شایانی بکند تا با مطالعه و سرمایهگذاری در آن زمینهها، جامعه را به سوی قانونگرایی سوق دهند و در پی آن رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و …. را به ارمغان بیاورند. مسئله پژوهش حاضر به خاطر پاسخگویی به این پرسش انجام گرفته که مکانیسمهای اجتماعی تعیین کنندهی سطح بازدارندگی قوانین راهنمایی و رانندگی در بین جوانان شهر همدان کدامند؟ که در مورد نتایج آن به شرح زیر بحث شده است.
نظریه بازدارندگی مدعی است انسانها برخوردار از عقل و شعور بوده و در پی منافع شخصی خود می‌کوشند لذات خود را به عالیترین سطح ارتقا داده و رنج و درد خود را به پایینترین سطح برسانند. بازدارندگی خط افتراقی میان دو گونه بازدارندگی میافکند: خاص و عام. بازدارندگی خاص، در پی فهم این نکته است که مجازات، آیا افراد مجازات شده را از ارتکاب جرم باز می‌دارد یا نه؟ مسئله بازدارندگی عام نیز این است که آیا مجازات ارتکاب جرم را در بین جمعیت کل کاهش میدهد یا نه؟. نتایج نیز نشان داد که قوانین برای بیش از نیمی از رانندگان دارای بازدارندگی است. اما، قوانین راهنمایی و رانندگی برای عده زیادی از بازدارندگی عام کمتری برخوردار بود که بایستی به آن توجه نمود. بنابراین نتایج این پژوهش با نظریه بازدارندگی همخوانی دارد. همچنین، با نتایج تحقیق اوانز و همکاران (۱۹۹۱)، انطباق دارد.
همان طور که ملاحظه شد، مفهوم بازدارندگی قوانین، تاثیرگذاری بر توان تصمیمگیری افراد در ارتکاب اعمالشان در رابطه با قانون را نشان میدهد که در واقع، این مفهوم در جهت حمایت از لزوم کاربرد ضمانت اجراهای کیفری بر مرتکبان، (مسالهای که ملازمتی دیرین با پیشگیری از جرم دارد) است، که بایستی بیشتر به آن توجه نمود.
نظریه شناختی به آگاهی از قوانین پرداخته است که یکی از مهمترین مکانیسمهای ورورد رانندگان به ترافیک است. از دیدگاه نظریه‌پردازان شناختی، یادگرفته‌هاى جدید فرد با ساخت‌هاى شناختى قبلى او تلفیق مى‌شود و افراد براساس ادراکی که از امور و رویدادها دارند به آنها واکنش نشان می‌دهند. طبق نتایج به دست آمده مشخص شد که بیشتر پاسخگویان دارای سطح آگاهی بالایی از قوانینی راهنمایی و رانندگی هستند. اما، این نکته هم قابل توجه است که تعداد زیادی هم به طور متوسط به پایین و پایینی دارای آگاهی از این قوانین میباشند. همچنین، نتایج نشان داد که آگاهی از قوانین با متغیر بازدارندگی قوانین راهنمایی و رانندگی دارای ارتباط معنادار و مستقیمی هستند. این بدان معناست که هر چه آگاهی از قوانین بیشتر باشد، بازدارندگی قوانین هم به همان اندازه بیشتر میشود. در واقع، آگاهی از قوانین نقش بسیار مهمی را در بازدارندگی قوانین دارد. با ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺳﻨﺴﺮﻳﻚ و ﺳﻮﻳﻨﺒﺮن (۲۰۰۱) در اﺳﺘﺮاﻟﻴﺎ ﻛﻪ ﻧﺸﺎن دادﻧﺪ ﺑﺎ اﺟﺮای ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﻲ ﺑﺮای راﻧﻨﺪﮔﺎن، ﺑﻬﺒﻮد چشمگیری در ﻋﻤﻠﻜﺮد راﻧﻨﺪﮔﻲ آﻧﺎن ﭘﺪﻳﺪ آﻣﺪ، اﻧﻄﺒﺎق دارد و آﻧﻬﺎ را ﺗﺄﻳﻴﺪ میﻛﻨﺪ. همچنین، با نتایج احمدی (۱۳۹۰) و وکیبامب ایساک (۲۰۰۴) مبنی بر رابطه آگاهی از قوانین راهنمایی رانندگی با میزان تخلفات رانندگی، همخوانی دارد.
در رابطه با متغیرهای فشار ساختاری- اجتماعی، پایگاه اقتصادی- اجتماعی و طبقه اجتماعی و وجود ناکامی منزلتی نیز، دیدگاههای مختلفی از جمله دیدگاه کارکردگرایانی مثل دورکیم و مرتون، نظریه تضاد، کوهن و کلوارد و اوهلین مطرح شده است. از نظر دورکیم، وقتی نوسانات شدید اقتصادی همه ابعاد زیستی را دچار نابسامانی میکند، تنظیم اجتماعی سست میشود و میزان قانونگریزی در جامعه اوج میگیرد. نتایج نشان دادند که اکثر رانندگان از فشار ساختاری- اجتماعی رنج میبرند و در سطح پایگاه اقتصادی- اجتماعی متوسط به پایینی میباشند و اکثراً احساس ناکامی منزلتی میکنند.
مرتون نیز، استدلال میکند که در شرایط نابهنجار فوق افراد فقیر با توجه به باورها، اعتقادات و قدرت تفکر و تحلیل رفتار خود و بعضی ویژگیهای فردی دیگر بر رفتارهای تخلفآمیز و غیرقانونی صحه میگذارند و یا به آن عمل میکنند که نتیجه آن تضعیف قانون و عادی جلوه دادن قانونگریزی است. در چنین اوضاعی که قانونگریزی عادی جلوه داده میشود، آسیب اجتماعی در حوزههای عمومی ارتباطات انسانی گسترش مییابد، که از دید کوهن نتیجه این نابهنجاری، ناکامی منزلتی و در ادامه کجرفتاری میشود. نتایج این پژوهش با تحقیق کلانتری و همکاران (۱۳۸۴) و نولند و کوداس (۲۰۰۴) در رابطه با ارتباط فقر با قانونگریزی و شکلگیری آسیب اجتماعی همخوانی دارد.
بحث بعدی، در مورد کنترلهای اجتماعی و وابستگی فرد به خانواده و نهادهای اجتماعی است. در این رابطه، از نظریه کنترل اجتماعی و دیدگاه هیرشی استفاده شده است. فرض اصلی در نظریه کنترل اجتماعی این است که افراد به طور طبیعی تمایل به کج رفتاری دارند، و اگر تحت کنترل قرار نگیرند چنین می‌کنند. بنابراین فقدان یا ضعف کنترل اجتماعی علت اصلی کج رفتاری است. یافتهها نشان میدهند که بیشتر رانندگان تحت تاثیر کنترلهای رسمی و غیررسمی هستند، اما درصد قابل توجهی هم از کنترله
ای اجتماعی تاثیرپذیرند.
همچنین، در رابطه با وابستگی فرد به خانواده و نهادهای اجتماعی، هیرشی نیز، عمل کجروی را ناشی از فقدان کنترل اجتماعی میداند و عناصری از قبیل “دلبستگی فرد به افراد خانواده و نهادهای اجتماعی” را پیوند دهنده افراد به یکدیگر و جامعه می‌داند. نتایج هم نشان داد که بیشتر پاسخگویان تا حدود کمی به خانوادههای خود و نهادهای اجتماعی وابستگی دارند و این میتواند خطرساز باشد.
در آخر، طبق نتایج به دست آمده از این پژوهش میتوان گفت که برای افزایش بازدارندگی قوانین راهنمایی و رانندگی بایستی مکانیسمهای تاثیر گذار آن از جمله آگاهی، کنترل اجتماعی، ساختارهای جامعه و … را طوری مهیا ساخت که در جهت تقویت هر چه بیشتر آن عمل نمایند.
 

۵-۴) محدودیتهای پژوهش

 

هر پژوهش محدودیتها و مشکلات خاص خود را دارد. بیان این محدودیتها کمک مؤثری خواهد بود برای پژوهشگرانی که بعدها به تحقیق در آن حوزه خواهند پرداخت. از جمله محدودیتهای جدی این پژوهش این بود که:
۱- جلب اعتماد و همکاری پاسخگویان بسیار سخت بود.
۲- از طرف دیگر، به این دلیل که افرادی نمونه میبایست بین سنین ۱۸ تا ۲۹ سال دارای گواهینامه میبودند، به تبع، گردآوری دادهها در چنین شرایطی بسیار وقتگیر و خستهکننده و نیازمند صبر و حوصله فراوان بود.
۳- معدود بودن تحقیقات مشابه با این مضوع و عدم دستیابی به پرسشنامه استاندارد در اینگونه تحقیقات.
۴-محدودیت در تهیه و گردآوری آمار دقیق به دلیل محرمانه بودن خیلی از آمارها و پیچیده بودن فرایند بوروکراسی اداری در این رابطه.

 

۵-۵) پیشنهادهای پژوهش

 

۱- افزایش آگاهی مردم از قوانین راهنمایی و رانندگی با برگزاری کلاسهای آموزشی و توجیهی هنگام اخذ گواهینامه، استمرار و تداوم این آموزشها، برگزاری همایشها و گردهماییهای تخصصی در زمینه قوانین و مقررات
۲- ﺑﺎ ﺗﻮﺟــﻪ ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﻣﻮﺛﺮ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻘﺼﺮ ﺩﺭ ﺗﺼﺎﺩﻓﺎﺕ ﺩﺭ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺗﺨﻠﻔﺎﺕ ﻋﻤﺪﻱ ﻭ ﻏﻴﺮ ﻋﻤﺪی ﺍﻳﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﺧﺴﺎﺭﺍﺕ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﺑﭙﺬﻳﺮﻧﺪ ﻭ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺑﺒﻴﻨﻨﺪ.
۳- ﺑﺎ ﺗﻮﺟــﻪ ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﻲ ﺩﺭﻛﺎﻫﺶ ﺗﺨﻠﻔــﺎﺕ، ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮﻛﻴﻔﻴﺖ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﻲ ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻛﻢ ﺳﺎﺑﻘﻪ توسط نهادهای مربوط ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﺷﻮﻧﺪ.
۴- با توجه به اینکه افراد کم سواد و دارای مشاغل پایین دست آگاهی کمتری از قوانین نسبت به افراد با سواد و دارای مشاغل بالا دست آگاهی دارند، به همین دلیل بایستی، این دست از افراد برا آموزش در اولوت قرار گیرند. ﻧﺘﺎﻳﺞ به دست آمده نیز، مؤید ان نکته است.
۵- تمدید گواهینامه رانندگان منوط به موفقیت در آزمون آگاهی استاندارد از قوانین راهنمایی و رانندگی شود، کاری که در خیلی از کشورهای پیشرفته انجام میشود.
۶- از آنجا که بسیاری از پاسخگویان کنترل اجتماعی را ضعیف دانستهاند، بنابراین، فعالیت ماموران راهنمایی و رانندگی در خصوص اجرای صحیح مقررات افزایش یابد و برای بالا بردن سطح دانش، تخصص و علاقه افسران و ماموران رسیدگی کننده تخلفات راهنمایی و رانندگی تلاش شود.
۷- از آنجا که بخشی از اعمال قانونگریزانه در نتیجه احساس فاصله بین افراد طبقات پایین و احساس ناکامی منزلتی با سایر طبقات و نهادهای تنظیم کننده روابط است. بنابراین، پیشنهاد میشود از طریق رسانههای جمعی و شبکههای محلی (تلویزیون، رادیو، روزنامه و … ) و با مد نظر گرفتن برنامههای خاص و مستمر مشکلات و مسائل این مناطق (فقیرنشین) مطرح گردد. بدین وسیله مردم به ابراز احساسات و مشکلات خود بپردازند تا اینکه احساس ناکامی منزلتی آنها به صورت اعمال خلاف فعال نشود و این احساس در قالب بیانات شفاهی آنها تخلیه شود.
۸- با توجه به اینکه بیشتر قوانین و مجازاتهای رسمی راهنمایی و رانندگی دارای اثرپذیری بوده، برای افزایش اثرپذیری بیشتر شاید همانند برخی کشورها، لازم باشد مقدار جرایم بخصوص جرائم نقدی متناسب با درآمد متخلفان باشد تا اثربخشی اعمال قانون در پیشگیری از تخلف بیشتر شود.
۹- ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﺎ ﻛﺎﻣﻞ، ﻛﺎﻓﻲ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﻫﻤﻪ ﻋﻜﺲﺍﻟﻌﻤﻞﻫﺎﻱ ﺭﺳﻤﻲ ﻭ ﻣﺪﻧﻲ ﻭ ﻣﺠﺎﺯﺍﺗﻬﺎ ﻭ ﺟﺮﻳﻤﻪﻫﺎ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺟﺪﺍﮔﺎﻧﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﻴﺮﻧﺪ. ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻋﻠﻤﻲ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺮﻳﺰﻱ ﻭ ﻛﻨﺎﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺍﺑﺘﺪﺍﻳﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻃﺮﻳﻖ ﺑﺘﻮﺍﻥ ﻭﺍﻗﻌﻴﺘﻬﺎﻱ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﺍﻣﺮ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺮﻳﺰﻱ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﻴﭽﮕﻮﻧﻪ ﭘﻴﺸﺪﺍﻭﺭﻱ، ﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻃﺮﻳﻖ ﻋﻠﻤﻲ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺠﺰﻳﻪ ﻭ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ.
۱۰- از آنجا که طبق نتایج زنان بیشتر از مردان قوانین را رعایت میکنند. ﺑـﺮ اﻳﻦ اﺳـﺎس ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد ﻣﻲﺷﻮد متناسب با امکانات نهادهای مرتبط، طرحهای تشویقی مناسبی برای زنان و مردان ( شناسایی، تشویق و معرفی رانندگان بیتخلف و کمتخلف و ….) اعمال گردد.
ﺩﺭ ﺧﺎﺗﻤﻪ ﺫﻛﺮ ﺍﻳﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﺍﺳﺎﺳﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺩﺭ ﺍﻛﺜﺮ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥﻫﺎﻯ ﭘﻠﻴﺲ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﻪ ﻭﻳﮋﻩ ﭘﻠﻴﺲ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻯ ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﺍﺻﻮﻝ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﺎﺕ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﺩﺭ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎﻯ ﻛﺎﺭﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻣﻴﺪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﭘﻠﻴﺲ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻳﻰ ﻭ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﻰ ﻧﺎﺟﺎ ﺑﺎ ﺗﻌﻤﻴﻢ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎﻯ ﺗﺸﻮﻳﻘﻰ ﻭ ﺁﻣﻮﺯﺷﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻓﺴﺮﺍﻥ ﺟﻮﺍﻥ، ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﺍﺻﻮﻝ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﺳﺘﺎ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﺎﻥ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻳﻰ ﻭ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﻰ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﮔﺮﺩﻧﺪ.

منابع و مآخذ

 

 

 

منابع فارسی

 

 

 

    • احمدی، سیروس ۱۳۹۰، ” بررسی رابطه بین آگاهی از قوانین راهنمایی و رانندگی و تخلف رانندگی در بین رانندگان (مورد مطالعه: رانندگان درونشهری یاسوج)”، فصلنامه مطالعات مدیریت ترافیک، شماره ۲۱٫

 

    • ازکیا، مصطفی و دربان آراسته، علیرضا ۱۳۸۴، روشهای کاربردی تحقیق، چاپ اول، تهران، انتشارات کیهان.

 

    • افروغ، عماد. ۱۳۷۷، فضا و نابرابری اجتماعی. تهران: انتشارات دانشگاه تربیت مدرس.

 

    • ایمانی، محمد ۱۳۷۰، ” ناکام و شوههای برخورد با آن”، نشریه تربیت، شماره ۵۹، صص ۱۶-۱۸٫

 

    • پورمعلم، ن؛ قربانی، م ۱۳۹۰،”سیمای ایمنی راهها”، تهران: نشر وزارت راه، کمسیون ایمنی راههای کشور.

 

  • خبرنامه پلیس راهور و راه ناجا ۱۳۸۸،” ویژهنامه انضباط، امنیت و سرمایه اجمتماعی، سال دوم، شماره دوازدهم، مهرماه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *