نسل اول شامل چهار منظر با دو عنوان هدف[۳]و سنجه [۴]در هر منظر بود.
گرچه نسل اول BSC، قصد اصلی ایجاد توازن بین ارقام مالی تاریخی و محرک های ارزش آفرین آتی در سیستم ارزیابی عملکرد سازمان ها بود، اما کاپلان و نورتون تعریف شفافی از اینکه یک کارت امتیازی متوازن چیست؟ بیان نکردند تنها بر نحوه بکارگیری کارت امتیازی متوازن و یا چگونگی ارتباط آن با سایر عناصر سازمان پرداختند.
از همان ابتدای معرفی روش کارت امتیازی متوازن واضح بود که تعیین روش هایی برای گزینش سنجه ها در چهار منظر کارت امتیازی متوازن نقش اساسی در موفقیت اجرای این روش دارد. همچنین آنها به صراحت رابطه علت و معلولی اشاره ای نکردند و تنها وجود رابطه میان چهار منظر کارت امتیازی متوازن را بیان کردند.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

۲-۱-۵-۲- نسل دوم

 

کاپلان و نورتون در سال (۱۹۹۶) در مقاله ای تحت عنوان ((متصل کردن کارت امتیازی متوازن به استراتژی)) نیاز رابطه علت و معلولی میان سنجه ها در سراسر کارت امتیازی متوازن را تشریح و توصیف کرد و بدین ترتیب نسل دوم روش کارت امتیازی متوازن را پایه گذاری کردند. کاپلان و نورتون در کتاب سال ۱۹۹۶ تحت عنوان ((کارت امتیازی متوازن ترجمه استراتژی از حرف به عمل)) برقراری رابطه علت و معلولی میان سنجه های محرم عملکرد (شاخص های هادی) و سنجه های تابع یا پیامد را نیز پیشنهاد کردند. آنها همچنین بیان کردند که سنجه ها باید مجموعه ای از سنجه های هادی و تابع باشند. شاخص های تابع بیانگر پیامدهای حاصل از اقداماتی هستند که در گذشته انجام شده اند، در حالی که شاخص های هادی به نتایجی منجر می شوند که توسط شاخص های تابع اندازه گیری می شوند. بنابراین به طور کلی می توان این گونه جمع بندی کرد که کاپلان و نورتون در نسل دوم روش کارت امتیازی متوازن، سه بهبود کلیدی زیر را ایجاد کردند.

 

 

    • گزینش سنجه ها بر اساس اهداف استراتژیک[۵]مشخص، آنها گزینش ۲۰ الی ۲۵ هدف استراتژیک در چهار منظر کارت امتیازی متوازن و سپس گزینش یک الی چند سنجه برای هر هدف استراتژیک را عنوان کرد.

 

    • تعیین رابطه علت و معلول میان اهداف استراتژیک که نتایج آن در یک مدل ارتباطی استراتژیک یا نقشه استراتژی طرح ریزی می شود.

 

  • ایجاد چهارفرآیند مدیریتی جدید که بر اساس آنها کارت امتیازی متوازن از یک سیستم ارزیابی عملکرد به یک سیستم مدیریت استراتژیک تغییر کرد.

 

۲-۱-۶-۳- نسل سوم

 

کاپلان و نورتون برای افزایش ارتباط استراتژیک در روش کارت امتیازی متوازن، مشخصه های جدیدی به نسل دوم اضافه کرده و بدین ترتیب نسل سوم یا سازمان های استراتژی محور را پایه ریزی کرده اند. اساس و منبع این توسعه، ملاحظات مربوط به صحه گذاری و اعتبار بخشی به گزینش اهداف استراتژیک به صورت مستقیم از استراتژی ها و تعیین اهداف به صورت کمی بود. در اواخر دهه ۱۹۹۰، این ملاحظات منجر به توسعه دو مولفه طراحی دیگر در رویکرد کارت امتیازی متوازن یعنی ((مقاصد استراتژیک)) و ((جهت گیری استراتژیک)) از یک سو و همچنین تعمیم سیستم مدیریت استراتژیک به چارچوب سازمان استراتژی محور از سوی دیگر شد. همچنین مدل ارتباطی علت و معلولی مرحله قبل به یک ابزار دقیق تر به نام نقشه استراتژی مجهز شد و نحوه استراتژی ها و جاری سازی کارت امتیازی متوازن در قالب هم سو سازی بیشتر تشریح شد. بنابراین در فرآیند طراحی و استقرار کارت امتیازی متوازن تعیین مقاصد استراتژیک به عنوان فعالیت در نظر گرفته شد. علاوه بر این مشخص گردید که با تعیین مقاصد استراتژیک در ابتدای فرآیند طراحی و استقرار BSC، فرآیند انتخاب اهداف استراتژیک و فرضیات مربوط به روابط علت و معلولی آسان تر می گردد.

 

۲-۱-۶-۴- نسل چهارم

 

متخصصین بسیاری از جمله مایکل پورتر و مایکل کرامر عنوان کرده اند که بدون فرآیندهایی عملیاتی ممتاز حتی بهترین استراتژی را نمی توان به شکل اثر بخشی اجرا کرد. به طور معکوس، در غیاب یک چشم انداز استراتژیک مناسب نیز سرآمدی عملیاتی به تنهایی برای رسیدن به موفقیت کافی نیست، رابرت کاپلان نیز در طی مصاحبه ای که در ماه آگوست سال ۲۰۰۸ در مجله هاروارد به چاپ رسیده است، در پاسخ به خبرنگار درباره پرسش ((مهمترین عواملی برای اجرای استراتژی چه می باشند؟)) پاسخ داده است که ابتدا نقش رهبری بسیار پراهمیت بوده – بدون داشتن رهبری اثر بخش – هیچ استراتژی با موفقیت اجرا نمی گردد و سپس متصل ساختن استراتژی به عملیات ضروری می باشد. کاپلان و نورتون نتیجه تحقیقات و بررسی های خود را در سال ۲۰۰۸ تحت عنوان کتاب دستاورد اجرا به چاپ رساندند. آنها در این کتاب یک سیستم جامع مدیریتی را معرفی کردند که باعث یکپارچه ساختن دامنه گسترده ای از ابزارهای تدوین استراتژی و مدیریت عملیات، شامل بیانیه های ماموریت و چشم انداز، متدولوژی های تدوین استراتژی، بودجه بندی پویا و تخصیص منابع، بهبود فرآیند، متدولوژی های کیفیت (شش سیگما، مدیریت ناب، توپ گیری)، داشبوردها، سازمان یاد گیرنده، استراتژی های خود جوش و ابزارهای تحلیلی آماری و اقتصادی می گردد.
۲-۱-۶-۵- نسل پنجم
به هر حال نورتون و کاپلان با معرفی سیستم ارزیابی عملکرد خود توجه مدیران را به این نکته جلب کردند که بهتر است عملکرد کارکنان را با یک روش کل نگرانه تر مورد بررسی قرار دهیم. آن‌ها نظریه خود را با چهار منظر یا وجه معرفی کردند، که در حال حاضر به شش منظر یا وجه افزایش پیدا کرده است. اثر دیگر نورتون و کاپلان با نام نقشه استراتژی، به اهمیت وجه رضایت کارکنان و نیز وجه محیط وجامعه(ارتباطات) (وجه مسوولیت‌های مدنی و اجتماعی) می پردازد.
شش منظر کارت امتیازی متوازن

 

عکس مرتبط با اقتصاد

 

 

 

 

 

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مالی:
§  به‌کارگیری دارایی‌ها
§  بهینه‌سازی سرمایه در گردش
§  کاهش هزینه ها
§  محبوب سهامداران بودن وشرکای تجاری
مشتری:
§  افزایش رضایت مشتریان
§  هدف‌گیری مشتریانی که بیشترین سود را ایجاد می‌نمایند
§  ارتباط با مشتریان کلیدی
محیط و جامعه( ارتباطات):
§  محبوب جامعه بودن
§  پیوند با کارکنان احتمالی آینده
§  رهبری ارتباطات
§  تبدیل شدن به شرکتی درکلاس جهانی
فرایندهای داخلی:
§  بهینه‌سازی تکنولوژی
§  رابطه اثر‌بخش با ذی‌نفعان کلیدی
§  ایجاد وحفظ کسب وکار جدید
§  شناسایی راهبردها وفناوری های نوین در صنعت ارتباطات
رضایت کارکنان:
§  ایجاد فرهنگ مثبت سازمانی
§  محبوب کارکنان بودن
§  رفع دغدغه های کارکنان
یادگیری و رشد:
§  قابلیت انطباق‌پذیری با افزایش آگاهی ومهارت
§  میزان تنفیذ واختیار دهی
§  نهادینه سازی وبهبود مستمر فرآیندها واستاندارد ها

 

۲-۱-۷- نقشه استراتژی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *