بررسی رابطه تعاملی جامعه و مدرسه در برنامه درسی دوره متوسطه از دیدگاه صاحب نظران و تجارب بین الملل- قسمت ۲۰

بررسی رابطه تعاملی جامعه و مدرسه در برنامه درسی دوره متوسطه از دیدگاه صاحب نظران و تجارب بین الملل- قسمت ۲۰

مدارس نهادهای اجتماعی هستند که باید سعی کنند خود نیز عامل تغییر باشند و همگام با تغییرات اجتماعی متحول گردند. مدارس نمی توانند نسبت به نیازهای ضروری جامعه بی اعتنا باشند.آن چه که برنامه ریزان باید انجام دهند این است که بین تعمیم های جامعه شناختی و کاربردهای تربیت آنها تلفیقی صورت گیرد. در این صورت است که مدارس می توانند به میزان قابل توجهی از به هدر رفتن نیروی انسانی و یادگیر های غیرضروری جلوگیری کنند.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
اطلاعات به دست آمده ازجامعه(اطلاعات درباره ارزش های اساسی، عقاید، جهان بینی و فلسفه مشترک مردم-درباره انتظارات مردم از مدارس درباره ساخت و نقطه نظرهای سیاسی،چگونگی کنترل عقاید عمومی) عناصر اصلی برنامه ریزی را تشکیل می دهند این اطلاعات ملاک ومعیاری برای تنظیم برنامه های درسی و تعیین خط مشی­ها و مقررات مدرسه، ویژگی های انضباط مدرسه، نحوه کنترل و اداره آن و گزینش اعضای اداری و علمی هستند. اطلاعات به دست آمده درباره یادگیرندگان و جامعه پایه و اساس تعیین هدف های آموزش و پرورش و تعریف هدف­های عینی و رفتاری را تشکیل می دهند. از این اطلاعات می توان در تهیه فرصت هایی برای یادگیرندگان به صورت شرکت دادن و درگیر کردن آنان در اداره مدرسه استفاده کرد.(تقی پورظهیر، ۱۳۸۵)

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

  • مبانی اجتماعی برنامه­ درسی ملی

 

مبانی اجتماعی یا جامعه شناختی برنامه درسی یکی از متغیرهای اصلی است که همواره نقش محوری در تصمیم گیری برنامه های درسی دارد. از آنجا که محیط اجتماعی کنونی دائماً در حال تغییر است ، نیروهای اجتماعی کنونی به عنوان یک مولفه اساسی در طراحی برنامه درسی و آموزش باید مورد توجه قرار گیرد، زیرا این روندها و تغییرات اثرات عمیقی بر آموزش و پرورش و طراحی برنامه درسی و آموزش دارند. نیروهای اجتماعی را باید در سطوح متفاوت محلی، ملی و بین المللی از قبیل ساختار خانواده، ساختار کلاس درس، قوم، نژاد، زمینه ­های مذهبی و ارزشهای جامعه که آموزش بر اساس آن صورت می گیرد، در نظر گرفت.(فتحی واجارگاه، مبانی اجتماعی برنامه درسی ملی)بنابراین در رابطه با مبانی اجتماعی برنامه ریزی درسی ملی این سوالها مطرح می­ شود:

 

 

    • در وضعیت موجود، نیازها و مسائل عمده اجتماعی برای لحاظ کردن در برنامه درسی مدارس کدامند؟

 

    • با توجه به تحولات و روندهای آینده جامعه، چه چالشها و مسائلی می بایست در تدوین برنامه درسی ملی در نظر قرار گیرد؟

 

    • بر مبنای نیازهای فعلی و آینده جامعه مجموعه دانش، مهارتها و نگرشهایی که باید در برنامه درسی ملی مورد توجه قرار گیرند کدامند؟

 

  • اقدامات ضروری برای آماده سازی فرد برای زندگی در جامعه فعلی و آینده در برنامه درسی ملی کدامند؟

 

یازده مولفه اساسی به عنوان مبانی برنامه درسی در بعد اجتماعی تهیه شده که در مقاله ها و پژوهش های متعدد داخلی و خارجی و همچنین نشریات کشور در طی پنج سال اخیر به صورت مستقیم و غیر مستقیم به این مولفه ها اشاره شده است. در ذیل به معرفی این یازده مولفه و ذکر مثال هایی از هر کدام و توضیح آنها پرداخته شده است.
دین ومذهب: فلسفه وجودی دین نیاز بشر به هدایت است. مطالعه دین و مذهب فرد را قادر می سازد تا به سوالاتی از قبیل سوالات زیر پاسخ دهند: شایستگی­های لازم جهت زندگی مومنانه کدامند؟وجوه مشترک ادیان و مذاهب در آموزش دینی کدامند؟راه رسیدن به فضیلت ها چیست؟
فرهنگ: بشر فرهنگ را خلق می کند، می­آموزد و با آن سازگار می شود. فرهنگ­ها پویا هستند و دائما در حال تغییرند، مطالعه فرهنگ فرد را قادر می سازد تا به سوالاتی از قبیل سوالات زیر پاسخ دهد: ویژگی­های عمومی فرهنگ های متفاوت کدامند؟فرهنگ جهت انطباق با ایده ها و عقاید مختلف چگونه تغییر می یابد؟چه رابطه ای بین زبان و فرهنگ وجود دارد؟
زمان، استمرار و تغییر: انسانها همواره به دنبال درک ریشه ­های تاریخی و استقرار زمانی خودشان هستند چنین درکی شامل دانستن این امر است که چه چیزهایی در گذشته شبیه امور جاری هستند و چیزها چگونه تغییر و توسعه می یابند. دانستن این اطلاعات برای کمک به پاسخ این سوالات مفید است:من کیستم؟در گذشته چه اتفاقی روی داده است؟
افراد، مکانها، محیط: مطالعه افراد، مکانها و تعاملهای محیط انسانی باعث ایجاد دیدگاه های فضایی و جغرافیایی جهان در دانش آموزان می گردد. سوالات:جایگاه چیزها کجاست؟الگوهای منعکس کننده گروه بندی چیزها کدامند؟
رشد و هویت فردی: هویت فرد توسط فرهنگ، گروه ها، و عوامل موثر سازمانی شکل می گیرد.سوالات
افراد چگونه یاد می گیرند؟ چرا افراد آن طور که عمل می کنند رفتار می کنند؟
افراد،گروه ها، موسسات: مطالعه افراد، گروه ها،وسازمانها دانش ­آموزان را برای پاسخ به سوالات زیر آماده می­سازد:
من چگونه تحت تاثیر موسسات هستم؟ سازمانها چگونه تغییر می کنند؟
قدرت، رهبری و حکومت: قدرت چیست؟به چه شکل هایی ظهور می کند؟چه کسانی آن را در دست دارند؟
از طریق بررسی اهداف و ویژگی­های نظام­های متفاوت حکومتی فراگیران درک درست از نحوه حل تضادها و ایجاد نظم و امنیت توسط گروه ها و دولت کسب می کنند.
تولید، توزیع، مصرف: با مطالعه این مولفه دانش آموزان دانش و توانش اقتصادی کسب می کنند. سوالات:چه چیزهایی باید تولید شود؟محصولات چگونه سازماندهی می شود؟ و …
عکس مرتبط با اقتصاد
علوم، تکنولوژی، جامعه: زندگی مدرن بدون فناوری و علومی که آنرا حمایت می کند برای ما غیر ممکن است.ظهور فناوری همواره سوالاتی با خود به همرا داشته است:آیا فناوری جدید همیشه بهتر از فناوری قبلی است؟چگونه می توانیم از عهده افزایش تغییرات برآییم؟
ارتباط جهانی: تحلیل تنش های موجود بین منافع ملی و اولویت های جهانی سهم به سزایی در توسعه راه حل­های ممکن جهت مشکلات موجود جهانی در برخی حوزه ها می شودمراقبت بهداشتی،توسعه اقتصادی و… از جمله این حوزه ها هستند.
شهروندی فعال: در این زمینه دانش آموزان با سوالات زیر روبه رو هستند:مشارکت مدنی چیست؟من چگونه می توانم در آن شرکت کنم؟مفاهیم و فرایند های شهروندی کدام هستند؟(همان)
ویژگیهای اساسی این یازده مولفه استخراج شده در قالب صلاحیت های لازم دانش آموزان درسه سطح دانش، نگرش و مهارت در برنامه درسی ملی ارائه شده است؛ و به عنوان فهرست نیازهای اجتماعی در وضع موجود و آینده درنظر گرفته شده است.

 

 

  1. رابطه مدرسه و جامعه

 

مدرسه نهادی است که در جامعه شکل می­گیرد. عوامل اصلی در مدرسه دانش ­آموزان هستند که به عنوان گروه یادگیرندگان در مقابل جامعه قرار دارند و بدون توجه به خواسته­ های آنان آموزش و پرورش نمی تواند نقش موثری داشته باشد. مدارس بنا به خواست گروه­های مختلف اجتماعی به وجود آمده­اند و وظایف آن­ها را می­توان در موارد زیر خلاصه کرد:

 

 

    • جامعه پذیر کردن

 

    • انتقال سرمایه ­های تمدن به نسل معاصر

 

    • آماده کردن نوجوانان برای مشاغل و حرفه­ها

 

  • کمک به حفظ یکپارچگی جامعه(فرجاد، ۱۳۷۹)

 

در ادامه به تعرف مقوله فرهنگ و نقش آن در ارتباط بین جامعه و مدرسه پرداخته شده است.

 

 

  • تعریف، ابعاد و ماهیت فرهنگ

 

فرهنگ مقوله وسیعی است که در جامعه شناسی برا ی آن بیش از پانصد تعریف بیان شده است. البته آن را به اختصار می توان این گونه تعریف کرد: “فرهنگ عبارت است از مجموعه سرمایه ­هایی که رفتار انسان را از حیوان مشخص و ممتاز می سازد.” بر این اساس، فرهنگ، مجموعه پیچیده­ای است که در بردارنده اطلاعات،باورها،هنرها، اخلاق، قوانین، آداب و رسوم، گرایشهای گوناگون قابلیت‌ها و عادتهای روزانه که آدمی با عضویت در یک اجتماع، به دست می آورد.(تقی پور، ۱۳۸۷ص۲۹۱)
فرهنگ می ­تواند به عنوان یک روش زندگی تعریف شود، بویژه هنگامی که به عادت ها، رسوم، سنت ها، و عقاید منتقل شده از نظر اجتماعی، که گروه خاصی از افراد را در زمان خاصی توصیف می­ کند، ارتباط دارد. فرهنگ، شامل رفتارها، آداب، گرایش ها، هنجارها، ارزش ها، سبک های ارتباطی، زبان، آیین معاشرت، روحیات معنوی، مفاهیم سلامتی و درمان، عقاید، و رسوم معمول یک گروه نژادی، مذهبی و یا اجتماعی است. فرهنگ، لنزی است که از طریق آن به دنیا نگاه می کنیم. زمینه ای است که در آن ما جهان را درک کرده و آن را به فعالیت وا می داریم و فرهنگ بر اینکه ما چگونه یادگیری را به انجام می رسانیم، مشکلات را حل می کنیم و بر آموزش، تأثیر می­گذارد. فرهنگ ها با گذشت زمان تغییر می کنند، در بین کلاس و جنسیت ، و حتی میان خانواده ها و افراد متفاوت است. یک موسیقی که ما از آن لذت می بریم، چگونگی صرف زمان فراغتمان، آنچه که درباره ی آن صحبت می کنیم، و آنچه که می خوریم، نمونه هایی از تفاوت­های فردی میان یک گروه فرهنگی است. کراس[۱۴] می نویسد: “متخصصانی که مانند نسل­های قبل به فرهنگ می اندیشند، کسانی که فرهنگ را خیالی می دانند، یا کسانی که نمی توانند فرهنگ را به عنوان سیستمی پیچیده، پویا و در حال تغییر ببینند، به سرعت با کمبود هدف­های مؤثر روبرو خواهند شد”.(saifer, Edwards&… .۲۰۰۵٫p2)
توجه به نیازها و مسائل زندگی دانش ­آموزان یک ضرورت برای برنامه­ درسی است. اما در عین حال دانش ­آموزان نیاز به یادگیری مطالبی دارند که شاید ضرورت آن در حال حاضر احساس نشود آموزش مبتنی بر استانداردها و پاسخ­گو از نظر فرهنگی هر دو بعد نیاز دانش ­آموزان و یادگیری مطالب دیگر را مد نظر قرار می­دهد.

 

 

  • استانداردها و واکنش های فرهنگی مبنای یکدیگر

 

آموزشی که مبتنی بر استانداردها و از نظر فرهنگی پاسخ­گو باشد، پیوستگی دو جنبه ی مهم از تحصیل را نشان می­دهد.گینسبرگ [۱۵] بیان می­ کند:”در مورد هر دو نوع آموزش یعنی آموزش پاسخگو از نظر فرهنگی، و آموزش مبتنی بر استانداردها به طور جداگانه مطالب زیادی نوشته شده است، اما موضوع پیوستگی رویکردهاست که جهت هدف تحصیلات عالی همه ی دانش آموزان مهم است. آموزش پاسخگو از نظر فرهنگی، بوسیله ی افزایش انگیزه و تعهد، به نیازهای دانش آموزان اشاره دارد ، و آموزش مبتنی بر استانداردها، برای همه ی دانش آموزان فرصتی جهت یادگیری جدی و سطح بالا فراهم می آورد”. آموزش CRSB یعنی انجام هر دو نوع آموزش، با هم. آموزش CRSB به فرهنگ دانش آموزان بها داده و آن فرهنگ را به عنوان یک توانایی در تحصیلات آنها به کار می برد، و آنها را با برنامه ریزی درسی مرتبط و سخت به چالش می کشد. هندرسون[۱۶] بیان می­ کندکه، آموزش CRSB نیز تا حدودی موفق می شود، زیرا مشارکت­های قوی تر و عمیق تری را بین مدرسه، خانواده و جامعه ترویج می دهد که اثبات شده این امر تحصیلات دانشگاهی را بهبود می بخشد. راهکارهای آموزش CRSB چنین مشارکت هایی را رواج می دهد زیرا آنها فرهنگ خانوادگی و اجتماعی را به روش های معناداری به کلاس مدرسه و کلاس درس می آورند. وقتی که محتوا و روش های برنامه ریزی درسی با معیارها، رفتارها، اهداف و آداب و رسوم محلی آمیخته می شود، دانش آموزان و خانواده ها احساس می کنند که پیوند مستقیمی میان زندگی در خانه و در مدرسه وجود دارد. هنگامی که معلمان از توانایی های فرهنگ های محلی استفاده کرده و به آن بها می دهند، آنها پیام مثبتی می فرستند که می تواند روابط مدرسه را با اعضای خانواده و جامعه بهبود ببخشد.(saifer Edwards&… .۲۰۰۵)
چرا تمرکز بر فرهنگ؟ فرهنگ غالب در آمریکا، در همه ی جنبه های اغلب مدارس، از برنامه ریزی درسی گرفته تا روشی که معلمان از آن طریق آن با دانش آموزان تعامل می کنند و همچنین در چگونگی ارتباط ما با خانواده­ها، منعکس می شود. در واقع تمرکز بر فرهنگ در برنامه درسی پل ارتباطی بین برنامه درسی و زندگی دانش ­آموزان است و هر چقدر که این تمرکز به درستی صورت بگیرد به همان نسبت برنامه ­های درسی برای دانش ­آموزان، والدین آ­نها و جامعه معنادارتر خواهد بود. (همان، ۶)
تفاوت اجتماعی-فرهنگی چیست؟ در این زمینه، تفاوت اجتماعی-فرهنگی شامل نژاد، طبقه، توانایی، شرایط و روش­های مختلف یادگیری، قومیت، سن، جنسیت، گرایش جنسی، دین، ملیت، و ابعاد دیگری است که هویت فرد دانش آموز را می سازد و بر تجربه ی یادگیری او تأثیر می گذارد. بنابراین، تنوع باید بوسیله ی معلمان جدی گرفته شود. این تنها راه مطمئن شدن از این است که دانش آموزان با هر پیش زمینه ای و بدلیل احتیاجات و روش های یادگیری منحصر به فردشان محروم نشده و به حاشیه کشانده نمی شوند، بلکه در عوض بوسیله ی سیستم آموزشی حمایت شده و تحصیلاتی بدست می آورند که به آنها کمک می کند تا به نهایت توانایی شان دست پیدا کنند.مدارس، محیطی اجتماعی فراهم می کنند که در آن دانش آموزان می توانند راه هایی را یاد بگیرند که از طریق آن با تفاوت های اجتماعی-فرهنگی کنار بیایند. در اشاره به تفاوت اجتماعی-فرهنگی از طریق برنامه ریزی درسی، مهم است که در مورد چگونگی طراحی محتوای برنامه درسی، ساختار اجرا، و تنظیم معیار سنجش، بیاندیشیم.(Addressing Socio-Cultural Diversity through the Curriculum.2011)

 

 

  • مدیریت تفاوت­ها

 

در یک جامعه اقشار، اقوام و مذاهب گوناگونی وجود دارند که وقتی در راستای تحقق اهداف مشترک همگرا شدند اتحاد ملی شکل می­گیرد. البته منظور از اتحاد ملی این نیست که تفاوت­ها از بین برود چون این کار نه شدنی است و نه معقول است. در هیچ گروهی نمی­ شود تفاوت­ها را نادیده گرفت بلکه پرداختن به تفاوتها به شیوه­ای درست باعث رشد می­ شود. در واقع همان­طور که در بحث از تفاوت­های اجتماعی و فرهنگی نیز بیان شد نظام آموزشی باید محیطی را فراهم کند و به افراد آموزش­هایی را بدهد که بتوانند از نهایت توانایی­هایی خود استفاده کرده و با این تفاوت­ها کنار بیایند در واقع مدیریت تفاوت­ها راهکار معقولی است نه از بین بردن تفاوت­ها. منظور از مدیریت تفاوت­ها این است که به تنوع و گوناگونی­های اجتماعی و فرهنگی در جامعه پرداخته شود اما تا آن­جایی که به ثبات جامعه غلبه پیدا نکند(ملکی،۱۳۸۹).
از ویژگی های زندگی امروزه وابستگی متقابل، کنترل متمرکز دولت و اقدام جمعی است از این روست که در برنامه درسی علاوه بر در نظر گرفتن مبانی فرهنگی بومی توجه به مبانی جوامع دیگر و جهانی اندیشیدن امری ضروری است.
جهان امروز جهانی بی مرکز، درهم تنیده و چند وجهی است که ماهیتی کاملا فرهنگی دارد و نمی توان آن را به عرصه سیاست تنزل داد. در این عرصه فرهنگی باید بازیگر فعال بود و نمی توان تنها تماشاگر صرف بود و یا نه محال اندیش و برهم زننده بازی. لازمه این امر حضور، داشتن قدرت گفت و گو هم در سطح فراتر از دولت و هم فروتر از دولت( جامعه مدنی) است. زیرا ما در حال گذار از یک دوره پرشتاب تاریخی، تحول در شیوه زندگی، یادگیری، کار، ارتباطات و اقتصاد بوده که با سرعتی غیر قابل باور در حال تغییراند، پس باید به عنوان سازندگان سرنوشت خود با هندسه معرفتی جدید عمل کنیم و منفعل نباشیم.(امام جمعه, ۱۳۸۷)
به همین دلیل آموزش وپرورش هر جامعه باید منعکس کننده افکار و عادات و عقاید آن جامعه باشد و در هر اصلاحی که انجام می شود ردپای آن دیده شود. در هر اصلاح اجتماعی باید سنت ها و فرهنگ آن جامعه هم نقش داشته باشد. آموزش و پرورش باید برنامه ­های خود را بر اساس ارزشهای مطلوب علمی و اقتصادی جامعه تنظیم کند و در این میان نقش خانواده بسیار مهم است. (فرجاد، ۱۳۸۸)

 

 

  • جامعه پذیری

 

افراد جامعه باید جامعه پذیر شوند. جامعه پذیری فرایندی است که به وسیله آن افراد گرایشها, ارزشها و اعمالی را که به عنوان یک شهروند باید انجام دهند یاد می گیرند. توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینه اجتماعی خاص به طرق خاص که در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند باشد ویژگی بارز فرد جامعه­پذیر شده است.(کوئن,۱۳۸۱)
هر دانش آموزی باید با برخی از ایده­ها، سنن فرهنگی، و ارزش هایی که جهان انسان که هم اکنون بر روی آن زندگی می کنیم را شکل داده اند، آشنا شود. یک فرد تحصیل کرده، زمان حال را، در ارتباط با گذشته می بیند و متوجه می شود که ارزش ها و مفاهیم غالب حال حاضر، از اندیشه ی خلاقانه و عمل زنان و مردانی که پیش از ما زیسته اند، نشأت می گیرد. مطالعه ی متون مؤثر، اندیشه ها، آثار هنری و فنی معرف، و توسعه ی رسوم فرهنگی، آغاز به رها کردن دانش آموز از احساسات ظاهری لحظه ای و عقاید و افکار محدود محلی می کند. با آزمودن برخی از عقاید همیشگی درباره ی ماهیت و موفقیت گذشته و آینده ی انسان، فرد سطح بالاتری از خودآگاهی به دست می آورد و به شکل بهتری قادر است تا اهداف و تعهدات ارزشمندی را تنظیم کند.(IEA curriculum.2006.p.2)
خانواده اولین گروه اجتماعی است که فرد بدان ملحق می شود و اولین کارگزار جامعه پذیری در زندگی فرد است.خانواده فیلتری است که عقاید، ارزشها و نگرش های مربوط به فرهنگ جامعه را به شیوه بسیار اختصاصی به فرد ارائه می دهد درچارچوب خانواده است که فرد اولین نقش های اجتماعی خود را می آموزد او یاد می گیرد که چه انتظاراتی از او وجود دارد و باید چه نوع ارنباطی با دیگران داشته باشد. دانیل گراهام[۱۷] به بررسی این موضوع می پردازد که: نقش مشارکت خانه و مدرسه در تسهیل تعامل آموزشی افراد و پیشرفت آنان در حال حاضر به طور گسترده ای شناخته شده است. با این حال مبانی نظری از توسعه مشارکت خانه و مدرسه و پژوهش در جنبه های بسیاری از این زمینه ناقص است. تدوین یک مبانی با آگاهی زیاد جهت اطلاع رسانی در عمل و ارائه چالش هایی برای تحقیقات آموزشی و برای زمینه هایی از تربیت معلم و یادگیری حرفه ای در پرداختن به فقدان آموزش در زمینه نقش موثر خانواده ها در مشارکت با مدرسه لازم است. (Graham, 2011)
همواره در برنامه درسی و ارتباط آن با ابعاد زندگی اجتماعی بحث برقراری امنیت و انسجام اجتماعی از اهمیت برخوردار بوده است. در واقع آموزش و پرورش در برقرای انسجام اجتماعی نقش کلیدی و دوگانه­ای ایفا می کند.

 

 

  • محرومیت ها و فشارها در انسجام اجتماعی

 

برقراری انسجام اجتماعی محکم تر در جوامع و میان ملت ها، یک پیش شرط ضروری برای برقراری آرامش و امنیت، و بعلاوه برای توسعه ی اقتصادی و اجتماعی پایدار است. دهه ی گذشته، رشد نگرانی بین المللی در مورد انسجام اجتماعی را به خود دیده است، همین طور بافت اجتماعی در همه ی مناطق جهان، بطور فزاینده ای تحت فشارنابرابری های شدید در توزیع درآمد، بیکاری، حاشیه ای شدن، بیگانه هراسی، تبعیض نژادی، خشونت های مبتنی بر مدرسه، جرایم سازمان یافته و نزاع مسلحانه بوده است. این نمودها و دلایل گوناگون محرومیت اجتماعی، حاکی از فسخ پیوندهای اعتماد میان افراد و گروه های اجتماعی، و بعلاوه کم شدن احترام به شأن و زندگی انسانی است. از این گذشته، این فشارهای اجتماعی، تهدیدهای مهمی را برای ثبات اجتماعی و سیاسی ایجاد می کنند. بنابراین، واضح است که مفهوم انسجام اجتماعی از نگرانی عمیق درمورد محرومیت اجتماعی و روشی که این محرومیت بازتولید می شود، و در زمینه های تحول اقتصادی، رکود اقتصادی و بی ثباتی سیاسی تشدید می گردد، نشأت می گیرد.(Curriculum change and social inclusion. 2002.p6)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *