بررسی نیازمندی های شغلی و توانایی های کارکنان ، درک تغییرات ، گرایش های نیروی کار در بازار را تسهیل می سازد.
با تعیین نیازهای کارکنان در واکنش به برنامه ریزی استراتژیک ، تخصیص منابع و برنامه ریزی بودجه را تسهیل می دهد.
سازمان با تعیین مهارتهایی برای کسب اهداف راهبردی مورد نیاز و همچنین تضمین موفقیت شغلی آتی در سازمان، رشد و گسترش کارمندان را تسهیل می کند (عباسپور ،۱۳۸۲).
۲-۲-۳- ۴-۷ – فنون ارتباطی کارکنان سازمان صدا و سیما
یکی دیگر از عوامل مورد توجه در عملکرد سازمانی کارکنان صدا و سیما، مهارت های ارتباطی کارکنان است. ارتباط را سنگ پایه اولیه تمدن بشری دانسته اند. هر چند توانایی ارتباط منحصر به نوع بشر نیست، اما انسان ذاتاً در پی برقراری ارتباط با دیگران است. حدود هفتاد درصد از زمان بیداری بزرگسالان با ارتباط با دیگران سپری می شود. از طریق ارتباطات است که افراد به صحبت های یکدیگر گوش داده و در درک اطلاعات لازم برای ایجاد انگیزش در محیط سهیم می شوند. در همه سازمان ها نیز هیچ فردی نمی تواند کار خود را به خوبی، بدون ارتباطات خوب و برخورداری از “مهارت های ارتباطی” انجام دهد.این مهارت ها توانایی برقرار ساختن ارتباطات خوب در وضعیت های رو در رو، به وسیله تلفن، در شکل های مختلف صحبت با عموم، در نوشتن، و در وسائل الکترونیکی رایانه ای نیز توانایی انجام وظایف به نحو مطلوب در محیط های کاری متنوع را در بر می گیرد. در واقع بسیاری از پیشرفت ها در محیط کاری امروزی اغلب به ارتباطات به عنوان( کلید آزاد کردن تمامی توانایی های منابع انسان سازمانی)، بستگی دارد (ایران نژاد پاریزی، ۱۳۸۵) .
در سازمان صدا و سیما نیز با توجه به حساسیت نوع کار کارکنان، ارتباط افراد با هم از اهمیت خاصی برخوردار است که می توانند با رعایت فنون ارتباطی موثر از جمله؛ گشودگی، همدلی، مسئولیت، حمایت گری و مثبت گرایی به بهبود روابط خود و به تبع تلاش در جهت هر چه بیشتر رساندن سازمان به اهداف مورد نظر کمک کنند (فرهنگی، ۱۳۸۶) .
۲-۲- ۳-۴-۸ – الگوی مدیریت رسانه (صدا و سیما)
کامرون[۶۵] و وتن[۶۶] (به نقل از سید اصفهانی و کاظمی، ۱۳۷۶) معتقدند که ارائه یک الگوی عمومی در خصوص اثربخشی رسانه سازمان امکان پذیر نیست و به جای تلاش برای ایجاد یک نظریه عمومی در این زمینه بهتر است که چارچوب هایی را برای این سنجش سازمانی توسعه دهیم.گام نخست برای ایجاد یک چارچوب نظری، تعیین تمامی متغیرها در قلمرو اثربخشی و تعیین این نکته است که متغیرها چگونه به یکدیگر مرتبط می شوند. نخستین موردی که باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد محیط پیرامونی است. چالش های محیطی یک سازمان رسانه ای در شرایط کنونی متعددند اما مهم ترین آنها عبارت از رقابت فزاینده در صنعت سازمان رسانه ای است که طی آن، نه تنها به دلیل ارزان شدن و سهولت ورود به بازار به دلیل فناوری های نوین ارتباطی تعداد بازیگران روز به روز گسترش می یابند ، بلکه حتی از صنایع دیگری همچون مخابرات نیز شرکت هایی که هرگز رقیب شرکت های رسانه ای محسوب نمی شدند اکنون به عنوان رقیب وارد بازار رسانه ای شده اند و بازار رقابت را گسترش داده اند. چالش دیگر، نبود پایداری و ثبات در بازار رسانه است که بخشی از آن به تنوع محصولات و افزایش سلیقه مصرف کنندگان بر می گردد (خواجه ئیان، فرهنگی و هادوی نیا، ۱۳۸۸) .
یکی دیگر از مهم ترین چالش های محیطی که سازمان رسانه ای در دستیابی به اثربخشی باید به آن توجه کند، فضای کسب و کار درون صنعت است که به طور معمول مدل های کسب و کار در آن شکل می گیرند.در شرایط کنونی، ائتلاف های راهبردی، ادغام ها و یا ایجاد خوشه های همکاری، یک روند پذیرفته شده در بسیاری از صنایع است که در صنعت رسانه در سطح جهانی نیز بسیار دیده می شود. البته در کشور ما کمتر چنین ائتلاف ها و ادغام هایی به چشم می خورد اما چالش های دیگری همچون ورود رسانه ها به حوزه های جدیدی که پیش تر در آن حضور نداشتند، با استفاده از نیروهای جدید که پیش تر در آن حضور نداشتند، و یا استفاده از نیروهای فعال در رسانه های تخصصی دیگر، یک روند مسلط شده است که از نظر نتیجه، با ائتلاف ها یا ادغام ها در سطح جهانی مشابه است (خواجه ئیان و جانه، ۱۳۹۰ :۹۳ ) .
کوتل نیز چالش های محیطی را شامل رقابت فزاینده در صنعت، تلاطم محیط رسانه ای، ورود فناوری های نوین و سرانجام راهبردهای نوین همچون ائتلاف های راهبردی و ادغام ها یا برون سپاری فعالیت دانسته است. لازم به ذکر است علاوه بر موارد مذکور ورود رسانه های نوین و افزایش تعداد کانال های ارتباطی در دسترس افراد جامعه، عصر تک رسانه ای را به سر رسانده و در نتیجه امروزه مخاطبان به طور معمول با چندین رسانه در تعامل اند و دیگر مصرف کننده انحصاری یک رسانه نیستند، بلکه ترکیبی از رسانه های مطلوب خود را ایجاد می کنند (روشندل، خواجه ئیان و اعظمی، ۱۳۸۹ : ۵۴) .
از این رو رسانه ها علاوه بر اینکه باید به کارکرد قابل قبول خود در عرضه محصول دلخواه مشتریان توجه کنند ،ناگزیرند سایر رقبا را نیز با دقت مورد پیگیری قرار دهند. علاوه بر این نظریه پردازان مختلف در تلاش برای دستیابی سازمان رسانه ای به اثربخشی، به عوامل مختلفی اشاره کرده اند. (لاوسون و بوردرز[۶۷]، ۲۰۰۶) هفت عنصر را شناسایی کرده است که عبارتند از: ارتباطات اثربخش، تعهد سازمانی برای دستیابی به اهداف، همکاری اعضاء، نظام پرداخت و جبران خدمات متوازن، فرهنگ سازمانی، رقابت و سرانجام مشتری.
(آریس[۶۸] و بوگین[۶۹]، ۲۰۰۵) نیز سه ویژگی اصلی را برای دستیابی سازمان رسانه ای به اهداف خود بر می شمارند که عبارتند از: داشتن اهداف روشن، پذیرا بودن ایده های جدید و دقت و سرعت در اجرا، برای داشتن اهداف روشن به رشد بالا تمرکز داشته باشد ، حدود مسئولیت هر کس را مشخص کند، برای پذیرا بودن ایده های جدید به پایش دقیق محیط خارجی بپردازد، نیاز محیط و گرایش مخاطبان را در نظر بگیرد.
علاوه بر مطالب ذکر شده بر اساس سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴ ه.ش، از جمله مهم ترین اصول و ارزش های حاکم بر رسانه ملی عبارتند از: حاکمیت ارزش و باورهای ایرانی ، اسلامی و انقلابی بر کلیه سیاستگزاری ها، برنامه ریزی ها و تولیدات، توجه به نیاز و مصلحت و میل مخاطبان، احترام به فرهنگ قوم ها و طایفه های مختلف موجود در کشور و پرهیز از هرگونه تبعیض قومی، مذهبی، نژادی به منظور حفظ وحدت، یکپارچگی و انسجام ملی، رعایت اصول و ارزش های حرفه ای، فنی، هنری و کارشناسی در تولید برنامه ها، توجه به کلیه آحاد جامعه به عنوان مخاطبان رسانه ملی شامل گروه ها، قوم ها، جنسیت و طبقه های سنی و گروه های تحصیلی مختلف، با توجه به این امر، الگوی مورد نظر پژوهش حاضر برای سنجش اثربخشی سازمان صدا و سیما هر دو محیط بیرونی و درونی سازمان رسانه ای صدا و سیما را در نظر گرفته است. در محیط درونی سازمانی به مدیریت برنامه های شبکه استانی صدا و سیما با مولفه های گروه بندی و سازماندهی نیروها، ارتباط کارکنان، گرایش موضوعی برنامه ها، تنوع برنامه ها، فنون تکنولوژی ساخت برنامه ها و زمان ارائه برنامه ها مورد نظر قرار گرفته است. در محیط بیرونی اثربخشی رسانه صدا و سیما با مولفه های افزایش سطح آگاهی، رضایت مخاطبان، ایجاد انگیزه، افزایش نگرش مثبت ،کیفیت برنامه ها و همراستایی با فرهنگ جامعه مورد نظر قرار گرفته است.
۲-۲-۳-۴-۹- اثربخشی الگوی مدیریت رسانه و برنامه های صدا و سیما
همان گونه که درالگوی فوق مشاهده می شود اثربخشی مدیریت سازمان رسانه ای صدا و سیما در جوانب مختلفی بروز خواهد کرد. آموزش و افزایش سطح آگاهی، رضایت، نگرش و انگیزه در مخاطبان از جمله مولفه هایی هستند که مدیریت رسانه می تواند بر اثربخشی آنها موثر باشد. همچنین مدیریت رسانه در کیفیت برنامه ها و هم راستایی برنامه ها با فرهنگ جامعه اثرگذار است. هر یک از این مولفه ها در قسمت نظریه های تاثیر رسانه مورد بحث قرار خواهد گرفت.
نتایج تحقیقات (خوانچه سپهر و ناصری، ۱۳۸۹ و علی زاده و فتحی نیا، ۱۳۸۵) حاکی از این واقعیت است که در محتوای برنامه های تلویزیونی، عناصری وجود دارد که می تواند زمینه ساز ایجاد نگرش مصرف تجملی در مخاطبان شود. اما مخاطبان در مواجهه با این پیام ها، بر حسب ویژگی های روان شناختی خود واکنش های متفاوتی نشان می دهند و به این ترتیب، تاثیرات متفاوتی از این پیام ها دریافت می کنند. با افزایش میزان تماشای برنامه های ورزشی بر مخالفت بینندگان با ایده ها و قضاوت های مطرح شده در این برنامه ها افزوده می شود. با افزایش پایگاه اقتصادی و اجتماعی مخاطبان بر مخالفت آنان با ایده های اقتصادی و سیاسی و مذهبی مطرح شده در برنامه ها افزوده می شود. تاثیر رسانه ها در سه سطح تشخیصی (درک)؛ ظاهری (نگرش)؛ عملکردی (رفتاری) رخ می دهد که در سه حوزه فردی، روابط میان فردی و سیستم های کلان اجتماعی مانند گروه ها و جوامع تاثیرگذار است. بدین گونه ۲ دلیل تاثیرگذاری (محتوای رسانه و میزان وقت مصرف شده مخاطب) ضرب در ۳ سطح اثرگذاری، ضرب در ۳ حوزه تاثیر، مساوی است با ۱۸ (۱۸=۳×۳×۲) که ناحیه تاثیرگذاری رسانه ها را در مجموع شکل می دهد. این واقعیات نشانگر میزان نقش و کارکرد رسانه است که حاکی ازمیزان اثربخشی رسانه نیز می باشد. رسانه و برنامه های آن نیاز به مدیریت دارند تا میزان تاثیرگذاری برنامه های آن حساب شده باشد.چرا که یکی از جمله عواملی که در مخاطبان نسبت به برنامه های رسانه حساس است نگرش و انگیزه افراد است.
انگیزه فرآیند فعال کردن رفتار، حفظ فعالیت و هدایت الگوی رفتاری فرد است (آلپورت، ۱۹۶۶) و نگرش یک جنبهی مهم از زندگی عاطفی و احساسی آدمی را تشکیل میدهد. هر فرد نسبت به افراد و اندیشهها نظرهای خاصی دارد که ناشی از اطلاع او از آنها، احساسش نسبت به آنها و تمایل به انجام عملی در مورد آنهاست. این گونه نظرها غالباً تعیین کنندهی شیوه برخورد فرد با آن اشیاء ، افراد یا اندیشه است.
نگرش ها و رفتارهایی که پس از تماشای مداوم برنامه های تلویزیونی در بیننده ایجاد می شود، صرفاً به آنچه در برنامه ها به عنوان هدف اصلی دنبال می شده است محدود نیست. همان گونه که مخاطب با تماشای برنامه های تلویزیون بسته به ویژگی های شخصی و اجتماعی خود و بر حسب چگونگی رابطه ای که با آن برنامه برقرار کرده است، نگرش ها و رفتارهای ویژه ای را درباره بسیاری از مسائل فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی که بی شک هدف اصلی ساخت و پخش برنامه بوده است، کسب می کند. تحت تاثیر عواملی که به شکل ظاهری برنامه مربوط می شود نیز قرار می گیرد. مانند؛ نوع صحبت کردن و طرز رفتار با بازیگران، ادا و اطوار آنان و اینکه در کجا زندگی می کنند، از چه لوازم و وسایلی در خانه استفاده می کنند، تزئینات و تجملات خانه هایشان در چه حد است، چه می پوشند و چه می خورند و سوار چه ماشینی می شوند و … . این عناصر در ظاهر بی اهمیت که از نظر زبان هنری و پیام در درجه چندم اولویت قرار دارند، برای بیننده مهم و تاثیرگذرا است. به همین دلیل اگر ساختار اصلی برنامه موفق به جذب بیننده و برقراری ارتباط دلخواه با وی شود، بیننده همان گونه که از داستان و پیام اصلی برنامه اثر می پذیرد، از حواشی و ظواهر آن نیز متاثر خواهد شد. حال ممکن است ظواهر و نگرش های نهفته در پس آن القاء کننده مسائل مختلف به طور مثال تجملات و مصرف گرایی باشد(خوانچه سپهر و ناصری، ۱۳۸۹: ۱۲۰) .
رسانه ها همچنین تاثیر بسزا و نقش چشمگیری در شکل گیری فرهنگ ها و ارزش های هر جامعه دارند و چنین تاثیر و نفوذی نیز از بدو پیدایش وسایل ارتباط جمعی کم و بیش مورد توجه بوده است. رسانه ملی (صدا و سیما) اگر چه به عنوان رسانه ای جمعی از این امتیاز در شکل دهی و تاثیرگذاری بر فرهنگ جامعه برخوردار است اما به دلیل پیچیدگی های خاص فرآیند های ارتباط جمعی و مدیریت پیام لازمه تحقق چنین امری دقت، تفکر و تاملی عمیق و شایسته می باشد. چه اینکه رسانه ملی ایران در راستای تحقق مصداقی رسانه دینی، یعنی رسانه ای که عملکردش منجر به گسترش ارزش های دینی و انقلاب در فرد و جامعه شده و بستر ساز بندگی فردی و اجتماعی در جهت تقرب الهی می باشد نیازمند پیمودن مسیری طولانی و تلاش و مجاهده علمی فراوان است. رسانه ملی در راستای تحقق رسانه دینی نیازمند طراحی و تعیین مدل ها و ساختارای کارآمد در جهت مدیریت پیام های رسانه ای است. به نظر می رسد با توجه به نقش حساس و حیاتی رسانه ها در فرهنگ سازی و تاثیر بر اجتماع ارزیابی جامعه و دقیق برنامه های رسانه ای باید در صدر کارها و فعالیت های رسانه قرار گیرد. هدف از ارزیابی برنامه های یک مجموعه رسانه ای این است که با بررسی و تجزیه و تحلیل آن بتوان به سمت معیارهای مصوب کیفیت برنامه ها گام گذاشت. این معیارها نیز در هر زمان متناسب با هر فرهنگ متفاوت است ( غفاری، ۱۳۸۵) .
۲-۴- پیشینه پژوهش
۲-۴- ۱- پیشینه های داخلی
۲-۴-۱-۱- پایان نامه های داخلی مرتبط
۲-۴-۱-۱-۱- ” بررسی ویژگی های سازمان های اثربخش( مورد سازمان آب منطقه ای آذربایجان شرقی و اردبیل) “ عنوان پایان نامه رسولی است که در سال ۱۳۷۸ مورد دفاع قرار گرفت.در این تحقیق با توجه به موفقیت تحسین برانگیز سازمان آب‏ منطقه‏ای آذربایجان شرقی و اردبیل در تحقق اهداف از پیش تعیین شدۀ خود و کسب مقام اول در بین ۱۴ استان در طی سه سال متوالی و دریافت نشان درجۀ دو سازندگی،سازمان فوق را یک سازمان اثربخش‏ قلمداد کرده و”میزان تحقق اهداف”در این سازمان به عنوان”شاخص اثربخشی سازمان”مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است وتاثیر متغیرهایی چون میزان موفقیت سازمان در اجرای اهداف عملیاتی خود، ساختار سازمانی ،عوامل درون سازمانی و عوامل برون سازمانی بر اثربخشی مورد بررسی قرار می گیرد. این تحقیق به صورت کتابخانه‏ای و میدانی صورت گرفته و برای دستیابی به پیشینهء تحقیق، از منابع و پایگاه های اطلاعاتی مختلفی استفاده شده است. یافته‏های تحقیق عبارتنداز: بین میزان موفقیت سازمان در اجرای اهداف عملیاتی خود و اثربخشی سازمان رابطه وجود دارد.بر این‏ اساس سازمان آب به ترتیب در اجرای اهداف عملیاتی تأمین آب،آبرسانی به شهرها و صنایع و مطالعۀ توسعۀ منابع آب از موفقیت خیلی زیاد برخوردار بوده است. وجود رابطه بین ساختار سازمانی و اثربخشی سازمان تأیید شد.از پاسخ های دریافتی نتیجه‏گیری شد که‏ مدیران از اهداف سازمان درک روشنی دارند و هماهنگی بین واحدهای سازمان در حد زیادی برقرار است و تأثیر ساختار سازمانی در خلاقیت کارکنان چندان مؤثر نبوده است. رابطۀ عوامل درون سازمانی با اثربخشی سازمان تأیید شد.در این ارتباط به ترتیب عواملی چون آموزش‏ منابع انسانی،یادگیری مهارت ها توسط کارکنان و خلاقیت های مدیریتی نقش بسزایی داشته است. وجود رابطه بین عوامل برون سازمانی با اثربخشی به تأیید رسید.در این خصوص به ترتیب جلب‏ رضایت وزارت نیرو،سایر دستگاه های دولتی و رضایت نمایندگان مجلس در حد بسیار خوب است و سازمان جهت افزایش اثربخشی خود باید در مورد جلب رضایت مردم و پاسخ‏گویی به تقاضاهای محیطی‏ اقدامات بهتری انجام دهد.
بر اساس نتایج تحقیق ، مهم ترین عواملی که باعث ارتقای اثربخشی سازمان می‏شود به شرح زیر است:
وجود نیروهای متخصص و کارآمد،سازماندهی خوب نیروی انسانی،سیستم اداری و مالی مناسب
لزوم تأمین امکانات و رفاه برای پرسنل و تقسیم عادلانه ی امکانات،توجه به مشکلات کارکنان،اطلاع از وضعیت آنان،مشارکت دادن در سهام
مدیریت کارآمد و بهره‏گیری از مدیریت مشارکتی
روشن بودن اهداف سازمان و تلاش مستمر پرسنل و مدیران در رسیدن به اهداف
تأمین منابع مالی و امکانات و تجهیزات به موقع و سریع،و زمان بندی مناسب کارهای اجرایی،میزان‏ اعتبارات طرحهای عمرانی، برنامه‏ریزی اجرایی
همدلی و همفکری،وحدت و صمیمیت،هماهنگی بین پرسنل و مدیران،وجود ارتباطات مناسب و صادقانه بین مدیریت سازمان و پرسنل
ارزش گذاشته به پرسنل و فعالیت آنها و مشارکت دادن کلیۀ نیروها در کارها
آموزش پرسنل و برگزاری دوره‏های تخصصی
صداقت مدیران،روحیۀ اخلاص و جهادی پرسنل و ایمان و اعتقاد به کاری که انجام می‏دهند.
۱۰-استفاده از پتانسیل بالقوۀ منابع آبی در سطح هر دو استان
نتایج تلویحی عبارتند از:
۱- بین سابقۀ خدمت مدیران و کارشناسان با اثربخشی سازمان رابطه وجود دارد.
بین سطح تحصیلی مدیران وکارشناسان با اثربخشی رابطۀ معنی‏داری مشاهده نشد (رسولی،۱۳۷۸).

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است
Tags: