بررسی اثربخشی مدیریت برنامه های صدا وسیمای خراسان رضوی- قسمت ۲۲

یک سازمان ممکن است قبل از به کارگیری تکنولوژی سه روش را مورد استفاده قرار دهد:ساختاری [۴۴]،وظیفه تکنولوژی [۴۵] و فنی – اجتماعی [۴۶] که هر یک متناسب با اینکه مدیریت چگونه می تواند تکنولوژی را کنترل کرده و در نتیجه تا چه میزان با عدم اطمینان و ریسک مواجه خواهد شد متفاوت خواهند بود.
رویکرد ساختاری
روش ساختاری بر تاثیر ابزار رسمی مثل قوانین و سلسله مراتب سازمانی تمرکز دارد. این شیوه تکنولوژی را به مانند یک ابزار مدیریتی برنامه ریزی شده و کنترل شده مورد استفاده قرار می دهد که تصمیمات آگاهانه و سنجیده ای پیرامون کاربردهای تکنولوژی اتخاذ می کند. در این خصوص، ساختار به منزله ابزاری است که تکنولوژی را به عنوان وسیله ای برای اداره کردن افراد در نظر می گیرد (لویت ،۱۹۹۵) .
یک مدیر ساختارگرا ، اعتقاد دارد رفتار کارمند نه تنها به واسطه آموزش مهارت های جدید به وی تغییر نمی کند بلکه به واسطه تغییر ساختار سازمان نیز دچار تغییر نمی شود. تغییر رفتاری و نگرشی به وسیله ابزارهایی مثل قوانین ، شرح شغل ها و ساختار پاداش که تکنولوژی بخشی از هر یک از آنهاست به وجود می آیند (باچانان ،۱۹۸۵) .
رویکرد تکنولوژی – وظیفه ای
روش وظیفه تکنولوژیک از طریق تمرکز بر تاثیر مستقیم و آشکار تکنولوژی بر فرد و سازمان رویکرد ساختاری را تکمیل می کند. یک مدیر با رویکرد وظیفه ای تکنولوژیکی به تکنولوژی به عنوان چیزی که تحت کنترل قرار گرفته و عکس العمل قابل سنجشی در سازمان دارد می نگرد . این مدیر به امید افزایش بهره وری، به وسیله بهبود فرآیندها و وظایف روزمره کاری، یک تکنولوژی را بر می گزیند (ژان لوبلان[۴۷] و دیگران،۱۳۸۸).
رویکرد فنی – اجتماعی
روش فنی – اجتماعی در بین رویکردهای ساختاری و وظیفه ای – تکنولوژیکی قرار می گیرد.در این رویکرد مدیر همچنان که بر نیازها و کنش های کاربران تکنولوژی تأکید دارند ویژگی ها و مشخصه های تکنولوژی را نیز مورد بررسی و مطالعه قرار می دهد. مدیران فنی اجتماعی، فرد و تکنولوژی را در حال تعامل با یکدیگر برای سود آوری سازمان می بینند.آنها هدف تکنولوژی را پویا و متغیر دانسته که بایستی بر اساس سودمندی ادراک شده آن مورد استفاده قرار گیرد.
این مدیران دریافته اند که برنامه ریزی اجتماعی و روانشناختی در پیاده سازی تکنولوژی جدید نقش مهمی بر عهده دارد.آنها تنها بر اساس اهداف،تکنولوژی را مورد ارزیابی قرار نمی دهند بلکه فرآیند تغییری که تکنولوژی به ارمغان می آورد و تأثیر آن برانگیزه ها ، مهارت ها و شایستگی سازمانی را نیز مورد توجه قرار می دهند.
سه روش فوق الذکر، به این نکته اشاره دارد که مدیریت در مواجهه با تکنولوژی بایستی یک گرایش اساسی داشته باشد.این روش ها بر عنصر کنترل تأکید دارند؛ اگرچه، برخی تحقیقات نشان می دهند که مدیران به تکنولوژی، بر مبنای هزینه و بازار می نگرند.
علیرغم تمام این مطالب مدیران به هنگام اتخاذ تکنولوژی در خلاء اتفاق نمی افتد.داشتن این هدف مشخص می کند که فرآیند پذیرش یا رد تکنولوژی چگونه تحقق می یابد. مدیران باید یاد بگیرند که تأثیر تکنولوژی بر مدیریت ،کارمند و رفتار بازار را سریع تر پیش بینی می کنند و بدین منظور فرآیند پذیرش باید مورد مطالعه قرار گرفته و با توجه به زمینه مناسب صورت گیرد.تکنولوژی می تواند اثرات مختلفی داشته باشد مانند: مطلوب/ نامطلوب ،مستقیم/ غیر مستقیم،پیش بینی شده/ پیش بینی نشده .
کیفیت چشم انداز
————————————————————————-
نا مطلوب پیش بینی نشده
نمودار۲-۱- انواع تاثیرات داخلی تکنولوژی (ژان لوبلان و دیگران،۱۳۸۸).
رویکردهای ساختاری، وظیفه تکنولوژیکی و رویکرد فنی – اجتماعی هر کدام ریشه در گرایش نسبتاً متفاوتی مدیریتی دارند.که هر کدام مزایا و معایب خاص خود را دارند. اکثر مدیران مدرن امروزی از اشکال مختلف رویکرد فنی – اجتماعی بهره می گیرند. یک شرکت رسانه ای به دلایل خاص که مربوط به خودش است یک تکنولوژی را انتخاب می کند. پس از آن این تکنولوژی برای کارکنان معرفی می گردد. نحوه تعامل کارکنان با تکنولوژی بسته به کارکنان و طبیعت کار به روش های مختلف می تواند باشد.ادراکات مدیریت و عکس العمل های کارکنان ،زمان تطبیق تکنولوژی را تعیین می کند که پس از آن تکنولوژی رد و یا مورد پذیرش قرار می گیرد.در نتیجه تکنولوژی بر کارکردهای مدیریتی شامل برنامه ریزی ،سازماندهی ،تامین نیروی انسانی ،انگیزش و کنترل اثر می گذارد و تکنولوژی یک مدیر را مجبور به فعالیت در یک فضای مملو از تغییر و تطبیق های دائمی می کند. نحوه و زمان فعالیت های مدیر بر آینده سازمان تاثیر شگرفی بر جای می گذارد.
مدیر
تکنولوژی
برنامه ریزی
تنظیم
سطوح کنترل
طبیعت کار
نمودار ۲-۲- نحوه تاثیر تکنولوژی بر مدیران رسانه (دفلور و دتیس، ۱۳۸۳(
فناوری تلویزیون با آزمایش های الکترونیکی در اواخر دهه ۱۹۲۰ شروع شد و در دهه ۱۹۳۰ به صورت وسیله ارتباطی در حال رشد باقی ماند. پیشرفت تلویزیون در خلال جنگ جهانی دوم موقتاً متوقف شد اما با پایان دهه ۱۹۴۰ این وضعیت با گسترش آن در کشور به عنوان یک رسانه تعدیل و جبران شد. در دهه ۱۹۵۰ توسعه و گسترش تلویزیون ادامه یافت. طی تاریخ کوتاه خود، فناوری تلویزیون به صورت قابل ملاحظه ای در حال تغییر و پیشرفت بوده است. محتوای برنامه ها غنی و پربار شده است. بینندگان تلویزیون افزایش یافته اند. در بدو کار گیرنده های خانگی، تصویری سیاه و سفید را که به زحمت به ابعاد یک کیف بغلی می رسید، نشان می دادند. نسبت به معیارهای امروزی کیفیت تصویر بسیار پایین بود اما مردم مجذوب ایده ارسال تصاویر به وسیله امواج به منازل بودند. حتی به به نظر می رسید تجارت رو به پیشرفت گذاشته، همه چیز در حال تحول است. طولی نکشید که تازگی تلویزیون از بین رفت، بینندگان مشکل پسندتر شده و برنامه های خاصی را طلب می کردند. آنها خواستار صفحات نمایشگر بزرگ و عاقبت کنترل کامل بر مطالبی شدند که می دیدند. وقنی فناوری جدید برای جامه عمل پوشیدن به این خواست ها فراهم آمد ، مردم به سرعت آنها را قبول کردند. صفحات نمایشگر بزرگتر از انواع سابق شدند. فرستنده ها و گیرنده های جدید تصاویر را پایدارتر و رنگ ها را در تلویزیون دلپذیرتر ساختند. تلویزیون کابلی حق انتخاب زیادی را برای بینندگان فراهم آورد. نوارهای ویدئویی، تلویزیون را به پرده کوچک سینما تبدیل کردند.گیرنده های مجهز به کنترل از راه دور دستی شدند، و این امکان برای بییندگان فراهم آمد که از دیدن آگهی های تجارتی در اثنای برنامه ها برخوردار شوند (دفلور و دتیس، ۱۳۸۳: ۲۷۵) .
۲-۲- ۲- ۶- طبقه بندی برنامه های تلویزیون
در سازمان صدا و سیما، برنامه های تلویزیونی بر پایه ویژگی های فنی و اقتصادی تولید آن ها و با در نظر داشتن بهای تمام شده برنامه در چهار طبقه “الف” و “ب” و “ج” و “د” تعریف و طبقه بندی می شوند. در هر طبقه، مجموعه ای از برنامه ها قرار می گیرند که در این شاخصه ها مشترک اند: ۱) نیروی انسانی ۲) تجهیزات و وسایل ۳) مواد مصرفی ۴) بودجه ۵) خدمات (لابراتور، دوبلاژ، دکور و …) ۶) زمان برنامه.
طبقه “الف
برنامه های پویا نمایی و کلیپ و داستانی بسیار سنگین ویدئو یا فیلم (۳۵ و ۱۶ میلیمتری) که به سبب ویژگی های محتوا و شکل و نیاز بهره جویی وسیع از نیروی انسانی کارآمد و خلاق، تجهیزات، امکانات و دکور و … در مکان های متعدد و با شیوه های پیشرفته تولید شوند. جزوات مربوط به طبقه بندی در مورد این برنامه ها موارد سخت افزاری متعددی را بر شمرده اند که حداقل سه محل اجرا، سه دوربین یا کرین، ۹ میکروفن، ۳ بوم و بوم هیدرولیک، ۷ امکان میز نور، ۷۲ ساعت استودیو برای تولید یک ساعت برنامه، ۸ نفر مجری یا بازیگر، دکور متحرک، سه جلوه ویژه بصری و … را شامل می شود.
طبقه “ب
برنامه های داستانی، عروسکی، نیمه پویا نمایی و پویانمائی های علمی – آموزشی سنگین و نیمه سنگین ویدئو یا فیلم (۱۶ میلیمتری) که محتوا و شکل آنها ضرورت و ظرفیت استفاده از عوامل و امکانات در حد گسترده و فراوان را ندارد. در جزوات طبقه بندی برای ای برنامه ها نیز موارد مختلفی ذکر شده است: دو محل اجرا، اثاث و لوازم صحنه و دکور متحرک، حداقل سه دوربین، ۵ تا ۷ امکان میز نور، حدود ۳۰ ساعت استودیو برای تولید یک ساعت برنامه، حداقل ۴ نفر مجری یا بازیگر، حداقل ۵ میکروفن و بوم و …..
طبقه ” ج
ساختارهای بسیار زیادی در این طبقه قرار می گیرند. برنامه های مستند محض، مستند گزارشی، مسابقات تلویزیونی، گرافیک پویا نمایی، پویا نمایی رایانه ای ویدئو، و همچنین فیلم (۱۶ میلیمتری) در این طبقه قرار می گیرند. برنامه های ترکیبی نیز با این شرط در طبقه «ج» قرار می گیرند که، برنامه های ترکیبی – نمایشی لااقل نیمی از آنها به شکل میان پرده کار شده باشند و برنامه های ترکیبی بدون نمایش نیز به شرط داشتن حداقل ۶ بخش تلویزیونی. مختصات برنامه های «ج» در جزوات طبقه بندی موارد از این قبیل است: یک محل اجرا، دکور غیر متحرک، اثاث و وسایل صحنه، دو یا سه دوربین، حدود ۱۲ ساعت استودیو برای هر ساعت برنامه، حداقل ۳ میکروفن بوم، ۲ تا ۵ مجری یا بازیگر و ….
طبقه “د
برنامه های ترکیبی و گزارشی ساده و سبک ویدئویی که ساخت آن ها از نظر شکل و شیوه به حداقل تجهیزات ، نیروی انسانی و امکانات نیاز داشته باشند. این برنامه ها را در جزوات طبقه بندی شامل این ویژگی های مشترک دانسته اند: یک محل اجرا، استفاده نکردن از دکور متحرک و لوزم صحنه، ۸ ساعت استودیو برای هر ساعت برنامه، حداکثر دو دوربین، ۲ یا ۳ میکروفن، بین ۱ تا ۳ امکان میز نور، ۱ یا ۲ مجری و … (تاجفر، ۱۳۸۸: ۵-۸) .
۲-۲- ۲- ۷- کیفیت برنامه های رسانه ای
کیفیت برنامه ها یکی از عوامل تاثیر گذار بر اثر بخش می باشد. مولفه کیفیت از مفاهیم متنوع و سیالی است که به فراخور فرهنگ حاکم بر جامعه گاهی بار ارزشی آن را حاکمان سیاسی و سیاستگزاران، گاه عوامل و ارتباط گران حرفه ای رسانه ها و گاه رضامندی مخاطبان بیان می کنند. باید به جای تهیه برنامه های سرگرم کننده سطحی نگر و پوچ، با صرف کم ترین هزینه، عموم مردم را با برنامه های کیفی و برخوردار از ارزش های عالی تولیدی و محتوای والا تغذیه کرد. عامل کیفیت در برنامه های با مضمون اطلاع رسانی، با پیروی از رویه ای تحلیلی، حفظ بی طرفی، مسئولیت پذیری در قبال گزارش ها و .. تحقق می یابد. به طور مثال در درام رعایت کیفیت با استفاده از نگرش هنرمندانه و لبریز از نوآوری و ابتکار صورت می گیرد. در برنامه های سرگرم کننده و تفریحی کیفیت در قالب به تصویر کشیدن بهترین اجراها و نمایش های محبوب و مردمی معنا پیدا می کند. اهمیت عامل کیفیت، همپای تشدید رقابت ها در عرصه تلویزیون افزایش یافته است. این عامل هم اکنون به یکی از بازوهای مهم موسسه های پخش عمومی تبدیل شده است. در میان خود دست اندرکاران پخش تلویزیونی استدلال کیفیت به عنوان نوعی راهبرد برای تشخیص موسسات پخش عمومی و رقبای پخش تجاری در نظر گرفته می شود (تاجفر، ۱۳۸۸: ۵-۸) .
۲-۲-۲-۸- دیدگاه های مربوط به مخاطبان و تاثیر گذاری رسانه

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.