شکل۲-۱ طرحوارهی استخراج نقطهی ابری برای استخراج یون روی با استفاده از لیگاند پیریدیل آزو ٢ -نفتول (PAN) و سورفکتانت غیریونی پلی اکسی اتیلن-۵/۷- نونیل فنیل اتر (۵/۷ PONPE) به عنوان استخراج کننده را نشان میدهد.
PONPE-7.5 micele
 
PAN
PONPE-20
Aqueous phase
Surfactant-rich phase
at room temperture
Aqueous sample of Zn(II)
Zn(II)
Zn(II)-PAN chelate
شکل۲-۱- طرحوارهی استخراج نقطهی ابری یون روی[۱۵].
۲-۲-۲- تاریخچهی مطالعاتی و تحقیقاتی استخراج نقطهی ابری
استخراج نقطهی ابری اگرچه نخستین بار برای استخراج یونهای فلزی به کار رفت که به کمپلکسهای آبگریز تبدیل شده بودند، امروزه کاربرد گستردهای برای شمار زیادی از مواد آلی، معدنی و زیستی پیدا نموده است.
CPE ابتدا برای پیشتغلیظ فلزات به شکل کمپلکسهای آبگریز آنها معرفی شد، ولی به سرعت به عنوان یک مرحلهی جداسازی اولیه برای خالص سازی پروتئینها به کار رفت. دانشمندان سراسر دنیا قابلیت این روش برای استخراج ترکیبهای مختلف را توسعه دادند و بر کاربردهای آن افزودند. از این رو، در دو دههی اخیر مطالعات زیادی برای بهکارگیری روش CPE برای استخراج و پیشتغلیظ آنالیتهای آلی و معدنی در قبل از اندازهگیری آنها صورت گرفته است. مروری بر مقالات چاپ شده در طی سالهای ١٩٩٠ تا ٢٠٠۵ در زمینهی CPE نشان دهندهی رشد پیوسته در استفاده از این روش میباشد. نمودار رشد این روند در شکل ۲-۲ نمایش داده شده است. در اینجا به برخی از مهمترین پژوهشها و مطالعات انجام شده در این زمینه اشاره میشود:
مریم ایزدین و همکارانش [۲۰] از روش سادهی استخراج نقطهی ابری برای پیشتغلیظ کرم از نمونههای آبی با استفاده از
ترکیب دو سورفکتانت سدیم دو دسیل سولفات (SDS) و تریتون ۱۱۴-X و از طریق تشکیل کمپلکس کرم با معرف کیلیت ساز ۱و۵ دی فنیل کربازید (DPC) در محیط هیدروکلریدریک اسید استفاده کردند. آنها همچنین پارامترهای اصلی مؤثر بر فرآیند استخراج مانند غلظت HCl، DPC و SDSو تریتون ۱۱۴-X، دمای تعادلی، زمان انکوباسیون را بهینه سازی کردند.
 
Total number of contributions
Contributions on metal analysis
شکل ۲-۲- تعداد مقالات سالیانهی چاپ شده در زمینهی CPE [19].
اکیتا(Akita) و همکارانش [۲۱] استخراج فنول و ۳- پیریدن از محلولهای آبی با سورفکتانت غیر یونی پلی اکسی اتیلن ۱۰- نونیل فنیل اتر (۱۰PONPE) را انجام دادند. جدایی دو فاز در دمایی بالاتر از دمای نقطهی ابری صورت گرفت که با اضافه کردن سدیم کلرید بهبود یافت. همچنین افزایش غلظت سورفکتانت راندمان استخراج را افزایش داد.
فرانک اویچ (Frankewich) و همکارانش [۲۲] تأثیر پارامترهای مختلف مانند pH، غلظت سورفکتانت، زمان سانتریفوژ،
زمان تعادل و دمای تعادل بر روی راندمان استخراج کلرونیت فنول از آب را بررسی کردند.
روش CPE بر اساس تشکیل کمپلکس آلومینیم با ۱- فنیل-۳- متیل-۴- بنزوئیل۵- پیرازولین (PMBP) و با استفاده از تریتون ۱۱۴-X به عنوان سورفکتانت، توسط سانگ (Sang) و همکارانش پیشنهاد شد [۲۳] مقدار آلومینیم استخراج شده پس از رقیق سازی فاز غنی از سورفکتانت توسط نیتریک اسید ۱/۰ مولار به طور مستقیم با استفاده از تکنیک GFAAS اندازهگیری گردید. روش پیشنهادی برای اندازهگیری مقادیر بسیار کم آلومینیم در نمونههای مختلف واقعی کاربرد دارد.
لی (Li) [24] و همکارانش از تکنیک ICP-AES ETV- برای اندازهگیری گونهی غیر آلی آنتیموان در نمونههای محیطی و زیستی استفاده کردند. در این کار از آمونیم پیرولیدین دی تیو کربامات (APDC) به عنوان معرف کیلیت ساز استفاده شده است. مزایای استفاده از روش پیشنهادی عبارتاند از:۱) سادگی، انتخاب پذیری، ایمنی، هزینهی پایین و ضریب پیش تغلیظ بالا ۲) قابلیت تبخیر کمپلکس Sb-APDC در کورهی گرافیتی در دمای پایین. ۳) حصول حد تشخیص پایین از طریق ترکیب پیوسته آن با ETV-ICP-AES.
آزودو (Azevedo) و همکارانش [۲۴] از CPE برای استخراج مس با استفاده از ۶- ۲- ۶- متیل- بنزوتیازولیلازو- ۱و۲- دی هیدروکسی-۳ و۵- بنزن دی سولفونیک اسید به عنوان معرف کیلیت ساز در قبل از اندازهگیری توسط FAAS استفاده کردند. مراحل بهینه سازی توسط طراحی فاکتوریل انجام شد.
اخیراً پیشتغلیظ مقادیر بسیار ناچیز جیوه و اندازهگیری آن با ICPMS توسط چن (Chen) و همکارانش [۲۶] انجام شد. ذرات جیوه شاملMeHg ، EtHg، PhHg و جیوهی غیر آلی با ورود به داخل معرف آبگریز دی اتیل دی تیو کربامات سدیم (DDTC) با آن واکنش داده و بهوسیلهی سورفکتانت تریتون ۱۱۴-X به درون فاز غنی از سورفکتانت استخراج شدند.
سیریمانه (sirimanne) و همکارانش [۲۷] از سورفکتانت غیر یونی تریتون ۱۰۰-X برای استخراج پلی سیلیک آروماتیک هیدروکربن (PAHs) و پلی کلرو دی بنزو- پی – دی اکسین (PCDDs) از سرم خون انسان استفاده کردند.
فرناندز (Fernandez) و همکارانش [۲۸] از دو سورفکتانت غیر یونی [۳۰Brij] و [۹۷Brij] برای استخراج PCBs از نمونههای آبی استفاده کردند. راندمان استخراج و ضریب پیش تغلیظ برای ۳۰Brij کمی بالاتر از ۹۷Brij به دست آمد. اما فاز غنی از سورفکتانت حجم کمی داشت که باعث دشواری در جدایش دو فاز گردید.
روییا (revia) و همکارانش [۲۹] به راندمان استخراج بالای %۸۲ برای فولیک اسید و %۹۶ برای هیومیک اسید از آب رودخانه با %۴ تریتون ۱۱۴-X (4درصد) دست یافتند.
دلاگو (Delago) و همکارانش [۳۰] از ترکیب سورفکتانت غیر یونی پلی اکسی اتیلن-۱۰- لوریل اتر (POLE) با تریتون ۱۱۴-X و ۳۰Brij برای استخراج و پیشتغلیظ پلی سیلیک آروماتیک هیدروکربن (PAHs) از نمونههای آب دریا استفاده کردند.
شهاب شریعتی و همکارانش [۳۱] پیشتغلیظ یونهای اورانیم، توریم، زیرکونیم و هافنیم از نمونههای آبی را مورد تحقیق قرار دادند. یونهای فلزی با دی بنزوﺋیل متان کمپلکس شده و با افزودن سورفکتانت تریتون ۱۱۴-X به محلول و افزایش دما به ورای نقطهی ابری جدایی فاز رخ داد. بعد از جدایش کامل توسط سانتریفیوژ، فاز غنی از سورفکتانت رقیق شده و اندازهگیری یونهای استخراج شده، با استفاده از ICP-OES به انجام رسید.
مارکوس (Marcos) و همکارانش [۳۲] از روش استخراج نقطهی ابری برای اندازهگیری اورانیم از آب طبیعی استفاده کردند. معرف کیلیت ساز مورد استفاده ۲-(۵- برمو-۲- پیریدیلازو)-۵- (دی اتیل آمینو)- فنول (Br-PADAP) بوده و فاز میسلی با استفاده از سورفکتانت غیر یونی تریتون ۱۱۴-X تشکیل شد. مزاحمتها با استفاده از محلول استتار کنندهی CDTA ترانس ۱و۲- سیکلو هگزان دی آمین تترا استیک اسید، سدیم فلورید و سولفوسالسالیک اسید محدود گردید. بهینه سازی با استفاده از طراحی فاکتوریل شامل عامل pH، زمان سانتریفوژ و غلظت بافر اجرا شد.
دنیس (Denis)و همکارانش [۳۳] از روش استخراج نقطهی ابری و از معرف کیلیت ساز چربی دوست برای استخراج اورانیم از نمونههای آبی استفاده کردند.
طیبه مدرکیان و همکارانش [۳۴] از سورفکتانت کاتیونی CTAB و سورفکتانت غیر یونی تریتون ۱۱۴-X برای استخراج اورانیم از محلولهای آبی با تکیه بر واکنش رنگی اورانیم با PVC در حضور پتاسیم یدید در محلول بافر هگزا متیلن تترا آمین استفاده کردند. همچنین عواملی چون غلظت سورفکتانت، غلظت معرف کیلیت ساز و زمان را مورد مطالعه قرار دادند.
جدولهای ۲-۲ تا ۲-۴ نمونهای از کارهای انجام شده در سالهای اخیر را نشان میدهد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.
Tags: