مقالات و پایان نامه ها

پایان نامه مدیریت زنجیره تأمین وبهبود عملکرد سازمانی)یکپارچگی

دانلود پایان نامه

انواع یکپارچگی

یکپارچگی با دو بعد داخلی و نیز خارجی در نظر گرفته می شود. یکپارچگی داخلی به هماهنگی، تشریک مساعی و یکپارچگی لجستیک با مناطق وظیفه ای دیگر بر می گردد، در حالی که یکپارچگی خارجی (یعنی: یکپارچگی تامین کننده و یکپارچگی مشتری) به یکپارچگی فعالیت های لجستیکی شرکت با مشتریان و تامین کنندگان شرکت، مربوط می شود.

  • یکپارچگی داخلی

یکپارچگی داخلی به مجموعه ای از فعالیت های تولیدی سازگار با یکدیگر اشاره داد که در ارتباط متقابل، اهداف تولیدی را حمایت می کنند (, 2002 Parthasarthy and Hammond). یکپارچگی داخلی به عنوان فرآیندی از تعامل بین بخشی و تشریک مساعی بین بخشی، تعریف شده است که موجب می شود تا بخش ها در یک سازمان منسجم با هم کار کنند. در واقع، یکپارچگی داخلی، درجه ای است که یک تولید کننده، استراتژی های سازمانی، عملیات و فرآیندهای مربوط به تشریک مساعی و فرآیندهای همزمان را به منظور برطرف کردن نیازهای مشتریان، ساختار دهی می کند (Flynn and  Flynn, 2004). در یک سازمان، سیستم اطلاعات، تمام بخش ها را با هم مرتبط می کند، بنابراین تمامی بخش ها قادرند تا اطلاعات به موقع و دقیق را از بخش های دیگر به دست آورند و در این صورت سطح بالایی از یکپارچگی را کسب خواهند نمود. به علاوه باید ارتباطات یکپارچه بین بخش ها برحسب فرآیندهای کسب و کار و نیز روابط قوی که تعاملات و تشریک مساعی را در کل بخش ها حمایت می کند، وجود داشته باشد (Vickery et al.., 2003,).

  • یکپارچگی خارجی

یکپارچگی خارجی تطبیق اهداف و سیاست های تولیدی با نیازهای بازار و نیازهای رقابت شرکت با توجه به محدودیت های محیطی می باشد (,2002 Parthasarthy and Hammond). یکپارچگی خارجی بین شرکت و شرکای خارجی آن اتفاق می افتد، که این اهمیت هماهنگی خریدار/فروشنده را برای ایجاد مطلوبیت بیشتر، مشخص می نماید. بارات و اولیویرا[1] (2001)، پیشنهاد می کنند که یکپارچگی وقتی اتفاق می افتد که دو یا چند شرکت، مسئولیت برنامه ریزی مشترک مبادله ای، مدیریت، اجرا و اطلاعات اندازه گیری عملکرد را با هم به اشتراک بگذارند. یکپارچگی رو به جلو و رو به عقب و یکپارچگی مشتری و تامین کننده همگی در این طبقه قرار می گیرند. در حقیقت، یکپارچگی خارجی درجه ای است که تولید کننده با شرکای خارجی خود، برای ساختاردهی استراتژی های برون سازمانی، فرآیندها و عملیات در فرآیندهای گروهی و هماهنگ شرکت می کند (Flynn and  Flynn, 2004).

زنجيره تأمين يکپارچه به عنوان يکي از مزيتهاي رقابتي امروز در بازار جهاني شناخته شده است؛ بنابراين ضروري است تا فاکتورهايي که در يکپارچگي نقش دارند، بررسي شوند.  مديريت مؤثر زنجيره هاي تأمين نيازمند يکپارچگي فرآيندهاي کسب وکار داخلي در يک سازمان و کل تأمين کنندگان و مشتريان خارجي مي باشد. زنجيره تأمين يکپارچه ممکن است به عنوان يک فرآيند تعامل و تشريک مساعي در شرکت هايي که در يک زنحيره تأمين براي رسيدن به نتايجي که براي همه سازمان هاي درگير در زنجيره، موردقبول و هماهنگ باشد، تعريف شود. در تحقيقي، لي[2] (2000) بيان کرد که زنجيره تأميني که به درستي يکپارچه شده است، هزينه ها را بيشتر کاهش ميدهد. همچنين بيان داشت، اين يکپارچگي براي شرکت، شرکاي زنجيره تأمين و ذينفعان ارزش ايجاد ميکند.  راسنزينک[3] و همکاران (2003)، نیز در مقاله اي تحت عنوان تأثير استراتژي يکپارچه سازي روي توانمندي هاي رقابتي و عملکرد کسب وکار، ثابت کردند که چنانچه ميزان يکپارچگي در زنجيره تأمين بيشتر باشد، کيفيت محصول، تحويل، انعطاف پذيري فرآيند و رهبري هزينه، نسبت به گذشته بهتر خواهند شد (Romano, 2003). کیم[4] (2009)، در مقاله اي با عنوان بررسي تأثيرات مستقيم و غيرمستقيم زنجيره تأمين يکپارچه روي عملکرد شرکت، به بررسي ارتباطات علّي بين اعمال مديريت زنجيره تأمين، توانمندي هاي رقابتي، سطح يکپارچگي زنجيره تأمين و عملکرد شرکت پرداخت و دريافت که در شرکت هاي کره اي زنجيره تأمين يکپارچه کارا ممکن است نقش مهمتري براي رقابت مديريت زنجيره تأمين بازي کند در حالي که در شرکت هاي ژاپني روابط متقابل نزديک بين سطح اعمال مديريت زنجيره تأمين و توانمندي هاي رقابتي ممکن است تأثير معنادارتري بر روي رقابت مديريت زنجيره تأمين داشته باشد. دو[5] (2007)، نيز، با بررسي يک مطالعه موردي از گروه شرکت هاي موفق صنايع يي ين، به دنبال دستيابي به مزيت رقابتي از طريق زنجيره تأمين يکپارچه بود و دريافت که موفقيت هاي شرکت ها به علت سرمايه گذاري بالا در تکنولوژي اطلاعات مي باشد و نيز دريافت که يک استراتژي کلي در زنجيره تأمين بايد در توسعه و تهيه محصول جهت ايجاد تأثيرات بهينه برحسب هزينه و کيفيت، بهبودهايي را ايجاد کند (Du, 2007,).

راث و میلر[6] (1999)، بيان داشتند که اخيراً اثبات شده، اگر اعضای بالادستي و پائين دستي بتوانند ارتباط اطلاعاتي سالم ايجاد کنند و مکانيزم ها را با هم به اشتراك بگذارند، توانمندي پاسخگويي سريع به تقاضاي بازار بهبود خواهد يافت. مالونی و بنتون[7] (2000)،در تحقيقي، دريافتند که يکپارچگي تأمين کننده، مي تواند جهت موفقيت در صرفه جويي هزينه از جنبه هاي زير به شرکتها کمک نمايد:

  • اقتصاد مقياس )در سفارش، توليد و حمل و نقل(
  • کاهش هزينه هاي اجرايي و هزينه هاي تغيير
  • بهبود استفاده از دارايي ها (Lin, 2009).

استیونز[8] (1989)، پيشنهاد مي کند که شرکت ها ابتدا به طور داخلي يکپارچه شوند و سپس يکپارچگي را به ديگر اعضاي زنجيره تأمين گسترش دهند.  شرکت ها معمولاً يک فرآيند يکپارچه را که از طريق سه مرحله به وجود ميآيد، دنبال ميکنند.

  • در مرحله اول، هيچ يکپارچگي وجود ندارد
  • در مرحله دوم، شرکت ها به طور داخلي يکپارچه مي شوند: فعاليت هاي لجستيک آنها با فعاليت هاي واحدهاي وظيفه اي مثل خريد، توليد و بازاريابي يکپارچه مي شود

در مرحله سوم، يکپارچگي به دست آمده در مرحله دوم، به ديگر اعضاي زنجيره تأمين مثل تأمين کنندگان و مشتريان گسترش مي يابد (Kim and Cavusgil, 2009).

[1] Barratt and Oliveira

[2] Lee

[3] Rosenzweig

[4] Kim

[5] Du

[6] Roth and Miller

[7] Maloni and Benton

[8] Stevens

دانلود پایان نامه