مقالات و پایان نامه ها

-پایان نامه ساختار سازمانی بر رضایت شغلی)ارتباط تمرکز، پیچدگی ورسمیت

دانلود پایان نامه

ارتباط تمرکز، پیچدگی ورسمیت

تعیین روابط میان تمرکزو پیچدگی وبین تمرکز و رسمیت از اهمیت زیادی برخوردار است.

2-2-2-1- تمرکز و پیچیدگی

مدارک و شواهد موجود دلالت بر یک رابطه معکوس بین تمرکز و پیچدگی دارد. عدم تمرکز با پیچدگی سطح بالا مرتبط است. مثال افزایش در تعداد متخصصان حرفه‌ای به معنای افزایش در تخصص و توانایی مورد نیاز برای اخذ تصمیمات است. به طور مشابه کارکنانی که آموزش‌های حرفه‌ای بیشتری گذرانیده‌اند باید در تصمیم گیری‌های بیشتری مشارکت داده شوند. بر عکس، مدارک و شواهدی نیز وجود دارد که نشان می‌دهد تمرکز بیشتر تصمیمات کاری در شرایطی است آموزش‌های حرفه‌ای کمتری به کارکنان ارائه شده است. از‌این رو وقتی ساختار سازمان‌ها را بررسی می‌کنیم انتظار داریم که پیچدگی سطح بالا را با عدم تمرکز بیابیم.

2-2-2-2- تمرکز و رسمیت

رابطه تمرکز و رسمی بودن به همان اندازه که رابطه تمرکز و پیچیدگی روشن و واضح بود، مبهم و نامعلوم است. مدارک و شواهد نتایج متناقضی را نشان می‌دهند. نخستین مطالعه در‌این مورد، رابطه‌ای قوی بین تمرکز و رسمیت را تأیید نکرد. مطالعه بعدی رابطه قوی، اما منفی بین‌این دو جزء ساختار سازمانی را نشان داد، یعنی همراه با افزایش عدم تمرکز رسمیت نیز در سازمان افزایش می‌یافت. تلاش بعدی در‌این زمینه به منظور رفع‌این تناقض، نتایج غیرقطعی رابه دست داد. با‌این حال ما می‌توانیم یک تجزیه و تحلیل آزمایشی در خصوص رابطه‌این دو مطرح کنیم. رسمیت زیاد، می‌تواند با یک ساختار متمرکز و یا با یک ساختار غیر متمرکز مرتبط باشد.

در سازمان‌هایی که بیشتر کارکنان آنها غیر متخصص هستند می‌توان انتظار داشت که به منظور راهنمایی‌این افراد، قوانین و مقررات متعدد تدوین شده باشد. وقتی مدیریت اختیار متمرکز را در سازمان حفظ می‌کند، پیش فرض‌های مدیریت اقتدار‌گرا بر سازمان مسلط می‌شود. در‌این حالت، کنترل از طریق رسمیت و تمرکز تصمیم‌گیری در سطح مدیریت عالی به اجرا در می‌آید. از طرف دیگر اگر سازمان متشکل از کارکنان حرفه‌ای است شما باید انتظار داشته باشید که رسمیت و عدم تمرکز کمی بر سازمان حکم فرما باشد. پژوهش‌های انجام شده صحت‌این موضوع را تأیید کرده است. با وجود‌این، نوع تصمیم‌این رابطه را تعدیل می‌کند.

کارکنان حرفه‌ای انتظار دارند در خصوص تصمیماتی که مستقیماً بر کار آن‌ها تأثیر می‌گذارد عدم تمرکز حاکم باشد، اما‌این عدم تمرکز در مورد مسائل پرسنلی (نظیر حقوق و دستمزد و رویه‌های ارزشیابی عملکرد) و یا تصمیمات استراتژیک سازمان ضرورت ندارد. کارکنان حرفه‌ای پیش بینی را دوست دارند که‌این مهم با استاندارد کردن موضوعات پرسنلی برابر است. بنابراین شما باید انتظار داشته باشید که عدم تمرکز با قوانین و مقررات جامعه با هم پیوند داشته باشد. مضافاً‌این که منافع کارکنان حرفه‌ای در کار فنی آنها نهفته است. نه در تصمیم‌گیری استراتژیک آنها.‌این امر می‌تواند رسمیت و عدم تمرکز کم را موجب شود. از‌این رو تمرکز بیشتر با تصمیمات استراتژیک سازگار بوده تا تصمیمات عملیاتی. تصمیمات استراتژیک تأثیر کمی بر فعالیت‌های کاری کارکنان حرفه‌ای دارند (رابینز 1390).

2-2-3- تعيين كننده‌هاي ساختار

نگرش اقتضايي كه يك تفكر غالب در تئوري سازمان است، بر اين نكته تأكيد دارد كه اعتبار، اثربخشي و كارايي و بهره‌وري ساختار سازماني به عوامل اقتضايي؛ استراتژي، تكنولوژي، محيط و طرح سازماني بستگي دارد. بايد توجه داشت كه آنچه امروز يك عامل مهم اقتضايي براي سازمان تلقي مي‌شود، در آينده ممكن است با عامل ديگري جايگزين شود و يك ساختار سازماني اثربخش و كارا بايد بتواند بين سازگاري داخلي (رسميت، تمركز، پيچيدگي) و سازگاري خارجي (اندازه، تكنولوژي، استراتژي، محيط) سازمان تعادل برقرار كند. توجه به عوامل اقتضايي در محيط متلاطم امروزي امري حياتي است و در مواردي بقاي سازمان را رقم مي‌زند. از اين رو ساختار بايد با در نظر داشتن اين عوامل طراحي شود تا بتواند زمينه تحقق اهداف و استراتژي‌هاي سازمان را فراهم كند (بالی و همکاران 1996، به نقل از سلطانی 1385).

 2-2-3-1- استراتژي

استراتژي مي‌تواند به عنوان فرآيند تعيين اهداف بنيادي بلند مدت، اتخاذ شيوه كار و تخصيص منابع لازم براي تحقق اين اهداف تعريف شود. استراتژي به معناي اعمالي است كه سازمان براي پاسخ يا پيش بيني تغييرات محيط خارجي طراحي مي‌كند (رابینز 1984). نخستين بار پذيرش اهداف و استراتژي به عنوان عوامل تعيين كننده ساختار سازماني در مفروضات اقتصاد كلاسيك مطرح گرديد. به اعتقاد پيتر دراكر، ساختار وسيله‌اي است براي حصول اهداف بلندمدت و كوتاه مدت سازمان، از اين رو هر نوع بحث و بررسي پيرامون ساختار بايد با اهداف و استراتژي آغاز گردد. از مهم‌ترين تحقيقاتي كه در رابطه با تأثير استراتژي بر ساختار صورت گرفته، مي‌توان به تحقيقات آلفرد چندلر[1]در اوايل دهه 1960 و تحقيقات مايلزو اسنو[2] اشاره كرد (رابینز 1984، به نقل از حسن پور 1384).

 2-2-3-2- اندازه سازمان

اندازه يكي از عوامل اثرگذار روي ساختار سازمان و فرايندهاي آن است. در مورد رابطه بين اندازه و ساختار نظرات متفاوتي ارائه شده است و عده‌اي آن را از علل ساختار و بعضي نتيجه ساختار مي‌دانند. ولي آنچه مسلم است اندازه يكي از عوامل اثرگذار بر ساختار در كنار ساير عوامل مي‌باشد (دفت، ترجمه پارسیان 1374).

یکی از مباحث بسيار جدي پيرامون اهميت اندازه سازمان به عنوان عامل تعيين كننده ساختار سازماني بوسيله پيتر بلاو[3]مطرح گرديده است. وي براساس تحقيقاتش در مورد مؤسسات دولتي، دانشگاه‌ها و فروشگاه‌ها دريافت كه اندازه سازمان مهم‌ترين عامل مؤثر ساختار سازمان‌هاست از منتقدين به تعيين كننده بودن اندازه سازمان مي‌توان به كريس آرجريس[4]، مي‌هيو[5]، آلدريش[6]و هال[7] اشاره نمود (رابینز، به نقل از حسن پور 1384).

 2-2-3-3- تكنولوژي

تكنولوژي به اطلاعات، تجهيزات، فنون و فرآيندهاي لازم براي تبديل نهاده‌ها به ستاده‌ها اطلاق مي‌شود (امرایی 1377). مطالعات نشان مي‌دهد كه تكنولوژي روي پرسنل سازمان، وظايف، طراحي سيستم‌هاي كنترل، هزينه‌ها و دستمزدها، تفكيك مديريت از مالكيت، حيطه نظارت مديران و ساختار سازمان بطور كلي تأثير دارد (سینگ، 1986، به نقل از امرایی، 1377). مطالعات متعددي در رابطه با تأثير تكنولوژي بر ساختار صورت گرفته است كه مي‌توان به تحقيقات وودوارد[8] در اواسط دهه 1960، چارلز پرو[9] و مطالعات تامسون[10] اشاره كرد.

2-2-3-4- محيط

محيط به معناي عوامل خارج از سازمان است كه اثربخشي عمليات روزمره و رشد بلند مدت سازمان را تحت تأثير قرار مي‌دهند و سازمان كنترل كمي روي آنها دارد و يا اصلاً آن عوامل قابل كنترل بوسيله سازمان نيستند

در يك تقسيم بندي محيط را به محيط عمومي و اختصاصي تقسيم مي‌كنند. محيط عمومي همه چيز را در بر مي‌گيرد؛ چيزهايي نظير عوامل اقتصادي، شرايط سياسي، محيط اجتماعي، ساختار حقوقي، وضعيت زيست بومي و شرايط فرهنگي. محيط عمومي همه شرايطي كه بر سازمان تأثيراتي داشته ولي وابستگي آنها نسبت به سازمان واضح و روشن نيست را در بر مي‌گيرد، محيط اختصاصي، بخشي از محيط سازمان بوده كه بطور مستقيم با سازمان در تحقق اهدافش مرتبط مي‌شود. در مورد تأثيرات محيط روي ساختار مطالعاتي صورت گرفته است كه مي‌توان به تحقيقات برنز و استاكر[11]امري و تريست [12]و لارنس و لورش[13]اشاره نمود (سلیمانی 1378).

 2-2-3-5- قدرت- كنترل

تاكنون به استراتژي، اندازه، تكنولوژي و محيط به عنوان عوامل تعيين كننده مستقل ساختار سازماني اشاره شد اما آنچه كه مسلم است، هيچكدام از اين متغيرهاي اقتضايي، بطور كامل تعيين‌كننده ساختار نيستند. هر كدام از آنها در تشريح بخشي از ساختار، نقش دارند (رسولی 1376). در بهترين شرايط، اين عوامل چهارگانه فقط پنجاه تا شصت درصد تغيير پذيري در ساختار را تشريح مي‌كنند. ديدگاه قدرت كنترل مطرح مي‌كند كه قدرت و كنترل مي‌تواند آنچه را كه مبهم مانده به نحوي شايسته تبيين و تشريح نمايد. براساس اين ديدگاه در هر زمان ساختار يك سازمان تا حد زيادي نتيجه اقدامات صاحبان قدرت آن سازمان در انتخاب ساختاري است كه مي‌خواهند به مدد آن كنترل خود را حداكثر سازند (رابینز 1984، به نقل از حسن پور 1384).

[1]-Alfred Chandler

[2]-miles and snow

[3]-Peter Blau

[4]-C. Argyris

[5]-May hew

[6]-Aldrich

[7]-Hall

[8]-Joan Woodward

[9]-CharlesPerrow

[10]-James Tompson

[11]-Burns and Stalker

[12]-Emery and Trist

[13]-Lawrence and Lorch

دانلود پایان نامه