مقالات و پایان نامه ها

مفهوم فرهنگ سازمانی

دانلود پایان نامه

؛پایان نامه در باره فرهنگ سازمانی

1-1-1. مفهوم فرهنگ سازماني

بر اساس تئوري زمينه اجتماعي فريس و همكاران[1] (1999)، فرهنگ سازماني نوعي از محيط  اجتماعي سازماني است كه استقرار سيستم مديريت منابع انساني در سازمان را تحت تأثير قرار مي­دهد. فرهنگ سازماني منعكس­كننده برخي از الگوهاي پنهان از رفتارهاي رهبري در سازمان است. اگرچه برخي از پژوهشگران فرهنگ و راهبرد را مترادف با يكديگر مى­دانند، و برخي ديگر فرهنگ سازماني را به عنوان  برآيندي از راهبرد­هاي سازماني قلمداد مي­نمايند. فرهنگ به عنوان انگيزه­ها، ارزش­ها، باورها، هويت­ها و تفسيرها يا معاني وقايع مهمي است كه در نتيجه تجربه معمول اعضاي سازمان يا جامعه­اي حاصل مي­شود.

مطالعه فرهنگ­هاي سازماني در سطوح تحليل مختلف (سازماني در برابر اجتماعي)، رويكردهاي روش­شناختي متفاوت (مفهومي، كيفي و كمي) و سازه­هاي مرتبط متنوع به انجام رسيده است(حسینی و همکاران، 1389، 56).

به گفته يكي از صاحب­نظران برجسته، فرهنگ سازماني عبارت است از الگويي از پيش­فرض­هاي اساسي كه گروهي خاص در مواجه با مشكلات براي انطباق خود با محيط بيروني و دستيابي به يكپارچگي و انسجام دروني، خلق، كشف يا ايجاد كرده است. الگويي كه كاركردي خوب داشته، كسب اعتبار نموده و مي­توان آن را به عنوان راهي درست به اعضاي سازمان آموخت تا از همان زاويه و در همان قالب بينديشند و احساس كنند و عمل نمايند(شین[2]، 1990، 110).

مفهوم فرهنگ سازماني به عنوان يك عنصر اساسي در مطالعه مؤسسات آموزش عالي مورد توجه قرار گرفته است. ظهور مفهوم فرهنگ در تحقيقات آموزش عالي را بايد در گرايش دانشمندان علوم اجتماعي به بررسي فرهنگ سازماني جستجو كرد. اغلب مطالعه­ها درباره فرهنگ سازماني در پي كشف و تفسير بن­مايه­هاي فرايندهاي سازمان هستند. فرهنگ سازماني در كاركنان اين توانايي را پديد مي­آورد تا بازدارنده­هاي بنيادي بقا و سازگاري با محيط را از ميان بردارند، فرايندهاي دروني را پي افكنند و سرانجام، سازگاري و بقاي سازمان را در بستر زمان پابرجا سازند(مظفری و همکاران، 1387، 6).

1-1-2. تعریف فرهنگ سازماني

تعاريف متعددي از فرهنگ سازماني به عمل آمده است. برخي فرهنگ سازمان را يك نظام اعتقادي مي­دانند كه بين اعضاي يك سازمان مشترك است. برخي آن را سلسله­اي از ارزش­هاي مشترك همبسته مي دانند، كه با مفاهيم نمادي چون داستان­ها، اسطوره­ها و تكيه­کلام­ها منتقل مي­شود. برخي ديگر معتقدند، فرهنگ تنها راه منحصر به فردي است كه سازمان بر اساس آن فعاليت خود را انجام مي­دهند. به­عبارتي، فرهنگ جنبه انساني سازمان است كه با همبستگي هدف مشخص مي­شود. همچنين فرهنگ سيستمي است متشكل از ارزش­ها (چه چيزي مهم است و چه چيزي مهم نيست) و عقايد (چطور افراد عمل مي­کنند و چطور عمل نمي­کنند) كه در تعامل متقابل با نيروي انساني، ساختار سازماني و سيستم كنترل بوده و در نتيجه هنجارهاي رفتاري را در سازمان بنا مي­نهد (منوريان و بختايي 1385، 7).

فرارو[3] (1998) فرهنگ سازماني را به عنوان هر چيزي كه افراد به صورت اعضاي نظام اجتماعي­شان، دارند، فکر مي­کنند و انجام مي­دهند، تعريف مي­کند؛ و اين معيار اساسي رفتار اجتماعي و اقدام يكپارچه­شده مي­باشد. فرهنگ­هاي سازماني منش و شخصيت يك سازمان را نشان مي­دهند كه اين هم روابط كاري روزانه كاركنان را اداره مي­کند و آن­ها را در خصوص چگونگي رفتار و مراوده­كردن درون سازمان و تشكيل­شدن سلسله مراتب، هدايت مي­نمايد (تي­سنگ[4] 2010،۲).

بسياري از صاحب­نظران در اين مورد اتفاق­نظر دارند كه مقصود از فرهنگ سازماني سيستمي از استنباط مشترك است كه اعضا نسبت به يك سازمان دارند و همين ويژگي موجب تفكيك دو سازمان از يكديگر مي­شود (رابينز ۱۳۷۸،۳۷۲).

تعریف فرهنگ سازمانی به دلیل مشخصات پیچیدة آن، مشکل است؛ زیرا بخشی از صورت­های فرهنگ، غیرملموس بوده و قابل مشاهده نیست. با وجود این سختی، به نظر می­رسد که بیشتر نویسندگان بر این نکته اتفاق­نظر دارند که فرهنگ سازمانی نقطه محوری و مرکزی عملکرد سازمان است (منوریان و همکاران، 1387، 11).

فرهنگ سازمانی به عنوان مجموعه­ای از باورها و ارزش­های مشترک بر رفتار و اندیشة اعضای سازمان اثر می­گذارد و می­توان نقطه شروعی برای حرکت و پویایی و یا مانعی در راه پیشرفت به شمار آید. فرهنگ سازمانی از اساسی­ترین زمینه­های تغییر و تحول در سازمان است (ایران­زاده و محمودی،1389،1).

شين[5] فرهنگ سازماني را الگويي از مفروضه­هاي اساسي مي­داند كه بسيار با ارزش تلقي مي­شود. اين مفروضه­ها توسط يك گروه خاص هنگامي كه ياد مي­گيرند چگونه با مشكلات ناشي از انطباق بيروني و وحدت دروني در سازمان كنار بيايند ابداع، كشف و توسعه پيدا مي­كند (هومن، 1381،5). دنيسون و ميشرا[6] (2007) در پژوهشي تحت عنوان بررسي نظريه فرهنگ سازماني و اثربخشي شواهدي را مبني بر وجود ارتباط مياني 4 ويژگي فرهنگ سازماني (تعارض، ثبات، انطباق، رسالت) با عملكرد سازمان، نتايج نشان مي­دهد كه عملكرد سازمان با توجه به ميزان بازگشت سرمايه و رشد فروش قابل اندازه­گيري است و فرهنگ سازماني نيز با بازده سازمان ارتباط مؤثر و مهمي دارد(داوودی و همکاران،  1391، 129).

اسمارت و هام[7] (2008) پژوهشي تحت عنوان بررسي فرهنگ سازماني و اثربخشي در كالج­هاي 2ساله نشان­دهنده تفاوت اثربخشي در اين كالج­ها مي­باشد كه به ويژگي چون گروه­ها، ساختار دموكراسي، سلسله مراتب و شرايط فرهنگي بستگي دارد.

پتي و همکاران[8] (2009) در پژوهشي تحت عنوان رابطه فرهنگ سازماني با عملكرد سازماني در دوازده مؤسسه وابسته به كارخانجات برق و الكترونيك نشان داده­اند كه توجه به كار گروهي و تشكيل سيستم­هاي كاري و نيز به­كارگيري سيستم پاداش مبتني بر عملكرد مي­تواند عامل مهمي در بهبود و عملكرد سازماني (بهره­وري) باشد.

ماركوليدد و هك[9] (2009) در مطالعات خود در زمينه فرهنگ سازماني و عملكرد، فرهنگ سازماني را مجموعه نظام­هاي ارزشي سازمان و باورها و اعتقادات مشترك اعضاي سازمان بيان كرده و مي­گويند فرهنگ سازمان به­وسيله ساختار و اهداف، ارزش­ها و وظايف سازمان، جو، ارزش­ها و باورهاي شخصي شكل مي­گيرد با اين فرض كه عوامل مذكور بر عملكرد سازمان مؤثر است.

به طور كلي وجه مشترك همه اين تعاريف و تعاريف ديگري كه از فرهنگ سازماني صورت پذيرفته، وجود يك سلسله باورها، اعتقادات و ارزش­هاي مشترك بين اعضاي يك سازمان است. از اين رو فرهنگ سازماني، نظام باورها و ارزش­هاي مشتركي است كه در يك سازمان به­وجود مي­آيد و رفتار افراد آن سازمان را هدايت مي­کند. مرور نوشته­هاي صاحب­نظران مديريت مبين اين واقعيت است كه فرهنگ سازماني، رفتار كاركنان را در سازمان شکل مي­دهد. با توجه به اينكه فرهنگ سازماني، تأثيري بسزا بر رفتار مديران و كاركنان در تمام سطوح سازمان دارد، آن­ها با قدرت مي­توانند توانايي يك شركت را در تغيير جهت­گيري استراتژيك آن تحت تأثير قرار دهند (منوريان و بختايي، ۱۳۸۵،۲).

1-1-3.

[1] Feriss et al.

[2] Shein

[3] Ferraro

[4] Tseng

[5] Shein

[6] Denison & Mishra,

[7] Smart & Hamm

[8]Petty et al.

[9] Marcoulided  & Heck

دانلود پایان نامه