مقالات و پایان نامه ها

مفاهيم اصلي و مهم در مديريت دانش

دانلود پایان نامه

1-1-      مفاهيم اصلي و مهم در مديريت دانش

1-1-1-            داده

«داده‌ها» رشته واقعيت‌هاي عيني و مجرد در مورد رويدادها هستند. از ديدگاه سازماني، داده‌ها – به درستي يک سلسله معاملات ثبت شده‌ي منظم تلقي شده‌اند. داده‌ها تنها بخشي از واقعيت ها را نشان مي‌دهند و از هر نوع قضاوت، تفسير ومبناي قابل اتکا براي اقدام مناسب تهي هستند. داده‌ها را مي‌توان مواد خام عناصر مورد نياز براي تصميم‌گيري به شمار آورد، چراکه نمي‌توانند عمل لازم را تجويز کنند. داده‌ها نشانگر ربط، بي‌ربطي و اهميت خود نيستند، امّا به هر حال براي سازمان هاي بزرگ اهميت زيادي دارند، چراکه مواد اوليه‌ي ضروري براي خلق دانش به شمار مي‌روند (علي‌پور، 1388).

1-1-2-            اطلاعات

«اطلاعات» را نوعي پيام به شمار مي‌آورند. پيام مورد نظر ما معمولاً به شکل مدرکي مکتوب يا به صورت ارتباطي شنيداري يا ديداري نمود مي‌يابد. اطلاعات بايد متضمن آگاهي و حاوي داده‌هايي تغيير دهنده باشد. واژه‌ي inform در انگليسي به معناي «شکل دادن» و information نيز به معني «شکل دادن» بينش و ديد دريافت کننده‌ي اطلاعات است. اگر بخواهيم معني واژه‌ي مورد بحث را دقيق تر و سختگيرانه‌تر روشن کنيم، بايد بگوييم: «تنها گيرنده مي‌تواند مشخص کند که دريافتي‌هاي او واقعاً اطلاعات بوده و او را تحت تأثير قرار داده است». اطلاعات برخلاف داده‌ها، معني‌دار هستند. به قول پيتر دراکر: «داشتن ارتباط و هدف، ويژگي اطلاعات است». اطلاعات، نه تنها داراي قابليت تأثيرگذاري بر گيرنده هستند، بلکه خود نيز شکل خاصي دارند و براي هدف خاصي سازمان مي‌يابند. داده‌ها زماني به اطلاعات تبديل مي‌شوند که ارائه دهنده‌ي آنها،ا معني‌ و مفهوم خاصي به آنها ببخشد. با افزودن ارزش به داده‌ها، در واقع آنها را به اطلاعات تبديل مي‌کنيم (علي‌پور، 1388).

1-1-3-            دانش

«دانش» مخلوط سيالي از تجربيات، ارزش ها، اطلاعات موجود و نگرش هاي کارشناسي نظام يافته است که چارچوبي براي ارزشيابي و بهره‌گيري از تجربيات و اطلاعات جديد به دست مي‌دهد. دانش، در ذهن دانشور به وجود آمده و به کار مي‌رود. دانش در سازمان ها نه تنها در مدارک و ذخاير دانش، بلکه در رويه‌هاي کاري، فرايندهاي سازماني، اعمال و هنجارها مجسم مي‌شود. اين تعريف، از اول مشخص مي‌کند که دانش ساده و روشن نيست، مخلوطي از چند عامل متفاوت است؛ سيالي است که در عين حال ساختارهاي مشخصي دارد و نهايت اينکه، ابهامي و شهودي است و به همين علت، به راحتي نمي‌توان آن را در قالب کلمات گنجاند و به صورت تعريفي منطقي عرضه کرد. دانش در خود مردم وجود دارد و بخشي از پيچيدگي ندانسته‌هاي انساني است. ما گرچه به طور سنتي، سرمايه‌ها را مشخص و ملموس مي‌دانيم، امّا سرمايه‌ي دانش را نمي‌توان به راحتي تعريف کرد. درست مشابه ذره اتمي که مي‌تواند موج يا ذره باشد، بسته به اينکه دانشمندان چگونه وجود آن را دنبال کنند. دانش به شکل‌هاي پويا و نيز انباشته و ايستا قابل تصور است.

دانش از اطلاعات و اطلاعات از داده‌ها ريشه مي‌گيرند. تبديل اطلاعات به دانش در عمل بر عهده خود بشر است. با نگرش فراتري به اين موضوع، آشکار مي‌شود که معمولاً «دانش پايه» عامل تمايز بين داده، اطلاعات و دانش است. اين يکي از دلايلي است که در محيط و فضاي متکي به دانش، برخي موسسات يا شرکت‌ها مي‌توانند همچنان برتري هاي اقتصادي و رقابتي خود را حفظ کنند. «کوهن» و «لونيتال» در مباحث خود، اين حقيقت را تشريح مي‌کنند که گسترش دانش منوط به شور و هيجان يادگيري و دانش پيشين است. به عبارت ديگر، دانش اندوخته شده عامل موثري در افزايش واکنش و فراگيري سهل‌تر مفاهيم است. بنابراين، دانش ترکيب سازمان يافته‌اي است از «داده­ها» که از طريق قوانين، فرايندها و عملکردها و تجربه حاصل آمده است. به عبارت ديگر، «دانش» معنا ومفهومي است که از فکر پديد آمده است و بدون آن اطلاعات و داده‌ تلقي مي‌شود. تنها از طريق اين مفهوم است که «اطلاعات» حيات يافته و به دانش تبديل مي‌شوند (علي‌پور، 1388).

1-2-      کاربرد دانش

دانش به خودي خود ارزشمند نيست آن زماني ارزشمند خواهد بود كه به كارگرفته شود (هالس، 2001). به كارگيري دانش، استفاده مؤثر از دانش است (ليم و كلوباس، 2000) هرگاه­ دريافت كننده از دانش آگاه باشد، دانش دريافت شده را تشخيص مي‌دهد و براي ­استعمال آن آزادي دارد دانش مي تواند به كار گرفته شود (ليم و كلوباس، 2000). دانش سازماني كه بين فرستنده و دريافت كننده ارسال شده است، لازم است تا با محصولات، فرآيندها و خدمات سازمان يكپارچه گردد (بات، 2001). توانايي دريافت ­كننده براي پذيرش دانش، يكي از­ عو امل تعيين كننده­ايي است كه آيا عمل اشتراك ­دانش موفق بوده است (گاپتاو گوين داراجان ، 2000 ) و ا ين به هيچ وجه به مفهوم­ اينكه دريافت كننده دانش، دانش دريافت شده را به كار مي‌برد نيست (بيرچم،2003) فقط هنگامي كه دريافت كننده مالكيت كامل دانش وارده را به دست مي آورد به آن­ متعهد مي‌گردد (كامينگز، 2003) در اين موارد، او از دانش دريافت شده به منظور توسعه فرآيند يا محصول جديد يا اخذ يك تصميم استفاده مي‌كند. يكي از موانع كاربرد دانش، اين حقيقت است كه به دانش ديگران با بدگماني­ نگريسته مي‌شود (بوك و كيم،2002) درست همان طور كه افراد نگرش مثبت يا منفي به اشتراك دانش خودشان دارند، دريافت كنندگان بالقوه نيز ممكن است ­نگرشي به دانشي كه دريافت مي كنند داشته باشند (بيرچم ، 2003) عواملي مانند قابليت دريافت كننده براي جذب دانش وارده و آشنايي او با عرصه دانشي كه به ­اشتراك گذاشته مي‌شود ممكن است توانايي و رغبت براي فهم و پذيرش دانشي كه فراهم مي‌گردد را تحت تأثير قرار دهد (بيرچم، 2003). دانش به سه طريق مي‌تواند در سازمان به كار برده شود (گرانت، 1996):

  • از طريق رهنمودها، قوانين، رويه‌ها و يا دستورالعمل‌هايي كه توسط متخصصان در حوزه تخصصيشان توسعه يافته است و آن وسيله‌اي براي استفاده غير متخصصين مي‌باشد.
  • از طريق روش‌هاي روتين سازماني است كه اجازه مي‌دهند دانش تخصصي افراد در موقعيتي بدون نياز به ارتباط با ساير افراد به كار گرفته شوند.
  • از طريق تيم‌هاي كاري مستقل[1] است. اين تيم‌ها براي حل مسايل و مشكلاتي كه براي آنها دستورالعمل و روش‌هاي روتين سازماني وجود ندارد، بوجود مي‌آيند.

[1] -Self-contained task team

دانلود پایان نامه