مقالات و پایان نامه ها

مدیریت مبتنی بر ارزش،پایان نامه بررسی الگوریتم¬های ترکیبی کارا برای ارزیابی عملکرد

دانلود پایان نامه

مدیریت مبتنی بر ارزش

 

هر دو مشکل مربوط به روابط مالکیت و مدیریت، نتیجه فقدان همسویی بین اهداف نمایندگان و اهداف مالکان می­باشد. هدف محوری سیستمهای کنترل مدیریت این است که موجب می­شوند افراد بر اساس منافع شخصی درک شده خود که تامین کننده بهترین منافع سازمان نیز باشد، عمل کنند (آنتونی[1] و گوین داراجان[2]، 2001؛ نقل از حیدری، 1383: 44).

در راستای حل این دو مشکل، مدیریت مبتنی بر ارزش بوجود آمد. هدف سیستمهای مدیریت مبتنی بر ارزش، کاستن از عدم وجود همسویی بین اهداف نمایندگان و مالکان می­باشد. علاوه بر این، طرفداران سیستمهای مدیریت مبتنی بر ارزش می­گویند که یک پاسخ خیلی خوبی به هر دو مشکل مطرح شده در تئوری نمایندگی پیدا کرده­اند تا بدین وسیله موجب شوند فکر و رفتار مدیران، همسویی بیشتری با فکر و رفتار مالکان پیدا می­کند (حیدری 1383: 45).

معیارهای مدیریت مبتنی بر ارزش عموما بدنبال یافتن ارتباطی بین ارزش بازار شرکت و ارزش دفتری حسابداری می­باشند (برومویچ[3]، 1998؛ به نقل از حیدری 1383: 45). معیارهای مبتنی بر ارزش دو ویژگی دارند: اولاً سود نسبت به سطحی از سرمایه­گذاری اندازه­گیری می­شود که برای رسیدن به آن سطح سود به کار رفته است. دوماً ریسک نوعاً از طریق محاسبه­ی هزینه سرمایه در نظر گرفته می­شود (نوروش و حیدری، 1383: 122-123).

با توجه به توضیحات فوق معیارهای مبتنی بر ارزش به منظور کمک به سرمایه­گذاران در           تصمیم­گیری­های مالی و حل تضاد منافع بین مدیران و مالکان ارائه شدند. اما همانطور که در بخش مربوط به این معیارها در همین فصل به تفصیل بحث خواهیم نمود، هر یک از این معیارهای مالی نیز به نوبه خود دارای معایبی هستند. به طور روشنتری ارزیابی عملکرد مالی با استفاده از معیارهای سنتی حسابداری نیز نقاط ضعف فراوانی دارد. در ارزیابی عملکرد به روش سنتی به دلیل اینکه فقط به سود حسابداری توجه   می­شود و هزینه­ی تأمین منابع سرمایه را لحاظ نمی­کند، مورد انتقاد شدیدی قرار گرفته است و روش مطلوبی محسوب نمی­شود. این امر باعث می­شود که به نتایج حاصل از ارزیابی عملکرد شرکتها، با استفاده از معیارهای مبتنی بر ارزش و معیارهای سنتی حسابداری نتوان اطمینان داشت. بنابراین باید به روشی جامع به منظوز ارزیابی عملکرد مالی شرکتها دست یافت تا سرمایه­گذاران و سایر تصمیم­گیرندگان مالی، بتوانند با اتکا به نتایج حاصل از این روش تصمیماتی با درصد اطمینان بالا اتخاذ نمایند.

با توجه به مطالب فوق، نیاز به ادغام معیارهای مالی سنتی حسابداری و معیارهای مبتنی بر ارزش، به دلیل آنکه هرکدام از آنها ویژگی­های خاص خود را دارند، به شکل محسوسی دیده می شود. اما آیا می­توان با استفاده از ترکیب این معیارهای مالی به عنوان ابزارهای سنجش، و ترکیب رویکرد فازی با روش­های مختلف به عنوان تکنیکهای سنجش به یک روش کارا به منظور ارزیابی عملکرد مالی شرکت­ها دست یافت؟

در این بخش به اجزا و رویکردهای مورد استفاده در مدل پیشنهادی این پژوهش اشاره می­کنیم و به صورت تئوریک به بحث پیرامون آن می­پردازیم.

 

 

2-2-7- تصمیم گیری چند شاخصه (MADM)

 

در دنیای پیشرفته امروز مسأله تصمیم­گیري به عنوان چالشی در دهه هاي اخیر مطرح شده است. تصميم گيري چند معياره يكي از رويكردهايي است كه مي­تواند در حل مسائل پيچيده، در حوزه­هاي مختلف فعاليت انسان، از علوم مهندسي گرفته تا علوم اجتماعي، اقتصاد و مديريت، مورد استفاده قرارگيرد. MCDM روشی برای حل مسائل تصمیم­گیری، شامل اهداف چندگانه است. بیشتر مسایل MCDM ارزشهای برتر راه­حلهای جایگزین را با استفاده از مقیاس­های مجاز اندازه گیری می­کنند (چائو[4] و همکاران، 1999: 537).

امروزه روشهای متفاوتی برای تصمیم گیری چند شاخصه­ای پیشنهاد شده است. روش­هاي تصمیم­گیري چند معیاره، تکنیک الویت بندي با تشابه به راه­حل ایده­آل و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، رویکردهاي تصمیم­گیري منطقی بوده، بطور گسترده مورد استفاده قرار گرفته­اند و با توجه به اینکه نقاط ضعف هر یک با نقاط قوت دیگري جبران می­شود، ترکیب آنها می­تواند نتایج بهینه­ای را ارائه دهد (دانش شکیب و فضلی، 1388: 124). روش تصميم­گيري سلسله مراتبي به دليل امكانات و ويژگي­هاي متعدد، يكي از پركاربردترين روشهاي حل مسائل تصميم­گيري چند شاخصه (MADM) است.

برخی از اين ويژگي ها عبارت است از:

  1. تجزيه مسائل بزرگ و پيچيده به سطوح و عناصر مختلف
  2. عدم نياز به تهيه و تشكيل ماتريس تصميم­گيري) اندازه­گيري شاخص­ها).
  3. مدل كردن توأمان معيارهاي كيفي و كمي
  4. به كارگيري احساسات و افكار تصميم گيرنده

[1] Antony

[2] Gevin Derajan

[3] bromwich

[4] Choo

دانلود پایان نامه