مقالات و پایان نامه ها

– مدیریت سود.پایان نامه رابطه بین مدیریت سود و جنسیت مدیران

دانلود پایان نامه

– مدیریت سود

در چند دهه اخیر واژه مدیریت سود به عنوان یکی از حیاتی ترین مسائل گزارش گری مالی در نظر گرفته شده است و توجه بیشتری را به خود جلب کرده است.

مدیریت سود عبارت است از فرایند انجام اقدامات عمو.می در محدوده اصول عمومی پذیرفته شده حسابداری که سبب رسیدن به سطح سود مورد نظر می شود . بنا به گفته برگستالر داماس (1988) مدیریت سود عموماً در برگیرنده محدوده وسیعی از اقداماتی است که بر سود اثر می گذارد و محدوده وسیعی از اقدامات عملیاتی ، سرمایه گذاری و تامین مالی و اقعی تا اقدامات دفتر داری محض را در بر می گیرد که فقط بر معیارهای حسابداری سنجش سود تاثیر می گذارد(همان منبع)

از نظر هیلی و هلن (1999) مدیریت سود ، استفاده مدیریت از از قضاوت در گزارش دهی مالی و ساختار بندی معاملات ، برای اصلاح و تعییر گزارش گری مالی است تا استفاده کنندگان صورت های مالی را در مورد عملکرد اقتصادی شرکت گمراه کند و یا بر نتایج معاملاتی که به ارقام حسابداری مثل سود بستگی دارد ، تاثیر گذارد.

فرضیه مدیریت سود در ابتدا با عنوان هموار سازی سود توسط هیپ ورث (1953 ) ارائه و بعداً توسط گوردون (1964) معرفی شد . برای اولین با ر توسط مک نیچلسون (1988) عبارت « مدیریت سود» جایگزین عبارت « همواره سازی سود » شد .  از این جهت مدیریت سود در کانون توجه قرار گرفت . بر این اساس که می تواند در تهیه خلاصه ای از عملکرد شرکت اعمال نفوذ کند و نتایج مورد نظر خود را منعکس کند.

اسکیرز (1989) مفهوم مدیریت سود را به این صورت تعریف می کند « مداخله عمدی در فرایند گزارش گری مالی برای به دست آوردن سطح مورد انتظار سود » یعنی با توجه به مقاصد و اهداف مختلف مدیریت ، ممکن است سود افزایش و یا کاهش یابد یا هموار شود . مقاصد و انگیزه هایی که باعث مدیریت سود شده ، در ادبیات حسابداری بسیار زیاد بوده که برخی از آنها به شرح زیر است :

ـ دریافت پاداش های مدیریتی

این فرضیه پیش بینی می کند که اگر بر اساس یکی از معیارهای عملکرد (نظیر سود حسابداری ) به مدیر پاداش داده می شود ، وی تلاش خواهد کرد تا از روش های حسابداری استفاده کند که سود و در نتیجه پاداش خود را افزایش دهد . اگر مبالغ پرداختی به مدیر به طور مستقیم بر اساس ارقام حسابداری (مانند سود ، فروش ، دارایی ها ) محاسبه شود ، هرگونه تغییر در روش های حسابداری می تواند بر پاداش پرداختی به مدیر تاثیر گرار باشد .

 ـ کاهش هزینه سیاسی

این فرضیه ، پیش بینی می کند که شرکت های بزرگ در مقایسه با شرکت های کوچک به احتمال زیاد از رویه حسابداری استفاده می کنند که سود را کمتر نشان می دهند . اندازه و بزرگی شرکت ، شاخص برای توجه و مد نظر بودن وجهه سیاسی آن است . بر این اساس ، فرض بر آن است که اگر اشخاص طرف قرار داد شرکت بدانند که سود حسابداری نشان دهنده ی تملک انحصاری مالک نسبت به سود است . در آن صورت ممکن است این آگاهی برای شرکت گران تمام شود . از این رو اگر مدیران شرکت ها حس کنند که در کانون توجهات قرار گرفته اند ، این انگیزه را دارند تا از روش های حسابداری استفاده کنند که سود را کمتر نشان می دهد . آنها با این گونه رفتار سعی دارند تا احتمال اقدامات سیاسی علیه شرکت و در نتیجه هزینه مورد انتظار سیاسی را کاهش دهند . هزینه هایی که در پی افزایش سود از سوی اتحادیه های کارگری به منظور افزایش دستمزد از شرکت ها درخواست می گردد. از جمله هزینه های سیاسی است.

ـ افزایش ارزش شرکت

یک جریان ثابت سود می تواند سطح بالاتری از سود تقسیمی (در مقایسه با جریان سود متغیر ) را تضمین کند که حاصل آن افزایش ارزش شرکت است . زیرا میزان ریسک کل شرکت را کاهش
می دهد.

از آنجا که تغییر پذیری روند سود های خالص شرکت می تواند بر انتظار های ذهنی سرمایه گذاران (در رابطه با دستاوردهای محتمل آینده ، از نظر سود خالص و سود تقسیمی ) اثر بگذارد ، این امکان وجود دارد که مدیر بتواند از طریق هموار سازی سود ( یکی از ابزار های مدیریت سود ) اثری مطلوب بر ارزش سهام شرکت بگذارد.

ـ جذب سرمایه

جریان ثابت سود و در نتیجه ، سطح بالاتر سود تقسیمی ، سبب افزایش تقاضا برای اوراق بهادار شرکت شده ، در نتیجه قیمت اوراق بهادار آن افزایش و ریسک سرمایه گذاری در شرکت کاهش
می یابد ، بنابر این ، سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان چنین شرکتی را محل امن تری برای سرمایه گذاری و اعطای اعتبار می دانند و شرکت توانایی بیشتری برای جذب سرمایه خواهد داشت.

دانلود پایان نامه