مقالات و پایان نامه ها

فرایندهای پنج گانه مدیریت تکنولوژی.پایان نامه استراتژی های مختلف اکتساب تکنولوژی

دانلود پایان نامه

1- 1-  فرایندهای پنج گانه مدیریت تکنولوژی

برای درک اهمیت استراتژي تکنولوژي در سطح بنگاه لازم است نخست فرايندهاي پنج گانه ي مديريت تکنولوژي را، که در شکل (2-1) ديده مي شوند(Phall et al, 2006)، به اختصار تشريح کنيم.

1- 1- 1-  کشف و شناسايي تکنولوژي هاي مرتبط :

اين فرايند که سرآغاز يک مديريت تکنولوژي اثربخش به شمار مي آيد، به کشف و شناسايي تکنولوژي هايي اختصاص دارد که به نحوي از انحاء با مأموريت و کارکردهاي تعريف شده ي بنگاه ارتباط دارند. بايد به خاطر داشته باشيم که تکنولوژي هاي مرتبط با بنگاه به سه دسته تقسيم مي شوند : ۱) تکنولوژي هايي که در کوتاه مدت بايد در دسترس بنگاه قرار گيرند و هدف از دسترسي به آن ها بهبود عملکرد خارجي بنگاه از طريق تصحيح يا تکميل تکنولوژي هاي موجود آن است. 2) تکنولوژي هايي که در ميان مدت به کار بنگاه مي آيند. اين تکنولوژي ها براي توليد محصولات در دست توسعه ي بنگاه لازم خواهند بود. 3) تکنولوژي هايي که در بلندمدت به کار بنگاه مي آيند. اين گونه تکنولوژي ها که شايد “تکنولوژي هاي استراتژيک ” عنوان مناسبي براي آن ها باشد، براي پاسخگويي به نيازي پنهان و بلندمدت بازار و به عبارت ديگر براي توليد و عرضه ي محصولاتي به کار مي آيند که هم اينک در مرحله ي “طراحي مفهومي” قرار دادند و اميد مي رود که در بلندمدت به توليد برسند. از آنجا که تکنولوژي ها همانند دارند، تکنولوژي هاي مرتبط با بنگاه از اين لحاظ به دو دسته چرخه ي عمر تقسيم مي شوند که در جدول (2-1) آمده است:

1) تکنولوژي هاي بالغ که اغلب به راحتي از طريق منابع مختلف در دسترس بنگاه قرار مي گيرند،

2) تکنولوژي هاي نوظهور، که به تازگي در سطح جهاني پديد آمده اند و هنوز نوزاد به شمار مي آيند. راه کشف و شناسايي اين دو دسته از تکنولوژي ها متفاوت است. تکنولوژي هاي بالغ اغلب از طريق نشريات و کاتالوگ هاي صنعتي و يا از طرق اينترنت معرفي مي شوند، و برخي از بنگاه هايي که مالک آن ها هستند، از طريق مختلف اعلاميه ي فروش مي دهند . اما تکنولوژي هاي نوظهور اغلب تنها از طريق ديده باني شناسايي و پايش مي شوند. لذا يکي از الزامات اولین فرايند مديريت تکنولوژي، به ويژه در بنگاه ها و سازمان هايي که ترجيح مي دهند حداقل در آينده در خط مقدم تکنولوژي به پيش روند، دايرکردن يک واحد ديده باني تکنولوژي است، که به مثابه ي “چشم مسلّح” بنگاه در شناسايي تکنولوژي هاي نوظهور عمل خواهد کرد. به هر تدبير، از اين گام فهرست بلند بالايي از تکنولوژي هاي بالغ و نو ظهور به دست مي آيد که با عملکرد بنگاه ارتباط دارند و از طريق يک ماتريس ساده به سه گروه تکنولوژي هاي مرتبط کوتاه مدت، تکنولوژي هاي مرتبط ميان مدت و تکنولوژي هاي مرتبط بلندمدت تقسيم مي شوند(Khalil, Tarek, 2000).

جدول 2-1- ماتریس تکنولوژی های مرتبط بنگاه که شناسایی شده اند

بازه احتمالی مورد نیاز تکنولوژی های بالغ تکنولوژی های نوظهور
تکنولوژی 1 تکنولوژی 2 تکنولوژی 3 تکنولوژی 1 تکنولوژی 2 تکنولوژی 3
کوتاه مدت            
میان مدت            
بلندمدت            

بديهي است آن تکنولوژي هايي که احتمالاً هم در کوتاه مدت، هم در ميان مدت و هم در بلندمدت با عملکرد بنگاه مرتبط باشند، به عنوان “تکنولوژي هاي ويژه” مشخص خواهند شد.

1- 1- 2-  انتخاب تکنولوژی های مورد نیاز بنگاه

هيچ بنگاهي به همه ي تکنولوژي هايي که در گام يک شناسايي شده اند و فهرست بلند بالايي را تشکيل مي دهند نياز ندارد. دستور کار در اين گام، انتخاب تکنولوژي هاي مورد نياز بنگاه از ميان فهرست مذکور و اولويت بندي آن ها برحسب سه بازه ي زماني کوتاه مدت، ميان مدت و بلندمدت است. انتخاب تکنولوژي ها در هر بنگاه برپايه ي “ارزش هاي تکنولوژيک” هر بنگاه، مثلاً ارتقاي کيفيت، کاهش هزينه، سرعت دسترسي و همچنين با نگرش به ملاحظات ويژ ه­ي بنگاه مانند منابع مالي در دسترس و کيفيت نيروي انساني آن تعيين مي شوند. براي بنگاه هاي دفاعي (صنايع دفاعي ) ممکن است ملاحظات سياسي و امنيتي نيز فاکتورهاي مهمي در انتخاب تکنولوژي ها باشند، به هر روي تمام تکنولوژي هايي که از صافي انتخاب بنگاه مي گذرند به يک اندازه اهميت نخواهند داشت(Khalil,Tarek, 2000).

تکنولوژي هايي که براي بنگاه در مقايسه با رقبا “تفاوت عملکردي” ايجاد مي کنند، اصطلاحاً تکنولوژي هاي استراتژيک به معناي واقعي کلمه شناخته مي شوند. اين تکنولوژي ها را با ميزان مشارکت آن ها در تحقق چشم انداز بنگاه نيز مي توان انتخاب کرد. در واقع فرض ما بر اين است که هر بنگاه داراي يک چشم انداز و استراتژي کلان (جامع) است که هدف آن ها در نهايت، متفاوت سازي بنگاه از رقيبان است. بنگاهي که فاقد چشم انداز و استراتژي بزرگ باشد و اعتقادي هم به داشتن اين دو رکن جهت ساز نداشته باشد، احتمالاً نيازي به استراتژي تکنولوژي هم نخواهد داشت.

1- 1- 3-  اکتساب تکنولوژي

تکنولوژي هاي منتخب در گام دو بايد به دست آيند . اما همان طور که می دانید، تکنولوژي باید از یکی از مجراهای اکتساب تکنولوژی کسب شود که در ادامه به تفصیل بدان پرداخته می شود.

1- 1- 4-  فرایند بکارگیری تکنولوژی

تکنولوژي، که اکتساب آن اغلب با مشکلات فراوان و صرف هزينه هاي گزاف، همراه است. به اين جهت کسب مي شود که به کار گرفته شود تا به ارتقاي عملکرد بنگاه و يا به ايجاد تفاوت عملکردي ميان بنگاه و رقيبانش کمک کند . بکارگيري که صرفاً به منظور تسهيل عمليات اداری و يا توليدي بنگاه به کار گرفته مي شود، همواره با چالش ها و ملاحظاتي همراه است که پرداختن به آن ها از عهده ي اين پژوهش بيرون است. اين چالش ها و ملاحظات عموماً در ادبيات انتقال تکنولوژي و گاه در ادبيات “نوآوري” تشريح مي شوند(Khalil,Tarek,2000).

1- 1- 5-  فرایند حفاظت از تکنولوژی

اکتساب تکنولوژي ها هميشه آسان و کم هزينه نيست. وانگهي گاه سال ها طول مي کشد تا يک بنگاه در بکارگيري يک تکنولوژي خاص خبره شود. بنابراين، هم رموز تکنولوژي و هم خبرگي در بکارگيري آن بايد به دقت مورد حفاظت قرار گيرد. بسته به اهميت و حساسيت تکنولوژي ها راه هاي گوناگوني براي حفاظت از دسترسي رقيبان و نااهلان به آن ها وجود دارد که تشريح آن ها موضوع اين پژوهش نيست. اما آنچه به ويژه اهميت دارد حفاظت از خبرگي تکنولوژيک بنگاه است که عموماً در نيروي انساني بنگاه انباشته مي شود . خروج نيروهاي انساني متخصص و خبره از بنگاه مي تواند بنگاه را از لحاظ تکنولوژيک  و در مقايسه با رقيبان  آسيب پذير کند.

حال با شناختي اجمالي که از فرايندهاي مديريت تکنولوژي به دست آورده ايم، مي توانيم استراتژي تکنولوژي بنگاه را تعريف کنيم. استراتژي تکنولوژي در واقع نسخه ي مکتوب شده ي خروجي هاي فرايندهاي مديريت تکنولوژي در هر بنگاه است . اين استراتژي به ويژه نشان مي دهد که تکنولوژي هاي مورد نياز بنگاه، به ويژه تکنولوژي هاي استراتژيک آن کدامند، هر کدام از چه راهي قرار است به دست آيند، چگونه به کار گرفته خواهند شد، و چگونه و با استفاده از چه تهميداتي مورد حفاظت قرار خواهند گرفت . بدون وجود استراتژي تکنولوژي، اعمال فرايندهاي سوم تا پنجم در بنگاه عملاً غيرممکن و يا کاملاً سليقه اي خواهد شد؛ که اين مي تواند براي بنگاه زيانبار باشد. البته بايد بدانيم که تنها بنگاه هايي به سراغ استراتژي تکنولوژي مي روند که به “طراحي” از پيش انجام شده، سنجيده و هماهنگ اقدامات خود اعتقاد راسخ داشته و خلاف آن را موجب هرج و مرج و براي بنگاه زيان بار بدانند در بنگاه هايي که تصميم ها في البداهه و خودجوش و سليقه اي گرفته مي شوند و اين نوع تصميم گيري در آن ها به يک فرهنگ ديرپا تبديل شده است،

استراتژي تکنولوژي که يکي از نمادهاي برنامه ريزي استراتژيک است محلي از اعراب نخواهد داشت. هم از اين روست که تدوين استراتژي تکنولوژي در پاره اي از بنگاه ها کاري لوکس و تفنني به شمار مي آيد، و مديران عامل حاضر نيستند براي تدوين آن هزينه کنند. در این پژوهش تمرکز بر روی فرایند اکتساب تکنولوژی است.

دانلود پایان نامه