مقالات و پایان نامه ها

تعهد سازماني

دانلود پایان نامه

پایان نامه عدالت سازماني و تمايل به ترك خدمت كاركنان

تعهد سازماني

2-3-1) مقدمه

كارايي و توسعه هر سازمان تا حد زيادي به كاربرد صحيح نيروي انساني بستگي دارد. هر قدر كه شركتها و سازمانها، بزرگتر مي شوند بالطبع به مشكلات اين نيروي عظيم نيز اضافه مي شود. مديران در ارتباط با مسائل گوناگون سعي در كنترل مداوم كاركنان خود دارند. تصور مديران اين است كه وقتي شخصي در يك محل استخدام مي شود بايد تمام شرايط آن سازمان را بپذيرد. بعضي از مديران بر روي اين مساله كه رضايت كاركنان را مي توان از طريق پاداش و ترغيب به انجام كار افزايش داد،پا فشاري مي كنند. شايد تصور مديران اين است كه كاركنان،زيردستان آنها هستند و بايد فرامين آنها را بپذيرند. اگرچه امروزه به دليل اينكه كاركنان در زير فشار مالي زيادي بسر مي برند بيشتر توجه و تمايل آنها به مسائل اقتصادي كار است، ولي بتدريج كاركنان علاقه مند به انجام كارهاي با مفهوم و خواهان استقلال شغلي بيشتري در كار خود هستند، تا بدين طريق احساس ارزشمندي به آنها دست دهد. يكي از مهمترين مسائل انگيزشي كه امروزه با حجم گسترده اي در مطالعات روانشناسي صنعتي و سازماني در غرب گسترش يافته، مساله تعهد سازماني است كه به اين موضوع خواهيم پرداخت. در بين نگرشهاي شغلي تعهد سازماني به خاطر روابطي كه با انگيزش، درگيري شغلي، غيبت و ترك خدمت دارد مورد توجه زيادي قرار گرفته است. تعهد سازماني به عنوان پيوند عاطفي بين كاركنان و سازمانشان تعريف شده است.

2-3-2)تعاريف و مفاهيم تعهد سازماني

تعهد بر وزن تفعل،از ريشه ((ع ه د)) است و در لغت به معناي بر عهده گرفتن و عهد و پيمان بستن آمده است (كاتوزيان،1382،ص 1139).احتمالا بيشترين تحقيقات نزديك به تعهد سازماني به كارهاي مودي و پورتر و استيرز[1] در سال 1982 بر مي گردد كه وابستگي عاطفي كاركنان به سازمانشان را تاكيد مي نمودند. اين ديدگاه ويژگيهاي تعهد سازماني را اينگونه بيان مي كرد: 1. اعتقاد قوي و پذيرش اهداف و ارزشهاي سازمان 2. تمايل به تلاش زياد براي سازمان 3. علاقه شديد به ماندن به عنوان عضوي از سازمان (27.p،1982،et almowday).

تعهد سازماني يكي از فعاليتهاي اساسي و از اهداف نهايي تلاش سازمانها براي ادامه حياتشان مي باشد. علت آن بخاطر اين است كه افرادي كه سطح بالايي از تعهد سازماني دارند بيشتر سازگارند، راضي اند، بهره ورترند و با حس وفداري قوي و پاسخگوئي زياد كار مي كنند و براي سازمان هزينه كمتري دارند (695.p،2010،yavuz). مطابق تحقيقات جروس[2] تعهد سازماني بخش مهمي در حالات رواني فرد است به خاطر اينكه فردي كه تعهد بالايي را تجربه مي كند خود را در رفتارهاي بسياري درگير مي كند مثل رفتارهاي شهروندي و عملكرد بالا و بر اين عقيده است كه براي سازمان مفيد باشد. مفهوم تعهد سازماني علاقه قابل ملاحضه اي را همچون تلاش شديد براي فهميدن،پايداري در فداركاري كاركنان براي سازمان جلب مي كند. آلن و مير[3] در تئوري هايشان بيان كرده اند كه كاركنان با تعهد عاطفي بالا مي مانند براي اينكه مي خواهند بمانند، كاركنان با تعهد مستمر بالا مي مانند براي اينكه نياز دارند كه بمانند و كاركنان با تعهد هنجاري بالا مي مانند براي اينكه احساس مي­كنند بايد بمانند(330.p،2009،cohen).

تعهد سازماني مانند مفاهيم ديگر سازماني به شيوه هاي متفاوت تعريف شده است. معمولي ترين شيوه برخورد با تعهد سازماني آن است كه تعهد سازماني آن است كه تعهد سازماني را نوعي وابستگي عاطفي به سازمان در نظر مي گيرند. بر اساس اين شيوه، فردي كه به شدت متعهد است، هويت خود را از سازمان مي گيرد، در سازمان مشاركت دارد و با آن در مي آويزد و از عضويت در آن لذت مي برد. از نظر رابينر[4] تعهد سازماني حالتي است كه فرد سازمان را معرف خود مي داند و آرزوي باقي ماندن در سازمان را دارد(رابينز،1384،ص 266).

پورتر،استيرز و مودي[5]: تعهد سازماني عبارت است از تعيين هويت يك فرد با سازمان خاص و ميزان درگيري و مشاركت و همكاري او با سازمان متبوعش (364.p،2008،etalsteyrer).

كوهن[6]: تعهد سازماني نيرو و تواني است كه افراد را ملزم و موظف مي كند تا در راستاي يك يا چند هدف،رفتار و كنش هاي مربوط به هم را ايفا كنند(زكي،1387،ص99).

آرنولد[7]: تعهد سازماني قدرت و نيروي واقعي است تا افراد، خود را به سازمان ملتزم و سازمان را معرف خود بدانند(زكي،1387،ص99).

ميلر[8]: تعهد سازماني موجب مي شود تا فرد،هويت خود را با سازمان و اهداف آن منطبق بداند و آرزو كند تا عضوي از سازمان كارش باشد(زكي،1387،ص99).

چاتمن و اورايلي[9] : تعهد سازماني را به معني حمايت و پيوستگي عاطفي با اهداف و ارزشهاي يك سازمان،به خاطر خود سازمان و دور از ارزشهاي ابزاري آن “وسيله اي براي دستيابي به اهداف ديگر” تعريف مي كند (اسماعيلي،1380،ص37).

مورهد و گريفين[10] : تعهد سازماني را احساس هويت و وابستگي فرد به سازمان دانسته اند. از نظر آنها كاركناني كه داراي تعهد و پايبندي هستند،نظم بيشتري در كار خود دارند، مدت بيشتري در سازمان مي مانند و بيشتر كار مي كنند(مورهد و گريفين،1374،ص94).

استرون[11] : تعهد سازماني عبارت از نگرشهاي مثبت و منفي افراد نسبت به كل سازمان” نه شغل” است كه در آن مشغول به كارند. در تعهد سازماني شخص نسبت به سازمان احساس وفاداري قوي دارد و از طريق آن سازمان خود را مورد شناسايي قرار مي دهد(اسماعيلي،1380،ص37).

شلدون[12]: تعهد سازماني را نگرش يا جهت گيري كه هويت فرد را به سازمان مرتبط يا وابسته مي كند تعريف مي كند. (اسماعيلي،1380،ص37).

كانتر[13]:تعهد سازماني را تمايل عاملان اجتماعي به اعطاي نيرو و وفاداي خويش به سيستم هاي اجتماعي مي داند (اسماعيلي،1380،ص37).

شهيد مطهري: تعهد به معني پايندي به اصول و فلسفه يا قراردادهايي است كه انسان به آنها معتقد است و پايدار به آنها مي باشد. فرد متعهد كسي است كه به عهد و پيمان خود وفادار باشد و اهدافي را كه به خاطر آنها و براي حفظ پيمان بسته است صيانت كند (اسماعيلي،1380،ص37).

به عقيده سالانسيك[14]تعهد حالتي است در انسان كه در آن فرد با اعمال خود و از طريق اين اعمال اعتقاد مي يابد كه به فعاليتها تداوم بخشد و مشاركت موثر خويش را در انجام انها حفظ كند.(اسماعيلي،1380،ص37).

بوكانان[15] : تعهد را نوعي وابستگي عاطفي و تعصب آميز به ارزشها و اهداف سازمان مي داند،وابستگي به نقش فرد در رابطه با ارزشها و اهداف و به سازمان في نفسه جداي از ارزش ابزاري آن (اسماعيلي،1380،ص37).

به نظر لوتانز و شاو[16] : تعهد سازماني به عنوان يك نگرش اغلب اين گونه تعريف شده است:

1.تمايل قوي به ماندن در سازمان

2.تمايل به اعمال تلاش فوق العاده براي سازمان

3.اعتقاد قوي به پذيرش ارزشها و اهداف

وجه اشتراك تعاريف بالا اين است كه تعهد حالتي رواني است كه رابطه فرد را با سازمان مشخص كند،تصميم به ماندن در سازمان يا ترك آن را بطور ضمني در خود دارد (اسماعيلي،1380،ص37).

مي ير و آلن[17]: تعهد سازماني ساختاري چند بعدي است كه احساس تعلق و وابستگي افراد نسبت به سازمانشان را توصيف مي كند(486.p،2008،et almarkovits).

هرسكوويچ و مي ير[18]: تعهد نيرويي است كه فرد را ملزوم و مقيد به روش و طريقي كرده است كه مرتبط با هدف خاصي است(993.p،2004،meyer).

 

[1].porter&steers،mowday

[2]. jaros

[3]..allen & meyer

[4]. robbins

[5]. mowday،stters،porter

[6].cohen

[7].arnold

[8].miller

[9].chatman & oreilly

[10].morhed & griffin

[11].estrone

[12].sheldon

[13].kanter

[14]..salancik

[15]..bucanan

[16]..luthans & shaw

[17].meyer & allen

[18]. herscovitch and meyer

دانلود پایان نامه