مقالات و پایان نامه ها

انواع گرايش­هاي برنامه ريزي:پایان نامه شناسایی

دانلود پایان نامه

پایان نامه شناسایی و اولویت بندی عوامل حیاتی موفقیت در صنعت روانکارهای ایران

 

 

انواع گرايش­هاي برنامه ريزي

1 ارتجاعي: گذشتهنگر[1]

2 غيرفعال: حال[2]

3 فعال: آينده[3]

4 تعاملي[4]: درنظرگرفتنگذشته / حالوآينده

1-6-2-2 گرايشارتجاعي(گرايشبهگذشته)

گذشته‏گرایان وضعیت گذشته را نسبت به حال ترجیح می‏دهند و بر این باور هستند که امور از بد به سوی بدتر شدن می‏رود. بنابراین آن­هانه‏ فقط در برابر تغییرات مقاومت نشان می‏دهند، بلکه تلاش می‏کنند تا‏ تغییرات قبلی را خنثی کرده و به موقعیتی بازگردند که در گذشته‏ داشته‏اند. آن­هامعمولا افسوس«روزهای خوب گذشته»را می‏خورند، تمایلی که آن­هانسبت به گذشته دارند، فلسفه مدیریت آنان را واپس‏گرا می‏سازد.

گذشته‏گرایان بیشتر تحت تأثیر نفرت‏هایشان حرکت می‏کنند تا عشق‏هایشان. جهت‏گیری آنان بیشتر جبرانی‏است نه خواستاری‏. آن­هابیشتر سعی می‏کنند که از ناخوشایندها بپرهیزند نه اینکه خویشاندها را بدست آورند. آن­هادر هر پیشنهادی تازه‏های کمی­می‏بینند و تازه‏های‏ کمتری برای آنان شایستگی پذیرش دارد. از آنجا که تغییرات تکنولوژیک بسیار آشکار است و‏ همیشه پیچیدگی تکنولوژی در گذشته کمتر از حال بوده است، تکنولوژی‏ در نظر گذشته‏گرایان عامل اساسی گرفتاری­ های آن­هاست. آن­هاهنر را بر علم‏ ترجیح می‏دهند،در برخورد با مسائل بر عرف‏، کشف و شهود و قضاوت‏های مبتنی بر تجربه‏ طولانی متکی می‏شوند. در نظر آنان هرقدر تجربه بیشتر باشدبهتر است. به همین دلیل آنان برای ارشدیت، بی‏جنبشی، سن، پایگاه سازمانیو مسئولیت‏های متناسب با آن­هاارزش فراوان قائل‏ هستند.

گذشته‏گرایان پیچیدگی را دوست ندارند و سعی می‏کنند که از آن‏ بپرهیزند. آنان سیستم‏های پیچیده را به مسائل ساده که راه‏حلهای ساده نیز دارند(راه‏حلهایی که تجربه شده و درست هستند)تجزیه می‏کنند. آن­هاکسانی هستند که برای همه مسائل راه‏حل پیشنهاد می‏کننداما برنامه‏ریز نیستند. سعی می‏کنند که گذشته را با تخریب وضعیت پیچیده‏ای که‏ فکر می‏کنندمحصول برنامه‏ریزی دیگران استبازگردانند.

برخلاف حال‏گرایان، گذشته‏گرایان سوار بر موج نمی‏شوند، آن­هاسعی می‏کنند بر خلاف جهت موج به سوی ساحل آشنا شنا کنند. بنابراین تعجب‏آور نیست که این نگرش زمانی موفقیت‏آمیز بوده باشد، اما امروز تعداد موسسات و سازمان­هایی که چنین رویه‏ای را بپذیرند رو به‏ کاهش است. ( ایکاف، 1371)

2-6-2-2 گرايشغيرفعال(گرايشبهحال)

افرادغیرفعالازآنچهوجودداردراضیهستند. آن­ها علاقهايبهبازگشتبهوضعیتپیشینندارندوازتغییرهمدلخوشنیستند. بنابراینسعی می­کنندازتغییرجلوگیرينمایند. هدفآن­ها بقاوثباتاست. اگردرچنبرموج تغییرگرفتارشوند، کوشش می­کنندکهبهلنگربیاویزند.

مدیریت­هاي غیرفعال ممکناستباورنداشتهباشندکهوضعیتموجودبهترینوضعیتاست، امامعتقدندکهاین وضعیتبهاندازهکافیخوباست­یاانتظاربیشازاینعاقلانهنیست.

غیرفعالانبراینباورندکهدخالتدیگراندرجریانامور، حتیبانیتخوباوضاعرابههم می­ریزدواین ­یعنی تأخیرفردغیرفعالدرواکنشنسبتبهآشفتگیایجادشدهتوسطدیگرانتاوقوعبحران؛­یعنیتاهنگامی­کهبقاو ثباتآن­ها موردتهدیدقرارگیرد. ازاینجاستکهآن­ها مدیریتبحرانوبرلبهتیغراهرفتنراتجربه می­کنند. حتیدربحران­هاحداقلتلاشلازمبرايبازگشتنبهتعادلرابهکار می­برند. برعکسآنچهکهازنامآن­ها برمی­آید، غیرفعالانبسیارفعالند، حتیهنگامی­کهبحرانیهمنیست، کهبهندرتاتفاق می­افتد، زحمتزیادي می­کشندتاازوقوعرویدادهاجلوگیريکنند.

سازمان­هايغیرفعالبهآداببیشتر از کارآرایی اهمیت می­دهند.دراینسازمان­ها بهسازگاريارزشبیشتري داده می­شودتابهآفرینندگی. سازمان­هايبیکنشبهایندلایلبهدیکتاتوريوسیله­هاودموکراسیهدف­ها گرایشدارند. آن­ها فکر می­کنندکهبهصاحبانمنافعبهویژهبهسرمایهگذارانومشتریانشانخدمت می­کنندوبهتراز آن­هامی­دانندچگونهمنافعآن­ها راحفظکنند. اینسازمان­ها کوشش می­کننداز طریقحیاتیجلوهدادنخوددرنظر مخدومینوخادمین، ادامهحیاتخودراتضمینکنند.

سازمانی می­تواند بامدیریتغیرفعالسرکندکهادامهحیاتآنارتباطیبهعملکردنداشتهباشد؛ ­یعنیبهکمکمالی دولتمتکیباشد. لذاشگفتآورنیستکهچنینسازمان­هاییدربرابراقدام­هايمربوطبهاندازهگیريعملکردشان مقاومت­کنند. نمونه­هايبسیاريازغیرفعالبودنرا می­تواندرمیانسازمان­هايدولتی، اداراتخدماتی، شرکت­هايسهامی­ ودانشگاه­هامشاهدهکرد. (یارمحمدیان، 1390)

3-6-2-2 گرايشفعال(آيندهگرايي): سبكفراگيرمديريتي

طرفداران این نوع گرایش از بازگشت به وضعیت پیشین ­یا رضایت دادن به حال، خشنود نیستند. آن­ها به شدت معتقدند که آینده از حال و گذشته بهتر خواهد بود. بنابراین دوست دارند تغییر را شتاب دهند و از فرصت­های   ناشی از آن بهره گیرند. آن­ها معتقدند که تکنولوژی عامل اصلی تغییر است. آن­ها به عکس غیر فعالان به کار متوسط رضایت نمی­دهند. و شیفته روش­های علمی­مقداری، مثل برنامه­ریزی خطی، طرح ریزی، تجزیه و تحلیل ریسک و… هستند. فعالان بیشتر به آزمایش تکیه می­کنند و به تجربه اهمیت نمی­دهند، رویکرد خلاقانه دارند و تمایل به پیشگام بودن در شیوه­های نو دارند.

برنامه­ریزی در­یک سازمان فعال عبارت است از پیش بینی آینده و آماده شدن برای آن و به عبارت دیگر برنامه­ریزی امروز برای کاری که در آینده باید انجام شود. فعالان بیشتر نگران از دست دادن فرصت هستند تا اینکه نگران ارتکاب اشتباه باشند. سبک برنامه­ریزی آن­ها به صورت از بالا به پایین است. آن­ها آرمانگرا هستند و چیزی فراتر از بقا می­خواهند و به دنبال شکار فرصتها در جهت بهبود وضعیتشان می­باشند. با این حال آینده گرایان برای آینده برنامه­ریزی می­کنند، ولی آینده را برنامه­ریزی نخواهند کرد. آینده گرایان ن در پی تغییر درون سیستم هستند و نه تغییر خود سیستم­ یا محیط آن. لذا آن­ها می­خواهند سوار بر موج متلاطم باقی بمانند و نه آنکه برخلاف موج حرکت کنند. (علی احمدی، 1388)

4-6-2-2 گرایش تعاملی

طرفداران برنامه­ریزی تعاملی بر آن هستند که آرمان آینده باید بسی بهتر از حداکثر توانایی کنونی باشد. بنابراین، گرایش تعاملی به جای بهادادن به بهترین عملکرد در زمان مشخص و تحت شرایط مشخص، به بهبود عملکرد در طول زمان ارج می­نهد. هدف آن حداکثر کردن توانایی­یادگیری و سازگارکردن­یعنی توسعه است. گرایش تعاملی تنها گرایشی است که به توسعه فرد، سازمان، اجتماع و بهبود کیفیت زندگی می­انجامد.

گرایش تعاملی، گذشته، حال و آینده را به عنوان بخش­های مجزا اما جنبه­های غیرقابل تفکیک که باید برای آن برنامه­ریزی کرد می­شناسد. هر شرکت کننده فرصت می­یابد تا به درک خود نسبت به اینکه رفتارش چگونه بر عملکرد کل اثر می‌گذارد و درنتیجه این عملکرد را بهبود می­بخشد بیفزاید. به عبارت دیگر، هرکس که با سیستمی­سروکار دارد­یک­یاری دهنده بالقوه در طراحی مجدد آن است چرا که فایده اصلی برنامه­ریزی تعاملی ازطریق مشارکت در آن به دست می‌آید. این حالت توسعه فردی و سازمان را تسهیل می­کند. این توسعه، بدون توجه به نتیجه­ی کار در فرایند مشارکت روی می‌دهد. در چنین زمینه ای است که کار، بازی و­یادگیری در هم تنیده می­شود و توسعه به بار می­نشیند. بنابراین، برنامه­ریزی تعاملی پارادایم طراحی­یک آینده مطلوب و کشف راه­های رسیدن به آن در مقابل پارادایم پیش‌بینی و آمادگی است.

در این نوع برنامه­ریزی به علت دید کل نگر، بخش­ها و سطوح­یک سازمان همزمان و وابسته به هم برنامه­ریزی می­کنند،لذا به نتیجه بهتری دست می­یابند. این مفهوم از برنامه­ریزی که همه با هم و در­یک زمان انجام می­شود مخالف برنامه­ریزی ترتیبی از بالا به پایین­یا از پایین به بالا در سازمان است. (بينش، 1384)

 

[1]Reactive

[2]Inactive

[3]Proactive

[4] Interactive

دانلود پایان نامه