مقالات و پایان نامه ها

– اندازه حسابرس.پایان نامه تاثیر ساختار هیئت مدیره و کیفیت حسابرسی بر سیاست های نقدینگی

دانلود پایان نامه

اندازه حسابرس

با توجه به تعاریف مختلف ارائه شده در بخش کیفیت حسابرسی ملاحظه می­شود که تعاریف مذکور درجات متفاوتی از ابعاد شایستگی و استقلال در انجام حسابرسی(استقلال واقعی) و همچنین چگونگی درک استفاده کنندگان از استقلال آنها را در بر می­گیرند. اگرچه کیفیت درک شده حسابرسی می­تواند با کیفیت واقعی حسابرسی مرتبط باشد، اما لزوماً یکسان نیست. بنابراین، از حسن شهرت و مراقبت حرفه­ای برای حفظ ویژگیهای واقعی کیفیت حسابرسی و کیفیت درک شده استفاده می­شود. پس می­توان گفت حسن شهرت حسابرس چگونگی درک ذینفعان از اطلاعات مذکور را متأثر می­سازد و حسن شهرت حسابرس به درک بازار از شایستگی و بیطرفی(استقلال ظاهری) حسابرس مرتبط می­شود. این امر توانایی حسابرس برای افزایش اعتبار صورتهای مالی(حتی در صورت فقدان اطلاعات با کیفیت) را نمایش می­دهد(قراچورلو و بادآورنهندی، 1392).

مهمترین شاخص حسن شهرت حسابرس، اندازه مؤسسه حسابرسی است. از دیدگاه نظری چندین دلیل برای رابطه مستقیم مورد انتظار بین حسن شهرت حسابرس و توانایی نظارت حسابرس وجود دارد. مؤسسات معتبرتر در مقام مقایسه با مؤسسات کم اعتبارتر و کوچک­تر حسن شهرت بیشتری را وثیقه می­گذارند و با احتمال کمتری از اشتباهات با اهمیت با مخاطره دعوی حقوقی چشم می­پوشند. مؤسسات حسابرسی بزرگ به طور واضح منابع بیشتری را برای هدایت آزمون های حسابرسی دارند. اکثر پژوهش­های تجربی کیفیت محصول این فرض هستند که حسابرسان بزرگتر(دارای نام تجاری) در مقایسه با حسابرسان کوچک­تر(فاقد نام تجاری) توانایی نظارت بیشتری دارند. ذخایر احتیاطی برای صاحبکارانی که حسابرسان صاحب نامی ندارند در مقام مقایسه با حسابرسان صاحب نام(بزرگ و دارای نام تجاری) بیشتر است. دی­آنجلو کیفیت حسابرسی را با واژه اعتبار حسابرس تعریف کرده است. او اظهار می­دارد که ذینفعان می­توانند از اندازه مؤسسه حسابرسی به عنوان جانشین حسن شهرت حسابرس استفاده نمایند. وی استدلال می­کند که اگر به کارگیری صاحبکار خاص در میان صاحبکاران حسابرسی خاص یکسان است، آنگاه حسابرسان بزرگ­تر که تعداد صاحبکاران بیشتری دارند، در راستای تلاش برای حفظ هر صاحبکار انگیزه کمی برای قصور در افشاء تحریف کشف شده دارند، مطالعات بررسی کننده رابطه اجزای کیفیت سود مشخص می­کنند که اگرچه صاحبکاران حسابرسی شده توسط حسابرسان دارای نام تجاری می­توانند انگیزه­های بیشتری برای مدیریت سود داشته باشند، اما حسابرسان دارای نام تجاری مدیریت سود را محدود می­نمایند(قراچورلو و بادآورنهندی، 1392).

در واقع از دیدگاه حسابرسان، اندازه حسابرسی یکی از ویژگیهایی است که بر کیفیت حسابرسی اثر دارد. دی آنجلو معتقد است که مؤسسات حسابرسی بزرگ­تر، خدمات حسابرسی با کیفیت بالاتر ارائه می­کنند، زیرا    علاقه­مند هستند که شهرت بهتری در بازار کار به دست آورند و از آنجا که تعداد مشتریان­ شان زیاد است نگران از دست دادن آنها نمی­باشند. تصور بر این است که چنین مؤسساتی به دلیل دسترسی به منافع و امکانات بیشتر برای آموزش حسابرسان خود و انجام آزمون های مختلف، خدمات حسابرسی را با کیفیت بالاتری ارائه می­کنند(کارسلو و ناجی[1]، 2004).

همان طور که اشاره شد، مهمترین شاخص اندازه­گیری حسن شهرت حسابرس، اندازه مؤسسه حسابرسی است که این دو با هم رابطه مستقیم دارند طوری که هرچه اندازه حسابرس بزرگتر باشد، کیفیت حسابرسی هم بالاتر خواهد بود. شرکتهای با اندازه حسابرسی بزرگتر علاوه بر شهرت و اعتبارشان، در امر آموزش کارکنان و حفظ استقلال(ظاهری و واقعی) در برابر صاحبکاران و دیگر موارد مهم اثرگذار در افزایش کیفیت حسابرسی موفق عمل می­کنند(کارسلو و ناجی، 2004).

 

28 2- تخصص­گرایی در صنعت

نظریه­های اقتصادی بیانگر آن است که حرفه حسابرسی با یافتن راههای جدیدی برای تمایز قائل شدن بین خدمات خاص در موسسه­های حسابرسی به بلوغ و پیشرفت رسیده است. یکی از این ابزارها   تخصص­گرایی در صنعت خاص است. هوگان و جتر(1999)، دریافتند که موسسه­های حسابرسی دارای نام تجاری تلاشهایی را برای افزایش سطح تخصص­شان انجام می­دهند. آنها سعی می­کنند تا بر روی مقررات صنعت و ویژگیهای صنعتی که ریسک دعوی حقوقی نسبتاً کم، رشد سریع، با صاحبکاران نسبتاً بزرگی دارند متمرکز کردند. واژه تخصص اغلب معادل کیفیت فرض می­شود. انتظار می­رود که متخصصین در مقام مقایسه با غیرمتخصصین کیفیت بالاتر و خدمات بیشتری را به همراه حسابرسی عرضه نمایند(بالسام و همکاران[2]، 2003).

پژوهش­های اخیر بیانگر آن است که بین نوع صنعت مورد تخصص حسابرس و کیفیت گزارش حسابرسی رابطه مثبتی وجود دارد. به عبارت دیگر حسابرسانی که در صنعت مورد نظر تخصص دارند به دلیل داشتن توانایی بیشتر در شناسایی و برخورد با مشکلات ویژه آن صنعت می­توانند حسابرسی را با کیفیت بالاتری انجام دهند. به علاوه، هر قدر مؤسسه حسابرسی تجربه بیشتری در صنعت خاصی کسب نمایید، به دلیل ایجاد شهرت مثبت، علاقه بیشتری به ارائه خدمات حسابرسی با کیفیت برتر پیدا می­کند(کارسلو و همکاران، 2004).

تخصص در صنعت صاحبکار، کوشش پر ارزشی است. چندین نظریه پیرامون چگونگی جبران     هزینه­های متخصصین ارائه شده است. گرس ول و همکاران(1995)، شواهدی را پیرامون این که چنین سرمایه­گذاریهایی می­توانند با حاشیه حق­الزحمه­های حسابرسی جبران شوند، ارائه نموده­اند. مطالعه آنها مشخص کرد که حسابرسان دارای نام تجاری و متخصص در صنعتی خاص در مقایسه با حسابرسان دارای نام تجاری و غیرمتخصص، 34% حاشیه حق­الزحمه­ای بیشتر کسب نموده­اند. این پژوهش می­تواند توضیحات بیشتری را برای حاشیه حق­الزحمه گزارش شده حسابرسان دارای نام تجاری در مطالعات خاص، بیان نمایند. اما نتایج فرگوسن و استاکس(2002)، از نتایج پژوهش گرس ول و همکاران(1995)، حمایت نمی­کنند. آنان توضیحات بیشتری را ارائه نمودند که نشان می­دهد متخصصین در صنعت خاص چگونه می­توانند مبلغی را به عنوان حاشیه حق­الزحمه­ بیشتر دریافت نمایند، آنان معتقدند که موقعیت اقتصادی مناسب برای حسابرسان می­تواند از عرضه مشترک خدمات حسابرسی و غیرحسابرسی که سبب کاهش حاشیه حق­الزحمه می­شوند به وجود آید. همچنین، متخصصین صنعت می­توانند معادله حاشیه حق­الزحمه را از طریق حق­الزحمه­های حاصل از خدمات غیرحسابرسی به دست آورند. نگرانی احتمالی از افزایش تمرکز عرضه کننده و نیز مباحث مرتبط با عرضه مشترک خدمات حسابرسی و غیرحسابرسی وجود دارد. به نظر می­رسد که این امر فضای مناسبی را برای پژوهش­های آتی فراهم آورد. هوگان و جتر(1999)، با اثبات رابطه موسسات معتبر حسابرسی و متخصص در صنعت خاص و افزایش سهم بازار آنها در طول زمان، توضیحات بیشتری را درباره متخصص صنعت ارائه نموده­اند. همچنین آنان در تلاش برای افزایش کیفیت حسابرسی به طور ضمنی به تخصص­گرایی در صنعتی خاص اشاره کرده­اند(قراچورلو و همکاران، 1392).

چندین مطالعه، شواهدی برای حمایت از این نظریه ارائه کرده­اند. کریشنان(2003) و همچنین بالسام و همکاران(2003)، شواهدی را یافته­اند که ذخایر احتیاطی صاحبکاران حسابرسان متخصص در صنعت خاص به طور معنی­داری کمتر از حسابرسان غیرمتخصص در صنعت خاص می­باشد. به علاوه، بالسام و همکاران(2003)، به ارائه شواهدی پرداخته­اند که بر اساس آن ضریب واکنش سود صاحبکاران حسابرسان متخصص صنعت خاص بیشتر از ضریب واکنش سود صاحبکاران غیرمتخصص در صنعت خاص می­باشد. این نتایج بیانگر آن است که حسابرسان متخصص توانایی نظارت بیشتری را دارند و بازار خدمات حرفه­ای، آنان را به همین صورت می­شناسد(هاگن و همکاران[3]، 1999).

[1] Carcello & Nagy

[2] Balsam et al

[3] Hogan et al

دانلود پایان نامه