مقالات و پایان نامه ها

ابعاد تعهد /پایان نامه رهبری خدمتگزار و اعتماد توانمند سازی کارکنان

دانلود پایان نامه

) ابعاد تعهد

اعتماد سازمانی به عنوان سازه‌ای چندبعدی تعریف شده است. تاکنون ابعاد گوناگونی برای اعتماد معرفی شده است که می‌توان به این موارد اشاره کرد: شایستگی[1]، انصاف[2]، گشودگی[3]، ثبات، وفاداری(Appelbaum et al, 2004). وابستگی توجه به کارمندان، تعهد[4]، اعتبار[5]، گشودگی و صداقت، شناسایی[6]، مشارکت، «مایر» به سه جزء در اعتماد اشاره کرده است که عبارتند از: خیرخواهی[7]، انصاف و توانایی.

«میشرا» نیز به شایستگی، گشودگی، اعتبار و توجه اشاره نموده است (Usoro et al, 2006).

  • انصاف: زمانی است که کارکنان عدالت را در تعاملات درون سازمانی مشاهده کنند. لذا زمانی که کارکنان بین داده و ستاده‌های خود در سازمان تناسب را احساس کنند، در این صورت است که کارکنان طرز تلقی مثبتی از عملکرد سازمان در قبال پرداخت حقوق و مزایا خواهد داشت و میزان اعتماد آن‌ها به سازمان و مدیریت افزایش خواهد یافت.
  • توجه به کارکنان: توجه به کارکنان، نشان دهنده‌ی این است که مدیر سازمان، نیازهای کارکنان را در اولویت نخست قرار داده است. لذا کارکنان از پایگاه حمایتی و مدیریت برخوردار می‌باشند. کارکنانی که به مدیران اعتماد می‌کنند، در جهت دستیابی به اهداف سازمانی تلاش خواهند کرد.
  • شایستگی و توانایی: نشان‌دهنده‌ی این است که مدیریت سازمان از تخصص و تجربه لازم برای انجام درست کارها بهره مند است و برای اخذ تصمیمات اثربخش از مهارت‌های لازم برخوردار می‌باشد.
  • گشودگی: گشودگی به شفافیت و روشن بودن جریان اطلاعات در سازمان اشاره دارد که این امر منجر به اعتماد کارکنان به اقدامات مدیریت می‌گردد و تلاش تعهد کارکنان را افزایش می‌دهد.
  • ثبات: اگر بین رفتار و گفتار مدیران در سازمان تناقض و ناهماهنگی وجود نداشته باشد و مدیران به وعده‌های خود جامه‌ی عمل بپوشانند، میزان اعتماد کارکنان به مدیریت افزایش خواهد یافت.
  • مشارکت: اگر کارکنان در جریان تصمیم گیری مشارکت داده شوند و مدیریت به نظرات کارکنان توجه نمایند، کارکنان نیز متقابلا اعتماد خود را به مدیریت افزایش می‌دهند.
  • شناسایی: شناسایی نشان‌دهنده‌ی حدی است که اهداف، هنجارها و اعتقاداتی مرتبط با فرهنگ سازمان را توصیف می‌کند.
  • تعهد: نشان‌دهنده‌ی حدی است که یک طرف معتقد است حفظ و ایجاد روابط، صرف انرژی را دارا می‌باشد. دو بعد تعهد عبارتند از تعهد مستمر و تعهد احساسی. تعهد مستمر، نشان‌دهنده‌ی مسیر مشخصی از اقدامات می‌باشد و تعهد احساسی که دارای گرایش‌های احساسی می‌باشد.

به طور کلی «بوسر» چند بعدی بودن مفهوم اعتماد یک توافق کلی وجود دارد. به این معنی که:

چندسطحی بودن: اعتماد از تعاملات بین همکاران، تیم و ائتلاف‌های درون سازمانی منتج می‌گردد.

ریشه در فرهنگ دارد: اعتماد با هنجارها، ارزش‌ها و اعتقادات در فرهنگ سازمانی ارتباط نزدیکی دارد.

مبتنی بر ارتباطات است: اعتماد نتیجه‌ی رفتارهای ارتباطی مانند فراهم آوردن اطلاعاتی صحیح، توضیح و تشریح و تصمیمات سازمان و گشودگی در کارها می‌باشد.

پویا می‌باشد: اعتماد به شکلی آنی ایجاد نمی‌گردد؛ بلکه شکل گیری آن در طول زمانی رخ می‌دهد، اعتماد به شکل چرخه‌ای می‌باشد که شامل مراحل ایجاد، ثبات بخشیدن و حل و فصل می‌باشد(چادود و همکاران[8]، 2007).

به لحاظ روانشناختی «مک آلیستر»[9] اعتماد مبتنی بر شناخت و اعتماد مبتنی بر عاطفه را مطرح کرد.

  • اعتماد مبتنی بر شناخت: اعتماد مبتنی بر شناخت، یک ارزیابی منطقی و خردگرایانه از توانایی فرد در انجام تعهدات می‌باشد و از این رو، باورپذیری به قابل اطمینان بودن فرد، وابسته بودن را منعکس می‌کند.
  • اعتماد مبتنی بر عاطفه: اعتماد مبتنی بر عاطفه، بیشتر به علاقه یا دلبستگی هیجانی است که ریشه در مراقبت‌ها و توجهات متقابلی است که میان افراد وجود دارد(چن[10] و همکاران، «میزتال[11]» معتقد است که توجه بیش از حد به موضوع اعتماد را می‌توان به این موضوع نسبت داد که شالوده‌های موجود برای همکاری‌های اجتماعی، ثبات، قوام و اجماع تحلیل رفته است، نیازی اساسی برای جایگزین کردن شقوق جدید در راه است. «سلیگمن» بحث می‌کند که توجه فزاینده‌ای که در چند سال اخیر به موضوع اعتماد شده است، پاسخی به این حقیقت است که در وضعیت موجود ما به اعتماد بیشتری نیاز داریم؛ زیرا اعتماد موجود در سیستم‌ها کافی نمی‌باشد (مولرینگ[12] و همکاران، 2004).

مفهوم اعتماد ریشه در لغاتی مانند وفاداری و ایمان دارد ولی احتمالا قدرت پدیده اعتماد به اشکال اولیه سازمان‌های انسانی برمی‌گردد. به عنوان مثال، «کنفوسیوس»[13] را به عنوان پیش شرط و مبنایی برای روابط اجتماعی ارزشمند قلمداد می‌کند. بسیاری از نویسندگان کلاسیک در زمینه فلسفه و علوم اجتماعی بر این عقیده هستند که اعتماد از عناصر اساسی و حیاتی به شمار می‌رود که ازپاشیده شدن زندگی اجتماعی جلوگیری می‌کند و اینکه اعتماد عنصری است که قوام را سبب می‌گردد (مولرینگ و همکاران، 2004).

[1] Fukuyama

[2] Integrity

[3] Openness

[4] Commitment

[5] Reliability

[6] Identification

[7] Behevolence

[8] Chathoth

[9] Mc Allister

[10] Chen

[11] Miztal

[12] Mollering

[13] Confocius

دانلود پایان نامه